I am deeply saddened by the sudden passing of Senator Lindsey Graham, a steadfast friend of the Iranian people and a proud defender of freedom.
At moments when moral clarity was required, Senator Graham stood on the right side. When friends were seldom found, he stood alongside the people of Iran in their struggle against tyranny.
He used his voice to ensure that the voices of those fighting for justice were heard in the halls of power. His support for Iran’s Lion and Sun Revolution earned him the title “Uncle Lindsey” among Iranians. He will be remembered with profound gratitude and deep respect.
We extend our deepest condolences to Senator Graham’s family, loved ones, colleagues, and the people of South Carolina and the United States.
May he rest in peace and may others carry on the fight for freedom.
شش ماه پیش، در چنین شبی، تهران در تاریکی فرو رفت. سراسر ایران در تاریکی فرو رفت. اما حتی آن تاریکی نیز نتوانست میلیونها ایرانی را در خانههایشان نگه دارد.
۱۸ و ۱۹ دیماه تنها دو شب برای اعتراض نبود. شبهایی بودند که سکوت ایران شکست. میلیونها نفر به خیابانها آمدند، میدانها را پر کردند و بر بام خانههایشان ایستادند، اما رژیم با گلوله به آنان پاسخ داد. در آن چهلوهشت ساعت، دهها هزار تن از هممیهنانم جان خود را از دست دادند. از آن روز تا این لحظه نیز دهها هزار نفر دیگر بازداشت، شکنجه یا به مرگ محکوم شدهاند.
آنان مصمم و با شها��ت به خیابان آمدند. من هر روز به آنان میاندیشم. در آن دو شب، هممیهنانی را از دست دادم که هرگز فرصت دیدارشان را نخواهم یافت. برای من عدد ۴۰ هزار هرگز یک آمار نیست. هر بار که آن را میشنوم پسری را میبینم که دیگر هرگز به آغوش مادرش بازنگشت. دختری را میبینم که همیشه جای او بر سر سفره خانوادهاش خالی خواه�� ماند. هر یک از آنان را چون فرزند، برادر یا خواهر خود میدانم و سنگینی بار نام تکتک آنان را بر دوش خود احساس میکنم. اما هر هفته که با خانوادههای جانباختگان دیدار میکنم، اراده ملتم برای ادامه این راه استوارتر میشود. فرزندان آنان بیهوده جان ندادند. آنان برای آزادی جان دادند، و با سربلندی جان دادند.
تاریخ فداکاری این زنان و مردان را از یاد نخواهد برد، و من نیز نخواهم گذاشت نام و راه آنان فراموش شود. همانگونه که مقاومتگران اروپای اشغالشده در برابر استبداد ایستادند و همانگونه که انقلابیون آمریکا برای آزادی جنگیدند، فرزندان ایران نیز ایستادگی کردند. ��ما شجاعت آنان، ویژگی دیگری داشت. آنان نه ارتشی داشتند، نه پشتیبانی هوایی، و نه هیچ پشتوانهای جز باور به آرمانی که برای آن برخاسته بودند. با اینهمه، ایستادند. ملتی یکپارچه تصمیم گرفت در کنار یکدیگر در برابر گلولهها بایستد، نه آنکه حتی یک روز دیگر در ترس زندگی کند. مردان و زنان ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ ایران بهعنوان نسلی جاودانه خواهند ماند که مرگِ آزاد و سرافراز را بر زندگیِ در زنجیر و زانوزده ترجیح داد.
من تنها این را به جامعه جهانی میگویم: اجازه ندهید آنچه در اتاقهای مذاکره در ژنو یا اسلامآباد رقم میخورد، حقیقت آنچه را در خیابانهای تهران، مشهد و کرمانشاه رخ داد، به فراموشی بسپارد. آنان برای آزادی جان دادند و با آزادی ایران، تنگه هرمز گشوده خواهد شد، تهدید هستهای پایان خواهد یافت و ما به صلح واقعی دست خواهیم یافت.
