سالها بهصورت آزاد در مدارس مشغول به تدریس بودهام.
با اینکه برای من خداحافظی با معلمی یک فقدان عمیق روحیست، این چند هفته را نیز به کلنجار رفتن با خودم گذراندم و به امید بهبود شرایط تحمل کردم.
امروز به دلایل متعدد که بر همه واضح است، عطای معلمی را به لقایش بخشیدم.
#مهدی_فرجی
سر هزار مزار است شمع آبشده
ندیدی ارنه دلی داشتی کبابشده
به ما گذشت چه شبها که بیخبر دیدیم
جوان جوان سر هر دار، آفتاب شده
مکُش که کشته عدد نیست، یک به یک دیدند
جواب ظلم در این هستیِ حسابشده
بخشهایی از آخرین غزل مهدی فرجی عزیز
@farajitweets
شب همهٔ اونها که دوستشون داری میان در خوابت
زنده و مرده
و صبح، ناگهان همه باهم میرن و تنهات میگذارن.
پ.ن: این حس اونقدر ناب بود که حیفم آمد در حجاب کلمات شعر بپوشانمشان.
تا ابد تشنگی داغ مرنجاب از من
تا همیشه جریان خنک فین از تو
شربت تلخ شب تیره ی کاشان از من
ماه؛ این خربزه ی روشن شیرین از تو
من چه ام؟زردترین برگ خزان…این از من
تو چه؟سرسبزترین فصل بهار…این از تو
برادر
رفیق
شاعر
پژوهشگر
مولف
در کنار «مهدی فرجی» بی نظیر
@farajitweets
گفتم ایثار حقی است که به حق دار میدهی، اما این انتظار را نداشته باش که آن کالا را به خودتان برگرداند. هیچ معشوقی آنقدر منصف نیست که این را با خودتان قسمت کند. آدمها این را برمیدارند، با خودشان میبرند و آن وقت با کس دیگری قسمت میکنند. بدینسان عشق گسترش پیدا میکند…/۱
وقتی چنین عشقی دادی، وجودت سرشار از عشق میشود، زیرا عشق را چون عطری بر جهان پراکندهای:
کلُّ رجلٍ سیُقبّلکِ بعدی...
سیکتشفُ فوقَ فمکِ
عریشةً صغيرةً من العنبِ
زرعتُها أنا...
اشکالی ندارد تو این عشق را به او یاد دادی، ولی این عشق از تو نشأت گرفته. فرزند تو است…/۲
…
دو روی سکه پیدا نیست باهم، سکه را بگذار
میا�� خیر و شر راهی مجو، جز این دوراهی نیست
شبان خونچکان را دیدی و گفتی نمیبینم
عصا بردار این کوریست، حتی روسیاهی نیست…
سالها بهصورت آزاد در مدارس مشغول به تدریس بودهام.
با اینکه برای من خداحافظی با معلمی یک فقدان عمیق ر��حیست، این چند هفته را نیز به کلنجار رفتن با خودم گذراندم و به امید بهبود شرایط تحمل کردم.
امروز به دلایل متعدد که بر همه واضح است، عطای معلمی را به لقایش بخشیدم.
#مهدی_فرجی
@AZIZEMESRAM کاش شعورش را داشتید جای ریختن پای چنین درد دلی، شعر مرا میخواندید. جای اینکه با اکانت فیک دهنچرانی کنی نام را جستجو کن، پروفایلم را ببین، مرا بشناس و بعد مزه، مضمضه کن.
-آقای فرجی اشتراک یکسالهٔ شما تموم شده. تا فردا مهلت دارید تمدید…
+خیر نمیکنم.
-چرا؟(لحن طلبکارانه)
+اینترنت رو طبقاتی کردین، نه این «تر» نت بهدرد من میخوره نه اونترنت.
-(باز طلبکارانه)طبقاتی نشده، ملیه میتونید….
همچنان زر میزد که قطع کردم.
اشتراک خانه و فروشگاه جمع شد.