از چندین سال قبل محققین اجتماعی هشدار دادن جامعه به سمتی از ناآگاهی و سطحی نگری میرود که آدمهای بالغ و عاقل دچار افسردگی و پوچی میشوند
و آدمهای سطحی نگر ، کم سواد ، بی هنر و تهی از درک، انبوه جامعه را اشغال میکنند
و ما اینروزها شاهد انزوای عقلانیت ومرگ خودخواسته آدمهاییم.
#مرگ
معتقدم قاتل آدمهای بالغ و باوقار ، اول همین آدمهای کوچه بازارن که مسائل رو عمیق نمیبینن و هیچ تلاشی برای بهتر شدن قدرت تشخیص ، درک ، شعور و فهمشان از انسانها نمی کنند
آدمهایی با درک و شعور سطحی ، خود بزرگترین قاتلان آدمهای عمیقند که قدرت درک شرایط آدمهای عاقل را ندارند.
#شعور
آلبرکامو در کتاب معروفش « بیگانه» اینگونه میگوید « مرگ پیوند آدمهاست »
وقتی کسی میمیرد در زیر تابوتش دوباره همه جمع و متحد میشوند تا او را به خانه ابدی بدرقه کنند و این آخرین تلاش« مرگ » برای انسجام آدمهاست
آری ، « مرگ را بفهمیم و از آن برای تجدید پیوندها بهره ببریم »
#آفرینش
من گمان می کنم ؛
حتی نوکیسگی هم در گذشته ، « اصالت » بیشتری داشت ، حالا اما درگیر « بلاهت » است .
وقتی دوران ، دوران ابتذال است ، سطح تازه به دوران رسیدگی هم « تنزل » میابد !
از مصادیق لوس این نوکیسگی این است که از خانه ، ماشین و حتی کافه رفتنشان برای خود هویت میسازند.
#نوکیسگی
این ی تشر اجتماعیه !!
وقتی خدایی ناکرده عزیزی از خانواده تان میمیرد برای اطلاع رسانی فقط به یک پیام بسنده کنید تا دیگران مطلع شوند که البته آن هم در آن شرایط روحی ملزوم نیست.
لطفا در آن شرایط جانکاه ، بیخیال مجازی شوید و دنبال انتشار تسلیت دیگران نباشید .
«کمی شعور داشته باشید»
اگر خوش شانس باشید در خانواده ای به دنیا می آیید که پدر و مادر بغیر تحصیلات آکادمیک،درسبد زندگیشان هنر ، شعر ، ادبیات ، موسیقی وکتاب جای دارد و شما در مسیر رشد فرهنگی قرار میگیرید
و اگر چنین نباشد خود باید به دنبال تعالی فرهنگی خویش بروید وگرنه شما یک معضل اجتماعی هستید.
#فرهنگ
وقتی در فضای مجازی یک آدم آگاه و فهیم برای مخاطبش ارزش قائل میشود ، عمق دغدغه ها و نگاهش به مسائل اجتماعی را در تصاویر و مطالبی که به اشتراک میگذارد ، میبینید ولذت میبرید
و « چقد ارزشمندن چنین آدمهایی که دغدغه جامعه را دارند تا جامعه از راه آگاهی به بالندگی برسد »
#شهروندـآگاه
از خودتان بپرسید در یک جمع وارد شدید آیا حرفی برای گفتن دارید؟
آیا از شعر و ادبیات ، از ساز و هنر،از جامعه شناسی و روانشناسی ، از هنجارها و ناهنجارهای اجتماعی ، از تاریخ و فلسفه و و بصورت « مستند » بلدید حرف بزنید
یا فقط حرفهای« عامیانه کوچه بازی» میزنید؟
«شهروند آگاه باش»
روانشناسانی را دیدم که بوقت اتفاق در زندگی خویش روی رفتارشان کنترل نداشتن.
سالها نسخه در قالب تکراری میپیچند و زندگی ها را میکروسکپی میپایند و همه چیز را صفر یا صد و مطلق مینگرند.
علم تکراری با معیار ونسخه تکراری، آدمها را میکشد
« بگذارید آدمها نسبی باشند با اشتباهات برگشت پذیر »
صرفا داشتن یک پیج و چندهزار یا چندصدهزار فالور این اجازه رو به هیچکس نمیدهد که هر عنوان تصویری را بدون عاقبت سنجی بخورد مخاطب بدهد
متاسفانه نشر بعضی کلیپ و تصاویرهیجانی از منظر روانی وجامعه شناسانه،باعث تحریک نوجوانان میشود .
همه ما در برابر جامعه خویش مسئول و پاسخگوییم
#جامعه
اگر به مهم بودنتان در میان این جماعت صرفا مجازی دل بسته اید سخت در اشتباهید .
بالاتر از جان مگر هست ؟
بوقت مرگتان برایتان بر حسب شواف استوری ترحیم میگذارند
و به فاصله چند ساعت بعد استوری از روزمرگی های پوچشان،
حتی به احترام شماچند روز بیخیال اینجا نمیشوند.
« معرفت اون بیرونه »
چه تلفیق باشکوهیست
« عید امسال با باران بهاری »
آسمان ، باران ، شُر شُر ناودون، خیسی کوچه و هلهله کودکان
طبیعتی که چندماهی شرمنده بود حال کمی طنازی میکند و
عطر لبخندی که دوباره کوچه را پر کرد ...
« عید همگی مبارک »
#بهار
ارتباط با بعضی آدما نه تنها برای شما ارزش افزوده ندارد بلکه کیفیت زندگی شما رو هم پایین میاره
آدمهایی که در مدار زندگیشان همیشه صدای ناله و فغان که آنهم نشاُت گرفته از عدم توانایی خود اوست به گوش میرسد، بر زندگی شما تاثیر بسزایی دارد و
« در دراز مدت شور زندگی درشما سرد میشود »
« روز زن » را باید به او تبریک گفت ؛
به آن «مادر روستایی» که در دهه سی و چهل در روستا در آن حجم از «سنتگرایی و بیسوادی مطلق» ، بسختی علم آموخت و معلم شد
و علارغم شعارهای پوچ «عیالواری» به چند فرزند اکتفاهٕ و همه را با تحصیلات عالیه رهسپار جامعه کرد
«او قیاس یک زن آوانگارده »
در سالهای دور میگفتن فلانی فرزند اونه یا فلانی از خانواده اونه
و بار اجتماعی روی «اون شخص موجه» ایجاد میکرد
این چهارچوب اشتباه و غیر منطقی ، فشار روانی روی شخص موجه ایجاد میکرد.
آیا نباید هر کس را در چهارچوب خودش قضاوت کرد نه خانواده اش ؟!
#تشرـاجتماعی
یک شهروند باشعور و متمدن با
«لمس شرایط موجود اقتصادی» ادبیات گفتاری و رفتارش نسبت به دیگران باید تغیر کند و از گفتن جملاتی
چون
خانه وماشین داری ؟چقد درآمدته؟پدر و برادرات چه میکنن ؟
و و ... بپرهیزه
« بفهمین که اکثر مردم به سختی دارن مخارج زندگیشونو تهیه میکنند و خستن »
#درک