به هممیهنانم گفتهام آنچه شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه آغاز کردید، مسیری بازگشتناپذیر ا��ت. ما با هم جایگاه شایسته کشورمان در جهان را بازپس خواهیم گرفت، عزت ملی خود را احیا خواهیم کرد و یاد قهرمانانمان را با ساختن ایرانی آزاد زنده نگه خواهیم داشت. اکنون زمان آن است که درنگ کنیم، دوباره نیرو بگیریم، و بار دیگر خود را وقف پیروزی کنیم.
ما یاد جانباختگان را با به پایان رساندن راهی که آغاز کردند گرامی میداریم. ایران آزاد دیگر یک امید نیست. یک قطعیت است.
و جهان باید بداند که هممیهنان دلیر من تنها برای آزادی خود نمیجنگند، آنان برای صلح و ثبات جهان نیز مبارزه میکنند.
هممیهنان عزیز،
جمهوری اسلامی میکوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره �� یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند. رژیمی فرسوده، پوسیده و رو به زوال، با نمایشهای ساختگی، تبلیغات دروغین و هزینههای هنگفتی که از جیب مردم ایران غارت میشود، تلاش ��ارد تصویری جعلی از مشروعیت برای خود بسازد.
اما حقیقت ایران جای دیگری ایستاده است؛ در کنار نام و یاد فرزندان دلاوری که با آگاهی، رشادت و فداکاری، در یکی از حساسترین لحظات تاریخ این سرزمین، جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند.
بیش از ۴۰ هزار جاویدنام دیماه، با آگاهی از خطرهای پیش رو، قدم در این مسیر گذاشتند. آنان میدانستند شاید دیگر هرگز به خانه بازنگردند، اما در لحظهای که ایران به آنان نیاز داشت، ایستادند. آنان بر خلاف مزدوران ضحاک، برای وعدههای ناچیز و منافع شخصی به میدان نیامده بودند. آنها، شکوهمند، برای بازپسگیری ایران و هویت ملیمان برخاستند. آنان که از جنس زندگی، باور و نور بودند، در برابر تاریکی ایستادند تا نام ایران زنده بماند؛ و نامشان برای همیشه در تاریخ سرزمین ما ماندگار شد. آنان نشان دادند که عشق به میهن، از ترس مرگ نیرومندتر است.
امروز شش ماه از آن روزها گذشته است، اما برای خانوادههای شریف جاویدنامان، زمان همچنان در همان شبهای دشوار متوقف مانده است؛ خانوادههایی که ��زیز و گاه تنها نانآور خود را از دست دادهاند؛ پدران و مادرانی که هر صبح با جای خالی فرزندشان چشم میگشایند؛ همسران، خواهران و برادرانی که در کنار رنج سوگ، فشار تهدید و سرکوب را نیز تحمل میکنند.
این خانوادهها تنها صاحبان یک داغ نیستند؛ آنها نگهبان و امانتدار یاد و فداکاری دلیرترین فرزندان ایران هستند. مسئولیت همه ماست که اجازه ندهیم این بار سنگین را به تنهایی بر دوش بکشند. وظیفه ملی و میهنی ماست که بیش از پیش پشتیبانشان باشیم؛ به دیدارشان برویم، صدای آنان را بازتاب دهیم، یاد عزیزانشان را زنده نگه داریم و در حد توان خود، نگذاریم فشارهای روحی، تهدیدها و دشواریهای مالی، آنان را به سکوت و فراموشی وادار کند.
تاریخ بارها نشان داده است که هیچ قدرتی نمیتواند اراده ملتی متحد را که برای رهایی و ساختن آیندهای بهتر برخاسته است، برای همیشه خاموش کند. راهی که با فداکاری فرزندان جاویدنام ایران روشن شده است، ادامه خواهد یافت؛ تا روزی که ایران به آزادی، دولت ملی و آیندهای شایسته ملت بزرگ ما دست یابد.
پاینده ایران
هیچوقت فکرش رو نمیکردم یه روز همچ��ن توییتی بزنم.
