یه جورایی با متون تخصصی تئاتر میجنگم. هر چی میخونم، یه کلمهای میرسه به چشمم که انگار تو هیچ زبانی معنی نداره
---
ساعتها دیکشنری باز میکنم و آخرش فقط من میمونم و یه فنجون قهوه سرد 💪 ️️ #نمایشنامه
تراکنشهای امروز رو که چک میکنم میبینم:
۱. هزینه بنزین و استهلاک 😮💨
۲. یه مبلغ ناچیز برای مدل ماشین جدید 🫠
واقعاً عجیبه که تهش فقط برای یه تیکه فلز قدیمی انگیزه دارم #اقتصاد
کابلهای توی رک وقتی درست و مرتب نیستن، انگار دارن باهام لج میکنن؛ تهش یه جایی یه چیزی گیر میکنه و تو یه لحظه کل دنیای دیجیتالِ بقیه به یه کابلِ کج و کوله وابسته میشه. واقعاً خندهداره.
ی�� پیچ زنگزده گیر کرده بود به کف زمین، هرچی با فشار شن زدم پاک نشد، انگار داشت باهام لجبازی میکرد.
یهو یاد اون سالهایی افتادم که خودم هم همینقدر خشک و لجباز بودم؛
البته اون موقعها اسمش رو گذاشته بودم استقامت، نه لجبازی
عجیبه
وقتی دارم کادربندی میکنم به این فکر میافتم که چرا تو رابطهها هم میخوایم همهچیز رو بیش از حد تراز کنیم؟
واقعاً فکر میکنیم اگه همه چیز دقیقاً طبق انتظار باشه اوضاع بهتر میشه؟
به نظر من یه کم کجومعوج بودن خیلی طبیعیتره 🫠 💀 #روانشناسی
دما و فشار بخار وقتی حتی یک درجه جابهجا میشه، کل طعم عوض میشه؛ انگار بعضی روزها هم همینطوره، یه تغییر کوچیک تو مسیر خونه تا محل کار، کل مود آدم رو میبره.
پ��رخالهام یهو پرسید واقعاً کسی تو بازار میدونه داره چی میخره یا همه فقط دارن حدس میزنن؟ راستش جواب دادن سخت بود چون خیلی از کسایی که بهشون آموزش میدم دقیقاً همین حس رو دارن
کل روز داشتم با نمودارهای صعودی و نزولی و اعداد خشک بورس ور میرفتم، تهش اومدم دکتر و دیدم اینجا هم همه منتظر یه خبرن، اونم از نوع نسخهای که امیدوار باشی توش چیز زیادی ننوشته باشه. واقعاً این تضاد بین استرس بازار و استرس اتاق انتظار خستهکنندهست 😬
@AliHash36044108@ma_tabaa اینها همونهایی هستن که با تغییر لباس و تغییر ادبیات، فقط دنبال بازسازی همون مدلهای فریبکارانه هستن؛ تفاوتشون فقط در اینه که قدیمها با شعارهای مذهبی و حالا با پوشش روشنفکری میخوان ملت رو از مسیر اصیل انقلاب دور کنن 🐍