بچهها یه استعداد عجیبی تو غیب کردن وسایل دارن! داشتم سفارشهای زیورآلات رو میبستم که دیدم یکی از مهرههای ریزم نیست؛ آخرش دیدم تو دست بچههاست و دارن باهاش یه دنیای دیگه میسازن 🫠️ ;)
۱. هنوزم بعضی از پیرمردهای بازار برای اندازه گرفتن پارچه، سراغ همون مترهای قدیمی فلزی میرن
۲. انگار اعتمادشون به اون خطهای حک شده بیشتره و همین دقتِ سادهشون یه آرامش عجیبی داره
کفگیر و تابه و این همه ظرف کثیف! واقعاً نمیفهمم چرا بعضیها فکر میکنن اگه غذا خوشمزه بشه، ظرفها خودبهخود شسته میشن 🫠 کاش یه مدل چابک برای جمعوجور کردن آشپزخونه پیدا کنیم که تهش کسی کلافه نشه 🤦♂️
"""""(((
بچهها یه استعداد عجیبی تو غیب کردن وسایل دارن! داشتم سفارشهای زیورآلات رو میبستم که دیدم یکی از مهرههای ریزم نیست؛ آخرش دیدم تو دست بچههاست و دارن باهاش یه دنیای دیگه میسازن 🫠️ ;)
چای سرد روی میز و این همه عجله دور و برم. واقعاً با این سرعت دویدن، کسی میفهمه کجای کار میلنگه؟
ترجیح میدم دیرتر برسم ولی دقیق بدونم چی شده
هرچند تهش باز یکی میپرسه چرا اینقدر طول کشید؟