این وضعیت و فعال شدن زنان بنیادگرای اسلامی شیعه محور و تلاش برای تسخیر خیابان، دستپخت «جنگ نجاتبخش» ترامپ و نتانیاهو و زمینهسازی عوامل نیابتی آنها است! باورکردنی نیست بعد از تحولات دهههای هفتاد به بعد چنین صحنههایی در خیابانهای تهران دیده شود که مشابه دوران خلافت داعش در موصل و رقه است.
امیدوارم که هیئت حاکمه جدید جمهوری اسلامی آنقدر احمق نباشد که بخواهد بعد از پایان دائمی جنگ از این نیروها برای سرکوب فرهنگی و آزادیهای زنان استفاده کند. این نیروها به عنوان بخشی از تنوع فرهنگی و سبک پوشش قابل درک هستند اما وقتی در موقعیت هژمون و نمایندهوار قرار میگیرند، مشکلساز میشود.
لعنت بر جنگ و جنگافروزان
در این روزهای سیاه، کورسوی امیدم آنجاست که حتی جماعتی که تا همین یکی دو روز پیش وعده «آخرین نبرد» میدادند و حمله به کارخانه فولاد و پتروشیمی و تهدید #عصر_حجر را هم توجیه میکردند، کمکم دارند به این نتیجه میرسند که این جنگ احتمالا با لجاجت ج.ا.، هم به آسیبهای شدید به مردم و ایران عزیز منجر میشود و هم ج.ا. را ساقط نمیکند. چیزی که از قبل از شروع جنگ هم قابل پیشبینی بود و گفته شد.
با «پیروان فرقه» کاری ندارم؛ روی سخنم با دوستانیست که با نیت خیر و توجیه «همه راهها را امتحان کردیم» دل بستهاند به این جنگ. بحثم هم مذمت اخلاقی جنگ نیست، کاملا عملگرایانه است:
- در درجه اول، فکر میکنم که اغلب ما همعقیدهایم که حمله به زیرساختهایی چون کارخانه فولاد، پل و نیروگاه برق، نه کمک شایانی به سقوط ج.ا. میکند، نه به نفع مردم است. بیایید مستقل از دیدگاهمان نسبت به این جنگ، به عنوان صدای واحد جامعه ایرانی مخالف ج.ا.، علیه این تهدیدها موضع بگیریم (و اگر در آمریکا ساکنید، این موضع را به گوش نمایندگانتان هم برسانید).
- در درجه دوم، با خودمان فکر کنیم که مسیر سقوط ج.ا. از طریق این جنگ چگونه است؟ بهطور خاص نیروی نظامی روی زمین که با نیروی غیرمتمرکز و مسلح ج.ا. قرار است بجنگد، کیست؟ حرفها و نوشتههای قشنگ و امیدوارکننده، کار یک گلوله را هم در خیابانهای ایران نمیکند.
امیدوارم خیلیها هرچه زودتر به این نتیجه برسند که نه در مسیر مبارزه خشونتپرهیز «همه راهها را امتحان کردیم» و نه «برای جنگ خیابانی و مبارزه مسلحانه با ج.ا. آمادهایم»؛ تا شاید زودتر، از این خواب و خیال و تقدیر از این جنگ دست بکشند.
حرف جدیدی نیست اما با زبان خودم تکرار میکنم. اختلاف اصلی ما با موافقان جنگ، نه خط قرمزهایمان است، نه بحث اخلاقی خشونتپرهیزی است، نه سر بیرون گود نشستن یا داخل کشور بودن است، نه در مورد شکل حکومت بعدی است، نه در ضرورت عملگرایانهی خشونت در مقابل دستگاه سرکوب است، نه حتی در بهایی است که حاضریم مردم برای رفتن آخونده پرداخت کنند.
منشأ اختلافمان این است: ما معتقدیم این جنگ ریشهی جمهوری اسلامی را تقویت میکند، در دید بخشی از جامعه مشروعترشان میکند، قدرت سرکوب را چندان مختل نمیکند، وحشیترشان میکند، و انقلاب مردم را به تعویق میاندازد. و شما معتقدید این جنگ یک جوری که ما هنوز نفهمیدهایم با احتمال جدیای به رفتن آخوند منجر خواهد شد.