میگن درخواست کمک شجاعت میخواد؛ شاید این بزرگترین شجاعتی باشه که تا امروز به خرج دادم، چون همیشه از کمک خواستن فرار میکردم.
اگر امکانش رو دارید، لطفا�� از کمپین GoFundMe من حمایت کنید. اگر هم امکان کمک مالی ندارید، بازنشر این لینک برای من ارزش خیلی زیادی داره.
هر حمایتی، حتی اگه کوچیک باشه، میتونه یه تفاوت بزرگ ایجاد کنه.
ممنونم از همگی. ❤️
https://t.co/DekBpHzPso
پتک!! «قسمت دوم»
✅ حکومت بعثی ها و نازیها در ایران؛
در قسمت قبل گفتیم سازمان امنیت هر کشور از دو عنصر خارجی و داخلی تشکیل شده و مهمترین وظیفه عنصر خارجی امنیت این هست که اجازه ندهد فاجعه ای مثل آلمان نازی، امپراطوری ژاپن یا صدام حسین وجود بیاید و جنگ جهانی سومی در نهایت به دنیا تحمیل شود! درست مسیریکه سپاه پاسداران طی میک��د همین کشاندن جهان به جنگ بین المللی است. موضوع برای عده ای تجارت و نفت است اما برای گروهی از حراستیها از بعد ایدئولوژیک بسیار فراتر از چیزی است که منطق ما به آن عادت کرده است. اینها بدنبال ادامه جنگ جهانی اول و دومند! اینها ��اقعا بدنبال یهودسوزی و پاکسازی نژادها هستند و متاسفانه همه اینهارا مدام با نام ایران و ایرانی به مارکت سیاسی عرضه میکنند! این پدیده شوم و خطرناکیست که باید با هر هزینه ایی در مقابل آن ایستاد!
✅ اتحاد با بعثی ها؛
بعثیها حاکمیتی بمراتب مقتدرتر، جنگجوتر و شجاعتر از حزب اللهیها بودند. استخبارات حزب بعث که مستقیما توسط KGB حمایت میشد بینهایت مقتدر و شکست ناپذیر بود، آنها در کشورهای عربی نفوذی حتی بیشتر از مصر داشتند، در ایران از طریق اتحاد با گروههای کمونیست مثل مجاهدین و فداییان و… نفوذ زیادی داشتند و البته بخاطر اینکه مرکزیت ارتجاع سیاه تشیع در عراق بود و از عراق به ایران ریشه دوانیده بود بسیار نسبت به آخوندها و عراقیهای متمایل به ایران حساس بود.
خمینی ۱۳سال تحت نظر، بازداشت و بازجویی استخبارات عراق بود. صدام بارها از شاه خواسته بود تا اجازه دهد شر این منحوس رو از سر منطقه کم کند که مورد پذیرش شاه واقع نشد.
سالها بعد در جریان انقلاب ۵۷ صدام به شاه پیغام میدهد: به برادرم بگوئید تانکها را به خیابانها بیاورد، اگر چندصد نفر بمیرند از خونریزی میلیونها جلوگیری میشود!
بهرحال تاریخ صدام و خمینی را در جنگی ۸ ساله رودرروی هم قرار میدهد. در طول این جنگ اطلاعات رژیم هرگز هماورد مناسبی برای استخبارات کارکشته عراق نیست، استخبارات عراق از خط مقدم جبهه تا عمق خاک ایران چپ و راست ضربات سنگینی میزند، در بعد بین المللی حمایتهای زیادی کسب میکند، رژیم ایران به لحاظ ایدئولوژیک شکست میخورد و با کمبود سرباز مواجه ��یشود و اگر حمایتهای تسلیحاتی آمریکا و اسرائیل از رژیم نبود شاید عراق اصلا آتش بس را قبول نمیکرد. بهرحال بعد از آتش بس همکاریها آغاز میشود استخبارات برای اثبات حسن نیت، سر سازمان مجاهدین را مثل گوسفند برای م��مانی ضبح میکند!
