وقتی به کسی که دوستش داریم میگوییم "مراقب خودت باش"، در واقع نمیخواهیم او از خطرات دوری کند.
میخواهیم به او بفهمانیم که زندگیمان به وجودش گره خورده است.
این مراقبت، نه برای او، که برای حفظ تکهای از خودمان است.
🔘 گرهِ وجود
🏮 @Fanoosak
وقتی به دوستمان میگوییم "حیف شد که این کار را نکردی"، در واقع برای موفقیت او غصه نمیخوریم.
برای فرصتی غصه میخوریم که میتوانستیم در سایه آن، ناکامیهای خودمان را توجیه کنیم.
این دلسوزی، نه برای او، که برای حفظِ بهانههایِ خودمان است.
🔘 حسرتِ بهانه
🏮 @Fanoosak
@Psiphon_Fa@PsiphonConduit@PsiphonInc این افزایش اتصال به سایفون به لطف اپ شیروخورشید و مهسا انجی هستش، بدون آپشنی که اونا اضافه کردن سایفون خودش به تنهایی اصلا متصل نمیشه. روند پیشرفت خود سایفون خیلی کنده و کم امکانات
@amir2091 ماده ی 19 حقوق بشر چیه, اینا اصل 9 قانون اساسی خودشونم که میگه تحت هیچ شرایطی حتی شرایط امنیتی هیچ شخصی حق نداره آزادی عمومی و مشروع مردم رو سلب کنه رعایت نمیکنن
وقتی کسی را میبینیم و میگوییم "چقدر عوض شدهای"، در واقع نمیخواهیم تغییر او را تحسین کنیم.
میخواهیم به خودمان یادآوری کنیم که ما هنوز همان آدم قبلی هستیم.
این اعتراف به تغییر او، در واقع ستایشِ پنهانِ درجا زدنِ خودمان است.
🔘 ستایشِ درجا زدن
🏮 @Fanoosak
وقتی مدام از گذشتهمان تعریف میکنیم و میگوییم "آن روزها بهتر بود"، در واقع نمیخواهیم به آن زمان برگردیم.
میخواهیم خودمان را از زحمتِ ساختنِ امروز و فردایی بهتر معاف کنیم.
این نوستالژی، نه برای گذشته، که برای توجیهِ سکونِ امروزمان است.
🔘 نوستالژیِ سکون
🏮 @Fanoosak
وقتی در جمعی از دوستان، کسی از مشکلاتش میگوید و بقیه به سرعت راه حل میدهند، در واقع نمیخواهند کمک کنند.
میخواهند خودشان را از غرق شدن در عمق آن مشکل نجات دهند.
این راه حلها، نه برای رهایی او، که برای فرار از همدردیِ عمیق است.
🔘 رهایی با نصیحت
🏮 @Fanoosak
وقتی به کسی که از دستمان دلخور است میگوییم "حق با توست"، در واقع نمیخواهیم اشتباه خود را بپذیریم.
میخواهیم از زحمتِ توجیه و اصلاحِ خودمان فرار کنیم.
این "حق با توست"، نه اقرار به خطا، که پایان دادن به مکالمه است.
🔘 رهایی از مکالمه
🏮 @Fanoosak
وقتی از کسی که دوستش داریم میخواهیم همیشه کنارمان باشد، در واقع نمیخواهیم حضور او را حس کنیم.
میخواهیم خودمان را از تنهاییِ مطلقِ درونمان نجات دهیم.
این نیاز به او، نه برای او، که برای پُر کردنِ حفرهای است که در خودمان داریم.
🔘 حفرهی حضور
🏮 @Fanoosak
وقتی داستانهای گذشتهمان را با آب و تاب تعریف میکنیم، نه برای زنده کردن آن لحظات است.
برای این است که یادمان نرود، زمانی، ما هم بودهایم.
این روایتها، نه خاطرهبازی، که نفس کشیدنِ در کالبدِ گذشته است.
🔘 نفسِ گذشته
🏮 @Fanoosak
وقتی از گذشتهمان با افتخار حرف میزنیم، از "منِ" قبلیمان که چقدر خوب بود و چه کارهایی میکرد.
در واقع نمیخواهیم آن گذشته را زنده کنیم.
میخواهیم به دیگران بفهمانیم که "منِ" امروز، حاصلِ سهلانگاریِ ما نبوده، که روزی کسی بودهایم.
🔘 حسرتِ تایید
🏮 @Fanoosak
وقتی مدام از گذشتهمان با حسرت و دلتنگی حرف میزنیم، در واقع نمیخواهیم آن روزها برگردند.
میخواهیم خودمان را از مسئولیتِ ساختنِ آیندهای بهتر معاف کنیم.
این حسرتخوری، نه از سرِ عشق به گذشته، که از ترسِ امروز است.
🔘 حسرتِ معافیت
🏮 @Fanoosak
وقتی از کسی میپرسیم "حالت چطوره؟" و قبل از شنیدن جواب، خودمان شروع میکنیم به تعریف از مشکلات و خستگیهایمان.
در واقع نمیخواهیم حال او را بدانیم.
میخواهیم "حق" خسته بودن را برای خودمان بخریم.
🔘 حقِ خستگی
🏮 @Fanoosak
وقتی از کسی که دوستش داریم میخواهیم ما را به خاطر کار اشتباهی که کردهایم ببخشد، در واقع دنبال بخشش نیستیم.
میخواهیم او مسئولیتِ آرامشِ ما را به عهده بگیرد.
این التماس، نه برای جبران، که برای واگذاریِ بارِ گناه است.
🔘 واگذاریِ گناه
🏮 @Fanoosak
وقتی کسی را تحسین میکنیم و میگوییم "تو چقدر خوب فلان کار را انجام میدهی"، در واقع نمیخواهیم او را تشویق کنیم.
میخواهیم خودمان را از زحمت انجام دادن آن کار خلاص کنیم.
این ستایش، نه از سر تحسین، که از سر واگذاریِ مسئولیت است.
🔘 ستایشِ واگذاری
🏮 @Fanoosak
وقتی به کسی میگوییم "دلم برای خودم تنگ شده"، در واقع دلمان برای نسخهٔ بدون مسئولیتِ خودمان تنگ شده.
برای آن "من"ی که هنوز بارِ سنگینِ انتخابها و عواقبش را بر شانه نداشت.
این دلتنگی، نه برای گذشته، که برای آزادیِ از دست رفته است.
🔘 دلتنگیِ بیباری
🏮 @Fanoosak