در دیدگاه شما ما دوام جمهوری اسلامی را به جنگ ترجیح دادهایم [چه بدانیم چه ندانیم]. در دیدگاه ما هم شما نفله شدن و تنبیه جنایتکاران رژیم را به تسریع سقوط جمهوری اسلامی و آزادی مردم ترجیح دادهاید [چه بدانید چه ندانید].
دوست داشتم این روزها بیشتر از احوال خودمان زیر موشک بنویسم. از همه بیشتر بخاطر اینکه نیروهای زیادی فعالانه تلاش میکنند که از ما انسانیتزدایی کنند. که چهره و صدا و نامهای ما را پاک کنند. که بگویند ما «هزینه لازم برای جراحی عمیق هستیم». که جنگزدگی ما اگر چه ناراحتکننده اما لازم و ضروری است برای آیندهای که قرار است برایمان بیاورند. میخواستم بیشتر بنویسم و بگویم که ما کسی هستیم و در این شهر نفس میکشیم و خانه و زندگی و کار و آینده ما هم مهم است. اما نشد.
نشد چون مسدودسازی اینترنت به حدی محکم است که دیگر هیچ جوره نمیشود با روشهای پیشین دورش زد. گاهی شاید بشود، به قدر یک پنجره فرصت محدود. حیرتآور است که چطور حاکمیت حتی در این شرایط هم میتواند فعالانه و احمقانه بر سیاستهای اشتباه خود پافشاری کند. «هیچ» دادهای وجود ندارد که نشان دهد مسدود کردن اینترنت تاثیری در امنیت دارد و هزاران شاهد داریم که محدودسازی اینترنت چقدر آدمها را ناراضی و عصبانی و گرفتار میکند. اما دریغ. جدا و عمیقأ.
فردا نوروز است. یادم میآید سال پیش همین موقعها چقدر امیدواری و خوشبینی در فضا شناور بود و چقدر تضادِ بینِ امروز و آن روز، رادیکال و غیرقابلباور است. حالا، نسبت به سال آینده هیچ خوشبین نیستم. ۱۴۰۴ یادمان داد آرزوهایمان را کوتاه کنیم. ما آدمهای غربِ آسیا را اصلا چه به رویابافی؟ ما همین که سوخت ماشین جنگافروزی استعمار و ابژه سرکوب استبداد باشیم کافیمان است. ما باید به زندهماندن و حداقلها امیدوار باشیم نهایتش. تخیلمان را کنترل کنیم. سرمان را پایین بیاندازیم. رویا نبینیم. رویا نداشته باشیم. همین.
من از سال ۸۳ تا الان برای دگرگونی انقلابی جمهوری اسلامی و استقرار نظام سیاسی جدید در چارچوب سرمشق جمهوری سکولاردمکرات با حفظ استقلال ایران، تکمیل پروسه حاکمیت ملی و نوزایی هویت ایرانی بر مبنای کثرتگرایی سیاسی، فرهنگی، عقیدتی، اجتماعی و اتنیکی کوشیدهام. در آخرین ماههای حضورم در کشور در سال ۸۴ خورشیدی از سازماندهندگان کمپین رفراندوم قانون اساسی بودم. اما در همه دوران ۳۲ سال سیاست ورزیام تلاش کردهام که اعتراضات و مخالفتهایم با جمهوری اسلامی به نادیده گرفتن تعهدم به حفظ بنیادهای دولت (State) ایران، الزامات ملیگرایی و آسیب دیدن زیست هموطنانم منجر نشود. راهکار سیاسی مورد توجه من گذار انقلابی خشونتپرهیز است که علاوه بر ضرورت کنار گذاشتن جمهوری اسلامی، کنشگری سیاسی را به خواستهای ایجابی چون دمکراسی، توسعه پایدار، حفظ زمین و محیط زیست، نفی نظامیگری، حقوق بشر، کرامت انسانی، شرافت عمومی و مخالفت با نظامیگری و خشونت مقید میکند.
هدف نهایی من گذار به وضعیت بهتر و پایان استبداد است، نه اینکه تنها به براندازی جمهوری اسلامی تقلیل پیدا کند. ازاینرو مخالفتم با جنگ، تجاوز نظامی و تهدید امنیت ملی، استقلال، موقعیت راهبردی و منافع ژئوپلتیک ایران و نگرانی از فروپاشی دولت از موضع مستقل از حکومت است. معیارهای سیاست ورزی من در تحلیل آخر مبتنی بر اصول ایجابی، حقیقت، واقعیتگرایی معطوف به ارزشهای بنیادین و آرمانها است، نه اینکه صرفا ضدیت با حکومت تعیینکننده سمتگیریهایم باشد.
