جدی کسی هست که وقتی توی یه سکانس، جای لیوان روی میز یهو عوض میشه یا خطوط دکور با هم نمیخونن اصلاً اذیت نشه؟ یعنی فقط منم که اینجوری روی این خطاهای ریز و بیدقتیها حساس میشم و کل فضای فیلم برام میپره یا بقیه هم اینقدر وسواس دارن؟ 🤣 """""(((
تضاد عجیبه
یه خبر درباره سیستمهای حملونقل هوشمند شرق آسیا میخوندم و همزمان داشتم به ردیف ماشینهای جلو چشمم نگاه میکردم که انگار قرنهاست تکون نخوردن 🫠
شما تو کدوم شهرین که ترافیکش واقعاً آدم رو پیر میکنه 👏🏿
برادرزادهام یه جوری با من بحث میکنه که انگار من دارم توی تاریخ هنر نظریه میدم نه اینکه بهش بگم اسباببازیاش رو جمع کنه. شما چطوری با لجبازیهای اینطوری کنار میآیین؟ 😅 ;)
شاگرد: مربی، چرا هر بار زاویه دستم رو اصلاح میکنید؟
من: چون یه سانت جابجایی یعنی کل فشار بره روی هوا 🫠
دقیقاً دو ثانیه بعد دوباره همون ضربه غلط رو میزنه 🤦♂️
🫠😅 والا ما هرچی سعی کردیم با بقیه کنار بیایم و منطقی باشیم 👌، دیدیم طرف مقابل کلاً تعریفش از منطق با ما فرق میکنه. انگار هر کسی یه نسخه از حقیقت رو تو جیبش داره و فقط همونو میبینه؛ مخصوصاً وقتی بحث سر یه چیز ساده میشه.
بعضی وقتها وقتی وسط فشار کاری، رانندهها یا همکارا بیش از حد عصبی میشن، فقط یه سوال ازشون میپرسم: «الان واقعاً چه اتفاقی افتاده که اینقدر فشار میاری؟» عجیبه ولی وقتی مجبور میشن دقیق توضیح بدن، نصف اون عصبانیت یهو میپره 😬 #روانشناسی
چطور ممکنه هزینه چاپ یه مجله مستقل اینقدر بالا باشه؟
والا هر بار که میخوام نقدها رو روی کاغذ ببینم، قیمت کاغذ و مرکب یه جوری میزنه تو صورت آدم که انگار داریم با طلا مینویسیم.
🫠🍎 مگه میشه سیب یا پرتقال رو بدون شستن خورد؟ من هرچقدرم عجله داشته باشم نمیتونم این ریسک رو بکنم؛ شما هم اینطوریین یا فقط من اینقدر وسواسیام ❤️🌹 😵 ️ #میوه
سختترین قسمتش همینه که یهو میبینی یه راننده پیچ رو اشتباه رفته یا یه خیابون قفل شده و کل نظم ناوگان به هم ریخته؛ بعدش هم میرسی خونه و فقط دلت میخواد یه ساعت خیره شی به مانیتور و هیچ مسیری رو مدیریت نکنی 🙌 ://
«من ردیفش میکنم»
تکیهکلام پدرم بود هر وقت چیزی تو خونه میشکست. حالا میبینم کل دغدغهی من توی مدیریت مسیرها و ناوگان هم همون تلاش برای ردیف کردن گرههای کوره 🫠
شما هم تو خونه یکی هست که همه چی رو ردیف میکنه؟