وقتی دستای پیرشو تو دستام گرفتم،توش کلی خاطره از بچه گیام بود،از تابستونای بچگی.از لحافای سرد خونش تو زمستون،نیمروهای خوشمزش،از خندیدنش و دندون طلای قشنگش.
دوس دارم بلند شه و زندگی رو نفس بکشه.مامان بزرگ قشنگم 💔
۲/۲
نازنینی که روی تخت خوابیده و نفس هایش به شمارش افتاده،تمام خاطرات کودکی مرا ب دوش می کشد.
امروز از اعماق قلبم دعا کردم که بمونه پیشمون.چون این خونواده بهش نیاز داره. به محبتش به مهرخالصش.
۱/۲
بهناز برگزیده رو قدیما خیلی دوسش داشتم.مطالب آموزنده میزاشت .الان فقط گه میخوره و تموم حرفاش دودول بازی و فلافله و سطح استوریاش در حد اکرم بند اندازه.
البته این نظر منه :/