هممیهنان عزیزم،
در روزهایی که شما با شجاعت در برابر رژیم اشغال��ر ایران ایستادهاید، این نظام منفور و منزوی، همچنان به تجاوز به جان و مال مردم ادامه میدهد تا سرنگونی حتمی خود را اندکی به تعویق اندازد. در چنین شرایطی، وظیفه خود میدانم که تصویر عدالت در فردای ایران را برای کسانی که با جنایتکاران همکاری کنند، روشنتر ترسیم کنم.
در این راستا، از «کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی ایران» خواستم درباره دو موضوع مهم، نظر مشورتی خود را ارائه کند: نخست، موضوع مسئولیت کیفری افرادی که با ساختارهای سرکوبگر جمهوری اسلامی همکاری میکنند؛ و دوم، موضوع مصادره اموال معترضان و خانوادههای آنان.
این کمیته اکنون نخستین نظر مشورتی خود را صادر کرده و پیام آن روشن است: این اقدامات، همکاریهای ساده یا بیاهمیت نیستند؛ بلکه «یاریرسانی به جنایت علیه بشریت» محسوب میشوند. هیچ مقام، هیچ دستور و هیچ بهانهای نمیتواند مسئولیت کیفری فردی را از میان ببرد. بنابراین، هر فردی که آگاهانه و داوطلبانه با ساختارهای سرکوبگر رژیم همکاری کند، چه در داخل و چه در خارج از ایران، باید بداند که در معرض مسئولیت کیفری قرار خواهد گر��ت:
خواه این همکاری از نوع گزارشدهی یا خبرچینی باشد؛
خواه از نوع مشارکت در ایستهای بازرسی باشد؛
خواه از نوع بهکارگیری کودکان و نوجوانان در سرکوب معترضان باشد؛
و خواه از نوع تحصیل، انتقال یا خرید و فروش اموالی باشد که در جریان سرکوب از معترضان و خانوادههای آنان مصادره شده است.
از این رو، نهتنها افرادی که در صدور دستور، اجرای آن، یا تسهیل این مصادرهها نقش دارند در معرض مسئولیت قرار خواهند گرفت، بلکه کسانی که آگاهانه و داوطلبانه به خرید و فروش این اموال میپردازند نیز باید پاسخگو باشند. این مسئولیت، استفاده از اموال یا داراییهای آنان برای جبران خسارت واردشده به مالکان اصلی را نیز شامل میشود.
بنابراین، به همه کسانی که امروز در صدد همکاری با دستگاه سرکوب رژیم هستند هشدار میدهم: پیش از آنکه دست به اقدامی بزنید که به مردم ایران آسیب جانی، مالی و یا اجتماعی برساند، به آینده خود و خانوادهتان بیندیشید. به آن روز بیندیشید که ایران آزاد خواهد شد؛ روزی که حقیقت پنهان نخواهد ماند؛ روزی که اسامی آشکار خواهد شد؛ روزی که هیچ متجاوز و جنایتکاری از پاسخگویی در برابر قانون در امان نخواهد ماند.
آن روز، ملت ایران حکومتی خواهد داشت که حقوق ایرانیان را محترم میدارد و ایران را به سرزمینی آزاد و آباد بدل میکند.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
چه اروپا در کنار ما باشد، چه نباشد، چه روزنامهنگاران شما کار خود را انجام دهند، یا ندهند، چه سیاستمداران شما شجاعت اقدام داشته باشند یا نه، من برای مردم و کشورم مبارزه خواهم کرد. ��تی اگر مجبور باشیم این کار را بهتنهایی انجام دهیم، تا زمانی که ایران آزاد شود، مبارزه خواهیم کرد.
Whether or not Europe stands with us, whether or not your journalists do their jobs, whether or not your politicians demonstrate the courage to act, I will fight for my people and my country.
