دوستان من 75 نفر فالور بیشتر ندارم شاید ده نفر بیشتر این پست رو نبینن.
از کار بیکار شدم لطفا اگه کسی کار سراغ داره بهم خبر بده، یا حد اقل پست رو نشر بدین شاید یکی دید
سخته گفتن این حرف دارم شرمنده خوانوادم میشم
«در هیچ کشوری به اندازه #ایران، کاروانسراهای خوب و فراوان برای آسایش مسافران ساخته نشده است.» — ژان شاردن، سده هفدهم.
فرتور: #کاروانسرا ی مرنجاب/آران و بیدگل/اصفهان
عکاس: الهام اسدی
تازه ابعاد جنایت دی ماه داره بیرون میاد…😓
گلوله سربی در برابر تن نحیفِ یک کودک دو ساله؛ جنایت تا کجا؟
بهار سیفی، کودکی که تنها دو بهار از زندگیاش را دیده بود، در آغوش امن برادر ۱۶ سالهاش پناه گرفته بود که هدف گلولهی مستقیم نیروهای سرکوبگر قرار گرفت. او پس از چند روز مقاومت معصومانه در بیمارستان، پر کشید. 🕯️🥀
پیکر کوچک او در روستای شاداب نیشابور و زیر فشار امنیتی به خاک سپرده شد، اما نامش به عنوان سند وحشیگری و قساوت بی حد و مرز این رژیم جنایتکار در تاریخ ثبت خواهد شد. حکومتی که ۱۴۰۰ سال از علیاصغر روضه خواند و جان بهار دوساله را در آغوش برادر گرفت.
در نارمکِ تهران تیر میخوره
زنگ میزنه به خانواده اش میگه داخل یه پارکینگم و تلفن ها قطع میشه...
۲ساعت بعد دوباره وصل میشه و خبر میدن که رفتن خونه...
خانواده پیداش میکنن
با روده ی پاره میرسه بیمارستان و ۳ بار عمل میشه...
با خونریزی داخلی تموم میکنه💔
جاوید نام #علی_میرزائی تهران
«تمدن کاریزی یکی از پارهفرهنگهای ایران است.»
در عصر هخامنشی،ساخت و احیای #قنات تا پنج نسل معافیت مالیاتی داشت.
در دوره ساسانی،نظام پیشرفته آبیاری و نظارت بر آن شکل گرفت.
قنات سازگاری هوشمندانه با اقلیم خشک و جلوهی دیرینهی #معماریپایدار است.
فرتور: #کاریز_قصبه_گناباد
مادربزرگم و عمم اسنپ گرفتن وقتی حرکت کردن دیدن به جای این که به سمت تهرانپارس(شرق تهران )حرکت کنه به سمت جنوب تهران داره حرکت میکنه بهش تذکر دادن گفته لوکیشنم خرابه وقتی هم بهش ادرس دادن توجه نکرده اومدن به امنیت سفر زنگ بزنن دیدن وقتی سوار شدن سفر و لغو کرده هرچی جیغ زدن…
مادربزرگم و عمم اسنپ گرفتن وقتی حرکت کردن دیدن به جای این که به سمت تهرانپارس(شرق تهران )حرکت کنه به سمت جنوب تهران داره حرکت میکنه بهش تذکر دادن گفته لوکیشنم خرابه وقتی هم بهش ادرس دادن توجه نکرده اومدن به امنیت سفر زنگ بزنن دیدن وقتی سوار شدن سفر و لغو کرده هرچی جیغ زدن…
نقاشیهای شگفتانگیز ساله شریفی بر دو استعاره استوارند؛ «تطابق» و «باغ» دو مفهوم و مصداق گمگشته در تاری این روزگار.
باغهای ساله یادآور خاطره ازلی #چهارباغ و #پردیس در ذهن محو انسان ایرانی است.
تصویر کاخ و پردیس کوروش بزرگ در پاسارگاد و نقاشی باغ سدههای بعد در ناخودآگاه نقاش
زن ۴۵ سالهای را وسط آرامستان، جلوی چشم یک کودک، با پنج گلوله کشتند چون حاضر نشد حجاب اجباری سرش کنه.
چه کسی جز مزدوران جمهوری اسلامی، اسلحه داره و به خاطر حجاب آدم میکشه؟
#مژگان_حسنپور
پسرم معین...
قلب مادر، با همون گلولهای که به قلبت نشوندند، پاره پاره شد
تو فقط یه جوون ساده و عاشق آزادی بودی
نور چشمم
تا صبح کنار بدنت نشستم، یخ زده و خونآلود، التماس میکردم تورو نبرن...
نذاشتم ببرن جونم رو
حالا هر شب با عطر لباسهات خوابم میبره و با صدای خالی خونه بیدار میشم
چطور باید بدون تو نفس بکشم معین؟
💔
#معین_عباسپور
#انقلاب_شیروخورشید
دیروز آقای دکتر رادیولوژیستی که پستانم رو سونوگرافی کرد اینقدر باسواد و باشعور بود که وقتی کارش تموم شد، نشستم تو پارک گریه کردم چون خیلی وقت بود از مرد جماعت ناامید شده بودم!
اول اجازه گرفت میتونه به بدن تاپلسم نگاه کنه یا نه؟ با اینکه من خودم دکتر مرد انتخاب کرده بودم و میدونست میتونه! (دکتر زنشون خیلی دیر وقت میداد)
بعد برای معاینه هر دو پستان جدا اجازه گرفت!
وقتی میخواست پروب دستگاه رو بذاره هم باز اجازه گرفت!
مثل گاو پروب رو محکم نمیچرخوند و قبل چرخوندن توضیح میداد این ناحیه ممکنه حساس باشه، قلقلک بیاد یا درد بگیره…
به شرح حالم با دقت گوش داد و تمام سوابق سونوهای قبلیم از سال ۹۹ تا ۴۰۳ رو به دقت و با وسواس خوند!
بهم اعتماد و باور داشت و مرتب ازم میپرسید دیگه کجا چیزی حس کردی و تا تودههایی که خودم تو خونه پیدا کرده بودم، پیدا نمیکرد و اندازهشون رو نمیگفت، خیالش راحت نمیشد!
با اینکه میدونستیم همه چیز نرماله و تودهها خوشخیمه؛ باز هر چی پیدا میکردیم سر صبر و حوصله با مهربونی توضیح میداد جنسشون چیه، لوبول شیری یا کیست ساده یا کیست پیچیده یا لنف نود…
خیلی لذتبخش بود مثل اکثر دکترها که مریض رو نادون فرض میکنند و قابل نمیدونند چیزی بهش حالی کنند، برخورد نمیکرد!
یک تشخیص هم داد و گفت پرولاکتینت بالاست که میدونم درست گفته چون چند سال پیش دکتر پوستم به خاطر ریزش مو ازم آزمایش گرفت و واقعاً بالا بود!
(این تشخیص برای من خیلی مهم و حیاتیه چون تصمیم دارم تخمک فریز کنم)
تهش هم خلاف سالهای قبل که با دو جمله از سر خودشون باز میکردند دو صفحه کامل گزارش نوشت!
خیلی مودب صحبت میکرد و بوی عطرش هم تند و آزاردهنده نبود…
کاش میتونستم اسمش رو بنویسم و از احساس امنیتی که بهم داده تشکر کنم!