1🌸ستایش خدا را که خود را به من شناساند ومرا کوردل نگذاشت
2🌸ستایش خدا را که مرا از امت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله قرار داد.
3🌸ستایش خدا را که روزیم را در دست خودش قرار داد و آن را در دست مردم ننهاد.
4🌸ستایش خدا را که گناهانم وعیوبم را پوشاند ومرا در میان مردم رسوانکرد
The Commander in Chief of the IRGC, Brigadier General Ahmad Vahidi, was seen in public for the first time since the start of the war.
He attended the farewell ceremony of martyr, Ayatollah Khamenei.
نه شمش طلا با خودش برد. نه در طبقه منفی ۴۴ مخفی شد. نه به روسیه رفته بود، بلکه همراه با خانواده اش در خانه خودش در خاک مقدس ایران شهید شد.
او باعث مباهات من است.
#رهبر_شهید
مراسم تشییع نزدیک است ...
نه شمس طلا را با خود به خارج از کشور برد!
نه در طبقه منفی ۴۴ پنهان شده بود!
نه به روسیه و ونزوئلا گریخته بود!
و نه دهها ادعای دیگری که مطرح میشد
او در کنار خانوادهاش در خاک مقدس ایران ایستاد و پر کشید؛ تاریخ ایران به داشتن چنین رهبری افتخار خواهد کرد.
The coffin of Khamenei’s 14 MONTH OLD granddaughter.
She was burned alive in an American strike on February 28th.
She died alone, in a separate room, playing with toys.
داستان ارادت من به رهبر شهید مون ، هنوز هم برای خودم جالبه!
فقط به چند نفر گفته بودم اما احساس میکنم الان موقع گفتنشه..،
اگر حوصله داشتید بخونید و مخیر در باور کردن یا نکردن هستید.
من تا سال ۹۶ دشمن و مخالف سرسخت سید علی خامنه ای بودم، سال ۸۸ بعنوان معترض کف خیابون بودم ، زیاد به رهبر ناسزا میگفتم، اداش رو در میآوردم و...
از طرفی من از سه سالگی بچه هیئتی بودم و الان هم هستم و با اینکه آدم خوبی نیستم و هزار جور دین به گردنمه، همیشه خودم رو به دامن اباعبدالله انداختم.
یه شب از روضه برگشتم و خوابیدم و تو خواب دیدم تو صحرای کربلا هستم...
محو و مات نگاه کردن به یک خیمه ی بزرگ بودم که میگفتند خیمه ی امام حسینه و من میخکوب شده بودم و جرأت نمیکردم سمت خیمه برم...
یهو یکی مچ دستم رو گرفت، نگاهم رو از خیمه برگردوندم و دیدم رهبر شهید مونه....
بهم گفت بیا بریم کارت دارم، گفتم دستم رو ول کن من با تو هیچ جا نمیام!
گفت بیا ، دستم رو کشید و رفتیم و داخل خیمه ای شدیم که خیمه ی امام حسین بود...
آقا اباعبدالله پشت به در خیمه روی یک تخته چوبی نشسته بودن...
رهبر شهید مون گفت: آقا به این مصطفی بگید چرا اینقدر با من دشمنی میکنه و من رو فحش میده!؟
آقا اباعبدالله سرشون رو برگردوندن و من چهره اش رو بصورت نور دیدم و خیلی آروم بهم گفتن این سید مورد تأیید ماست، اگر برای من اشک میریزی نباید ایشون رو اذیت کنی...
یادمه من با صدای گریه ی خودم از خواب پریدم و باز یادمه چند روز تو شوک بودم...
بعد یه مدت احساس کردم هرروز ارادتم نسبت به سید علی خامنه ای بیشتر میشه...
حتی رفتم در مورد زندگیش تحقیق کردم و از خیلی ها پرس و جو کردم!
این شد که بعدش میگفتمغمن فدایی رهبرم، اما بازم اون فدای ما شد.
آقای قائم پناه
اگر قرار باشد نظررهبری هرآنچه میگوید اجرا نشود شما اشتباه کردید دراین نظام اسلامی مسئولیت گرفتید چون یکی از شرایط جایگاه شما التزام عملی به فرامین ولایت فقیه می باشد
شما هنوز معنای ولایت فقیه را نمیدانید
شما در جایگاهی نیستید که نظر ولی فقیه جامعه را کارشناسی کنید.