هممیهنان عزیزم،
ملت بزرگ ایران،
به همه شما که در این ۱۰۰ روز برای آزادی و بازپسگیری ایران ایستادید؛ با فداکاری در برابر گلولهها سینه سپر کردید و در ۴۰ روز گذشته خطر بمباران را به جان خریدید، درود میفرستم.
میدانم خبر آتشبس دوهفتهای میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، بسیاری از شما را دلسرد کرده است. اما امروز، نه زمان ناامیدی، که زمان باور بیشتر به پیروزی است. آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، دقیقاً در مسیر همان مطالباتی است که ملت ایران از جام��ه جهانی خواست و بعد از جانفشانی در خیابانهای ایران، در تظاهرات روز جهانی اقدام در ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) نیز فریاد زد.
ضرباتی که در تنها ۴۰ روز بر پیکر جمهوری اسلامی وارد شد، بیسابقه بوده، و برای این رژیم جبرانناپذیر است. حذف علی خامنهای، قاتل دهها هزار ایرانی شجاع، بهتنهایی دستاوردی تاریخی برای ملت ماست. حال آنکه، به جز او، دهها تن از فرماندهان و عاملان اصلی سرکوب در سپاه و بسیج و دستگاههای اطلاعاتی رژیم نیز از میان برداشته شدند. هزاران نیروی سرکوب به هلاکت رسیدند. ساختار فرماندهی و کنترل سرکوب، فلج شده و فرو پاشیده است. زیرساختهای نظامی، که نه ب��ای دفاع از ایران، بلکه برای صدور تروریسم و بیثباتی ساخته شده بودند، نابود شدهاند. منابع مالی رژیم برای سرکوب در داخل و تروریسم در خارج، بهشدت کاهش یافته است. جمهوری اسلامی امروز در منطقه و جهان از همیشه منزویتر و منفورتر است.
آنچه برای این رژیم باقی مانده، تکیه بر مزدوران بیگانه و اقلیتی خونریز و خونشوی است که منافعشان در بقای این رژیم است؛ رژیمی که در میدان واقعیت شکستی سخت خورده، اما با قطع اینترنت به ۹۰ میلیون ایرانی، و از طریق ماشین دروغپردازیاش، هنوز ژست پیروزی میگیرد و رجز میخواند. آنها که مدعی بودند هرگز تن به آتشبس نمیدهند، امروز هم رهبر و فرماندهانشان را از دست دادهاند، هم جنگ را باختهاند، هم آتشبس را پذیرفتهاند، و هم به میز مذاکره برای تسلیم کامل کشانده شدهاند.
ما اما از آغاز میدانستیم که جمهوری اسلامی تنها با حذف ف��ماندهی و تضعیف دستگاه سرکوب از طریق حملات هوایی، سقوط نمیکند. از همین رو بود که در تمام پیامهایم به شما تاکید کردم که این ما ملت ایران هستیم که باید ضربه نهایی را به رژیم ضعیفشده وارد و آن را سرنگون کنیم.
میخواهم بدانید که من وضعیت شما در ایران را بسیار دقیق زیر نظر دارم. میدانم که جمهوری اسلامی بسیار تضعیف شده اما هنوز توانایی سرکوب آن به طور کامل از بین نرفته است. همه هدف من این است که اقدام نهایی برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی با کمترین هزینه جانی باشد. جان تکتک شما برای من ارزشمند است. پس، از شما میخواهم که شکیبا باشید، از خودتان محافظت کنید، و با باور به پیروزی و آمادگی کامل، در انتظار لحظه تعیینکننده بمانید. در این فاصله، من و همه هممیهنانمان در خارج از کشور با تمام توان، خواست شما را که پایان دادن به جمهوری اسلامی است، فریاد خواهیم زد.
ایمان داشته باشید که هیچ نیرویی در جهان توان ایستادن در برابر قدرت یک ملت متحد را ندارد. جمهوری اسلامی این بار، راه گریز، و بختی برای بقا ندارد؛ و به دستان پرقدرت شما ملت بزرگ ایران سرنگون خواهد شد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی