زمانه سیاه سپری می شود ، روشنایی بر آستانه ایستاده است، باران می نشیند ، آسمان صاف خواهد شد. آرامش فرا خواهد رسید و شوربختی ها پایان می گیرد ...
اما تا این همه در رسد ، چه رنج ها که بر ما نخواهد رفت!
#استفان_تسوایگ
@SaInNariya@randomuserrnam اگ به شنیدن باشه که منم اخبار صدا و سیما رو نگاه میکنم اروپا و امریکا هم غرق در فساد فقر خیانت بیکاری بی خانمانیو.... هستش،در میدان علمی نمیتونی بدون مستند امار و ... صحبت کنی
،شمارمو رو برگه با مقداری پول نقد دادم بهش با چندتا میوه،گفتم هر هفته خبرمو بگیر،پیاده اش کردم در ایستگاه،از بلوار دور زدم نگاهش کردم از دور،در سکوت سرد تاریکی نشست در زمین تا تاکسی چیزی بیاد و ببرتش💔💔
در دل شب سرد پ غم انگیز پاییزی
شب هنگامان،هنوز دم در سوپری قزل بودم،خریدام انجام شد،داخل ماشین بودم،کودکی بسیار نحیف و لاغر،با موهای پریشان،ظاهری شکسته و درد کشیده،اما امیدوار به روزهای روشن لنگ لنگان و خمیده، انگار که سنگینی روزگار کمرش را خم کرده،در حال ادامه دادن به مسیر خود
گفتش میرم گوگ تپه،سوال کردم از زندگیش،گفتش پدر ندارم،یک مادر مریض دارم هر روز میام اق قلا ضایعات جمع میکنم و اخرش میفروشم برمیگردم روستا،خرج خونه رو جور میکنم،گفتم این نصف شب ماشین پیدا میشه برات،گفت الله کریم دایی،شماره کارت خواستم،گفتش نداریم،موبایل خواستم گفت گوشی نداریم
@Fatemeh_Jannat غم انگیز قسمت داستان برگشت صابر کاظمی به شهر،پریشب بود،امبولانس ساعت ۱۲ شب پیکر این جوان مظلوم رو یک دور داخل شهر چرخاند تا این جوان رعنا بدون وداع شهرشو ترک نکنه