سوء استفاده رسانههای حکومتی از مواضع من در مخالفت با جنگ، نشانه بیاخلاقی آنها است. من هم با جمهوری اسلامی مخالفم و سیاست خارجی بحرانساز آن را محکوم کردهام، هم جنگ و مداخله خارجی در امور داخلی ایران را چه از منظر راهبردی و چه تاکتیکی رد میکنم.
راه عبور از جمهوری اسلامی، ویران شدن ایران و تبدیل آن به زمین سوخته و یا تحت سلطه خارجی قرار گرفتن نیست! من اپوزیسیون جمهوری اسلامی هستم، نه اپوزیسیون ملت و میهنم.
سهلِ ممتنع
وقتی با دو شرّ «استبداد» و «جنگ» همزمان روبهرو هستی، ایستادن در یک طرف آسان است: یا به سمت دیکتاتور متمایل میشوی و ظلم به مردم را توجیه میکنی، یا طرفِ جنگ را میگیری و به خونریزی رضایت میدهی. «ممتنع» از جایی شروع میشود که بخواهی با هر دو مخالفت کنی. آنوقت چه میتوانی بکنی؟ ظاهراً هیچ؛ معلق میمانی، گیج و سرگشته، و از هر دو جهت، سنگینیِ فشار را احساس میکنی.
اما اگر دقیقتر نگاه کنی، میبینی که اتفاقاً «سهل» هم هست: کافی است همان کار را انجام بدهی! همزمان با جنگ و استبداد مخالفت کنی. روی کاغذ و در نظر، باید هر دو را همزمان نفی کرد؛ اما در عمل، وزنها همیشه برابر نیست. گاهی باید نغمهی آزادیخواهی را بلندتر سر داد، و گاهی، وقتی صدای ضدجنگ ضعیفتر میشود، باید فریادِ صلح را رساتر کرد. راه دیگری نیست: نه به جنگ، و نه به استبداد.
بشنویم از رامین جهانبگلو:
- خشونتپرهیزی راه رسیدن به دموکراسی در ایران است، نه به معنای اصلاحطلبی، بلکه با مفهوم اخلاقی و مسئولیتپذیری، بهمثابه یک استراتژی اجتماعی. او معتقد است مبارزه اصلی برای رسیدن به دموکراسی، مبارزه علیه مردسالاری و خشونت است.
- از فروغی مثال میزنه که میخواسته جامعهش رو بدون خشونت اصلاح کنه نه تنها باید خودش عاقل باشه بلکه باید خردورزی رو به بقیه هم یاد بده. همینه که علاوه بر کار سیاسی دست به ترجمه کارهای خارجی مثل دکارت میزنه.
- انقلاب ۱۳۵۷ یک انقلاب سیاسی بود، اما انقلاب عقلی نبود. الگوها الگوهای قبل انقلاب بودند و فقط رنگ عوض کرند بعد از انقلاب.
- خشونت پرهیزی میتونه جنبه استراتژیک داشته باشه (به عنوان وسیله برای براندازی) اما میتونه جنبه اخلاقی هم داشته باشه (به عنوان یک فضیلت و یک ضرورت). جمهوری اسلامی داره جنبه اول رو پررنگ میکنه، اما در واقع دومیه که اصیل است.
- ما نمی توانیم خودمان تبدیل به اهریمن شویم که با اهریمن مبارزه کنیم، وگرنه چرا باید با اهریمن مبارزه کنیم، ما باید همواره این فاصله هستی شناختی را حفظ کنیم.
- مبارزه اصلی ما با زشتیه، مبارزه اصلی ما با تاریکیه. مبارزه اصلی ما اینه که خودمون تاریک و زشت نشویم.
- در مبارزه با دشمن نباید اهریمن شویم، تازه کی گفته گروههای مختلف سیاسی در ایران دشمن هستند. آنها نمیتوانند با هم صحبت کنند.
- اگر ما یک لیدرشیپ اخلاقی داشته باشیم، نه فقط لیدرشیپ سیاسی یا تجاری، شاید راه خوبی برای مبارزه باشه. مثل گاندی برای هندیها.
- عدم یا ضرورت دخالت از بیرون برای دموکراسی لزوما ربطی به ایده ایران و ایرانی نداره. مساله مهمتر عدم خشونت هستش.
- مجری میپرسه توصیهتون به معترضینی که در ایران به دنبال دموکراسی هستند چیست؟ اول با تواضع میگه من از خارج گود نباید چیزی بگم. اونها در هر لحظه ممکنه کشته بشوند و ریسک بزرگی هست. در انقلابهای بزرگ دنیا (مثل آمریکا و فرانسه) نگاه کنیم عقل سلیم رو نباید کنار گذاشت. اگه عقل سلیم رو کنار بگذاری حتما شکست میخوری.
https://t.co/pclYLk5DMC
حسام سلامت:
خط قرمز من اینه که خون از دماغ کسی نیاد
میدونم این حرف برای کسی که تو بهمن ۱۴۰۴ تو ایران نشسته چقدر غیر ممکن و غیر واقعیه، ولی این قطب نمای سیاسی و اخلاقی منه.
توی طوفان کشتی قطعا راهشو گم میکنه و اوضاع بهم میریزه، اما اون قطب نما ما رو دوباره به مسیر برمیگردونه
عمیقاً باور دارم تب سلطنتطلبی امروزهم به زودی مثل تب چریک بودن دهه۴۰، انقلابی بودن دهه۶۰ و اصلاحطلبی دهه۷۰ فروکش خواهد کرد و عقلانیت و آزادی دوباره رونق گرفته و مد میشود همانطور که از ابتدای خلقت بشر مد بوده
در این بین چه ارجمندند آنانکه اسیر اتمسفرهای گذرای فضای سیاست نمیشوند
«هزینه»ی بزرگی که جمهوری اسلامی با روند کنونیش به ایران و مردم تحمیل کرده «فرصت»هایی هست که از دست رفته! از بین اونها سرمایهگذاری روی چرخه هوش مصنوعی، از تحقیق و توسعه تا کاربرد و تاثیر در بهینهسازی امور و کارها، تا زیرساخت محاسباتی و جذب و تربیت نیروی انسانی، فرصتیه که از دست رفتنش ناامیدکننده و ناراحتکننده هست. به عنوان کسی که تجربه دست اول از تحصیل و کار در هوش مصنوعی در ایران و آمریکا دارم افسوسم از این فرصت از دست رفته دوچندان میشه. کمی از پیشرفت چند سال اخیر کشورهای منطقه بشنویم:
* اولین کشوری که توجه من رو به سمت سرمایهگذاری روی هوش مصنوعی جلب کرد امارات بود، به خاطر اینکه استاد راهنمای دکترام از جورجیاتک به دانشگاه هوش مصنوعی محمد بن زاید [1] رفت، استاد شد و یک شرکت بیوتک هم راه انداخت. فراتر از اون یکی از پرکارترین استادهای هوش مصنوعی از CMU رو به عنوان رییس استخدام کرد. مورد دیگه امارات موسسه TII بود [2] که یکی از اولین شرکتهایی بود که مدل زبانی بزگ رو به صورت باز و عمومی منتشر کرد و تاثیر خوبی در تحقیق و توسعه حتی در آمریکا و شرکتهای تک گذاشت.
* مورد جالب دیگه عربستان و شرکت HUMAIN هست [3] که چند روز پیش در موردش فهمیدم. با ارزش تخمینی ۱۰۰ میلیارد دلار، خرید ۶۰۰ هزار GPU از انویدیا و ساخت AI factory، مشارکت ۵ میلیارد دلاری با آمازون، و قراردادهای مشابه با Cisco، xAI و AMD. چند وقت پیش یک مصاحبه [4] از مدیرعاملش رو میدیدم که چه قدر ابراز شیفتگی و ارادت به عمق بینش و عملگرایی محمد بن سلمان و وزرای مرتبط کابینه میکرد. یک جایی در مورد مسیر زندگی کاریش صحبت میکنه که چه قدر خوش شانس بوده که در سه قاره کار کرده: در آمریکا نوآوری (innovation) رو یاد گرفته، در هند بزرگکردن (scaling) رو یاد گرفته، در ژاپن (precision) دقت رو یاد گرفته، و در عربستان بلندپروازی و چشمانداز (ambition and vision).
* همین امروز یک خبر شنیدم از سرمایهگذاری چند سال پیش انویدیا در ارمنستان و مشارکت برای یک پروژه ۵۰۰ میلیون دلاری برای مرکز دادهها. قطر و عمان و ترکیه و بحرین و سایر کشورها بماند برای بعد.
اینها فقط چیزهایی هستند که تصادفی بهشان برخوردم و احتمالا فقط مشتی نمونهی خرواری از سرمایهگذاری، چشمانداز و توسعهطلبی کشورهایی شبیه کشور خودمون هست. درسته که این موسسات با وارد کردن محققین و کارآفرینان از آمریکا و اروپا شروع شده اما در بلندمدت و سرمایهگذاری مستمر احتمالا باعث پرورش و رشد پایستار نیروی انسانی، ایجاد شرکتهای فناوری، چرخه و اکوسیستم پویای نوآوری و توسعه خواهد شد. حیف، حیف، حیف از این فرصتهای از دست رفته برای ایران.
حیف، حیف و حیف افزون اما برای جان هموطنانی هست که در ماه گذشته با آرزوی آزادی و داشتن زندگیئی عادی پرپر شد. به امید روزی که عقلانیت، توسعهطلبی و دموکراسی خواهی واقعی در مسند حکومت ایران بنشیند.
[1] https://t.co/OcRcwk7ah5
[2] https://t.co/QZFwwOGy7F
[3] https://t.co/PeVLTcAYza
[4] https://t.co/i5qJgGm7il
بیانیه #میرحسین_موسوی از حصر:
بازی به پایان رسید!
تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید
برگی سیاه بر تاریخ طولانی ملت ما افزوده شده است که ایران شبیه آن را به یاد ندارد. هرچه روزها میگذرند، ابعاد هولانگیز واقعه بیشتر نمایان میشود. خیانت و جنایتی بزرگ در حق مردم روی داده است. خانهها عزادارند. کوچهها عزادارند؛ شهرها و قصبهها عزادارند. پس از سالها تصاعدِ شدتِ سرکوب، این فاجعهای است که تا دههها، بلکه سدهها، از آن یاد خواهد شد. و رودخانهای از خونِ گرمِ محرومان که در دیماه سرد بر زمین به جریان افتاد، تا مسیر تاریخ را تغییر ندهد، از جوشش باز نخواهد ایستاد.
مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمیخواهند و دروغهایتان را باور نمیکنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید. ستمها دامنتان را گرفت و درختان زقومی که میکاشتید میوه آورد. آن زمان که علیه ملت خویش لباس رزم میپوشیدید، داشتید تیشه به ریشهٔ خویش میزدید. آن زمان که دلسوزان مردم را سر میکوبیدید و اجازهٔ کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسانها نمیدادید، داشتید برای مداخلهٔ خارجی فرش قرمز میانداختید. آن زمان که برای نشنیدن نصایح دلسوزان انگشت در گوش میگذاشتید، داشتید با جهالت، گرانبهاترین فرصتهایتان را از دست میدادید. نوبت شما هم آمد. از شما نیز جز داستانی باقی نماند؛ داستانی پر از خون و خشونت. دیگر بس است. نه شما راهحلی برای هیچیک از بحرانهای کشور دارید و نه ملت چارهای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه. و نخواهید توانست فاجعهٔ هجدهم و نوزدهم دی را تکرار کنید. این باری است که قوای نظامی و انتظامی دیر یا زود، و احتمالاً زود، از برداشتنش سر باز خواهند زد. تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند.
مسیری که این همراهِ کوچکِ مردم برای این منظور پیشنهاد میکند، برگزاری رفراندوم قانون اساسی با تشکیل جبههای فراگیر، متشکل از همهٔ سلایق ملی، بر اساس سه اصلِ عدمِ مداخلهٔ خارجی، نفیِ استبدادِ داخلی و گذارِ دموکراتیکِ مسالمتآمیز است؛ زیرا استقرار صلح و امنیت پایدار و نجات کشور از شرِ استبدادِ حاکم، بر مبنای خواست و ارادهٔ ملت، تنها به دست مردم و بدون مداخلهٔ خارجی امکان دارد.
خداوندا، فریادی را که بندگانِ مظلومت از صمیمِ ضمیر به درگاهت میآورند، بشنو و دعایشان را برای ایرانی آزاد و آباد اجابت کن. این تنها تسلیتی است که جانهای داغدارِ مردم ما را آرام میکند. و آن زمان که زندانیان آزاد میشوند، اولینشان دینِ تو خواهد بود که از پسِ اسارتی طولانی در چنگِ دینفروشان، از نو لبخندِ محمدیِ خورشید را میبیند.
برای ایران و بهویژه نسلِ نوخاستهٔ آن، سربلندی و بهروزی آرزو میکنم.
میرحسین موسوی
بهمن ۱۴۰۴
امان از این جماعت بولی سایبری و اپوزسیون مبتزل!
به چه جرمی کسی که دههها پیش پدرش سرباز ایران بوده، و عموش فرمانده نظامی هست باید پاسخگو باشه؟ کسی که در این گوشه از دنیا نشسته و مشغول کار و زندگیش هست، بدون اینکه مدرکی باشه که از رانت یا پول وابسته به حکومت استفاده کرده باشه، رو چرا باید بازخواست کنیم؟
دختر حسن باقری و برادر زاده محمد باقری رییس ستاد ملی نیروهای مسلح که در جنگ ۱۲ روز کشته شد
فامیلشون رو از afshordi به باقری تغییر دادن و به نظر میرسه دختر همچنان فامیلش رو افشردی نگه داشته.
تا قبل شلوغی ها اسمش به صورت لینک در پروفایل ویکیپدیا پدرش بود که الان حذف کرده
حتی پروفایل linked in اش رو هم حذف کرده.
#IranMassacre
این مصاحبه یرواند آبراهامیان در مورد اوضاع این روزهای ایران دیدنیه!
https://t.co/nepSAYnhQC
اگر وقتش رو ندارید این خلاصهی من از نکاتی هست که به نظرم مهم بودند:
- تفاوت این اعتراض با اعتراضهای قبلی اینه که این اعتراض از بازار شروع شده! درسته که شباهتای خیلی زیادی با اعتراضات ۵۷ دیده میشه اما لزومی نداره اکه این اعتراض به انقلاب ختم شه.
- درسته بحران اقتصادی جرقه این اعتراض بود ولی عامل نهانی عدم مشروعیت جمهوری اسلامیه. اعتراضات درباره حق، برابری و آزادیه و این مساله اصلی جمهوری اسلامیه.
- بحران اقتصادی بیشتر نتیجه تحریمهاست تا فساد. گرچه در این اعتراض به فساد زیاد اشاره میشه. (نکته اضافی خودم: این تحریمها خودش نتیجه عملکرد حاکمان فاسدپرور هستش.)
- این دفعه یه ائتلاف غیررسمی بین اقشار مخلتفه، از کارگران تا تحصیلکردگان. حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت به ایده جمهوری اسلامی وفادارند.
- رژیم قبلی به دلیل مشروعیت فرو پاشید! درسته جمهوری اسلامی مشروعتش رو از دست داده ولی الآن هنوز سپاه و اون ۱۰-۱۵ درصد پشت نظام هستند.
- قرارداد اجتماعی به خاطر وضعیت اقتصادی فروپاشیده و خیلی شکننده هستش.
- تا الآن سپاه با کشتار گسترده (که شاه حاضر به انجامش نبود) تونسته جلوی انقلاب رو بگیره، ولی به هر حال سرکوب تا یه جایی جواب میده.
- کسانی که به دنبال آزادی از خارج هستند باید خیلی مواظب باشند. گرچه ناامیدی مردم از جمهوری اسلامی زیاده و استیصال زیاده و حق با مردمه اما تجربه نشون داده که قدرت خارجی دنبال منافع خودشه. اونهایی که درخواست تغییر میکنند لزوما به دنبال تغیر رژیم نیستن بلکه دنبال فروپاشی ایران هستند. مثلا بعضیها تو اسرائیل فکر میکنن ایران بهتره تکه تکه بشه و مثل عراق قدرت مرکزی قویئی نداشته باشه. تجربه عراق و سوریه و لیبی و افغانستان نباید فراموش بشه.
