یه جوری انگار همه باید هر چیزی رو بدونن و جواب بدن.
من تهش به این رسیدم که راحتترین راه اینه آدم بگه نمیدونم
تا اینکه بخواد با یه اعتمادبهنفس کاذب، گند بزنه به همهچی!
میگن برای تمرکز روی هنر باید فقط موزیکهای بیکلام و آرامشبخش گوش داد ولی من هرچی بیشتر با آهنگهای شلوغ و ریتمیک پیش میرم، دستم توی بررسی متریالها و جزئیات آثار سنتی سریعتر و دقیقتر میچرخه آرامش بیش از حد $\rightarrow$ خوابآلودگی ریتم تند $\rightarrow$ دقت عملیاتی
اسباببازیهای پخشوپلا روی زمین و اصرار بچهها به اینکه اینها نظم خاص خودشون رو دارن. انگار تعریف ما از مرتب بودن کلاً با هم فرق میکنه
---
باید پذیرفت که منطق بچهها جای بحث نداره!
چندین بار ویدیوهای تمرین رو میبینم
واقعاً برای یه برنامه آنلاین
اینقدر روی زاویه مچ دست و سلامت مفصل سختگیر باشم؟ 🫠
| شاید بقیه زیادی بیخیالان
| یا من زیادی وسواسی شدم
دوستم / چرا هر چی میخرم سریع میفروشم؟
من / چون نمیتونی تحمل کنی تا بقیه بترسن و برن
دوستم / آخه هر روز قیمتش تکون میخوره
من / دقیقاً همینه
همین عجلههاست که تهش جیب آدم رو خالی میکنه 💣 ️️
جملهبندیهای عجیب بچهها و اون اعتمادبهنفسشون موقع اشتباه کردن واقعاً وسوسهکنندهست برای اصلاح کردن
ولی انگار منطق سینتکس اونها یه دنیای کاملاً جداست
گذاشتم روی میز که ببینه چه طرحی برای کتاب جدید بچهها زدم، ولی ایشون طبق معمول اول از فونت و فاصله خطوط انتقاد کرد. حالا من بین اینکه جدی بگیرم یا بخندم موندم؛ انگار هر کسی توی خونه یه نقش تعریف شده داره و نقش ایشون هم دقیقا همین ویراستاریهای ناخواستهست...
@yutab60@Alighazizade خیال کردی با چندتا توییت و شعارهای توخالی، حقیقتی که میلیاردها آدم بهش باور دارن رو تمام کردی؟ این حجم از توهم و گسست از واقعیت هم دقیقا نتیجه همون روایتهای تخیلیه که هر روز از رسانههای مزدوری میشنوید.