- در سیاست خارجی اینجوری نیست که همه چی دست ایران باشه! ایران مثلا در زمان خاتمی و رفسنجانی تلاش کرد به آمریکا نزدیک بشه ولی آمریکا همکاری نکرد. معلوم نیست انگیزه آمریکا و اسرائیل چیه الآن؟ آیا دنبال تغییر رژیمن یا فقط تعدیل رفتار ایران؟ به نظر میرسه آمریکا در حال حاضر با فشار اسرائیل دنبال فروپاشی ایرانه.
- اگه فقط روسای این حکومت رو عوض کنند کی میشه رئیس؟ سپاه! سپاه از آخوندهای قم برای تلآویو خطرناکتره بنابراین تغییر یا کشتن روسای حکومت چزی رو حل نمیکنه.
- اگه آمریکا بخواد تغییر رژیم بده باید ارتش بزرگ بیاره که شدنی نیست. مگر اینکه به یه سری حمله محدود بسنده کنه. در هر صورت سپاه سر جاش هست. زمان شاه مشروعیتش از بین رفته بود و ارتش حمایتش نکرد، اما الآن سپاه هست که حاضره هر خشونتی انجام بده. ایران باید عقبنشینی کنه از حکومت اسلامی و ولایت فقیه. بعیده که همچین کاری بکنند و محتملترین سناریو یک تقابل دردناک و طولانی بین یه حکومت لجوج و مردمیه که اون رو نمیخوان.
بیصبرانه روزی را آرزو میکنم که مردم ایران، برای نخستین بار در تاریخ چندهزارساله، در انتخاباتی آزاد و شفاف، شخص اول کشور را به صورت مستقیم تعیین کنند. تمام مناصب مادامالعمر حذف شوند، تا قدرت خود را پاسخگو بداند.
این، تنها راه بازگشت واقعی قدرت به مردم و نجات آیندهی ایران است.
درسته جنگ دردناکه، ولی در بلند مدت میتونه خاستگاه تحولات سیاسی مثبتی باشه. مثلا آمریکا افغانستان رو ۲۰ سال اشغال کرد و ۲۰۰ هزار انسان کشته شدند. ولی عوضش موفق شدند طالبان رو سرنگون کنند و به جاش طالبان رو بیارن.
Unfortunately, once again, politics is triumphing over #humanity, and leaders on both sides are dragging people into #war. I have #Iranian, #Israeli, #Muslim, and #Jewish friends and colleagues who may be feeling frustrated, heartbroken, disappointed, deeply stressed, and affected by the strikes. Personally, I’m saddened to see war chosen over peace, and strikes over diplomacy—and even more troubled by the possibility of U.S. involvement.
Yesterday’s demonstrations across the U.S. were powerful and meaningful acts of collective conscience—a practice in activism and a refusal to stay silent. Despite political and religious differences, people came together to stand for a common cause: to raise their voices against war. May the dark shadow of violence and bloodshed be lifted from Iran, the Middle East, and the entire world.
I hope my home country, #Iran, can rise above the current unrest and conflict by returning to its people—respecting women, minorities, human rights, and aligning with international laws and norms. I also hope Iran supports a two-state solution: recognizing the generations of #Israelis born in Israel, while upholding the right of #Palestinians to govern their own land. I hope they pursue negotiation, diplomacy, and peace over war and decades of conflicts.
Iran has the potential to prosper again—if it turns back to its people. It deserves another chance to flourish. I firmly condemn both war and foreign aggression, just as I oppose domestic tyranny in Iran. Real, lasting change must come from within, driven by the will of the people.
I call for diplomacy over war and for dialogue over destruction. I believe the US government has to learn from the history of its adventures in the Middle East and avoid yet another costly war that claims countless lives and burdens Americans with debt. Our taxes should build, not destroy!
PS. these are my personal views, not my employer's!
A coverage of our yesterday's peaceful demonstration in the Seattle area:
https://t.co/8URucaRzOb
اینجا تهران، بیست و نهم خرداد ۱۴۰۴؛ بماند به یادگار
ما و پدرانمان دهها سال با خفقان و استبداد داخلی مبارزه نکردیم که امروز یک جنایتکار ننگ بشریت، بخواهد با تجاوز جنگی برای ایرانمان نسخه بپیچد
#اسرائیل_غلط_کرد#به_عشق_ایران