در میانهی ضیافت شام رسمی شاه و فرح برای رهبر چین (هوا گوئوفنگ) در کاخ نیاوران، شاه با دریافت پیغامی تشریفات را شکست و از سر میز برخاست.
پس از بازگشت، او به جعفر شریفامامی و ناصر مقدم علامت داد تا به او ملحق شوند و در سکوت بهتآمیز به آنها گفت که صدام حسین تلفنی تماس👇
اگر جنگی شروع شود، خامنهای در صدر اهداف خواهد بود
قرار بود جمعه، مذاکراتی میان جمهوری اسلامی و آمریکا برگزار شود؛ مذاکراتی که میتوانست، دستکم روی کاغذ، تنشِ فعلی را موقتا مدیریت کند. انصرافِ جمهوری اسلامی از این مذاکرات یعنی یک گام دیگر به احتمال جنگ نزدیک شدیم. تهران آگاهانه یکی از ترمزهای سیاسی کنترل تنش را از کار انداخت.
جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسیده است که زندگی زیر سایه دائمی جنگ، از خودِ جنگ پرهزینهتر است. سایه جنگ یعنی فرسایشِ مداوم: بیثباتی اقتصادی، فرار سرمایه، تشدید فشار اجتماعی، و از همه مهمتر، فرسودگی دستگاه سرکوب در داخل.
در این محاسبه، تهدیدِ خارجیِ دائمی همان چیزی است که میتواند اعتراضِ داخلی را زنده نگه دارد و خیابان را «قابل تکرار» کند.
از این زاویه، «یکبار جنگیدن» حتی اگر پرهزینه باشد، بهتر از ماندن در وضعیتِ تعلیق است. آنها تصور میکنند اگر جنگی رخ دهد و تمام شود، حتی اگر خسارتبار باشد، میتوان دوباره نظمِ «سرکوب و کنترل» را بازسازی کرد. اما اگر سایه جنگ بماند، هر بحرانِ داخلی میتواند به این امید گره بخورد که «شاید این بار ضربه خارجی کار را تمام کند».
این محاسبه با برداشت آنها از اراده آمریکا گره خورده است. جمهوری اسلامی معتقد است آمریکا اراده سیاسیِ جنگ طولانی و بهویژه عملیات زمینی در ایران را ندارد و نهایتِ سناریو را در حملات هوایی و بمباران میبیند. از نگاه آنها، بمبارانِ حتی سنگین، بهخودیخود به فروپاشیِ نظام منجر نمیشود؛ فروپاشی زمانی رخ میدهد که ستونهای کنترل داخلی از هم بپاشد یا نیروی خارجی وارد معادله زمینی شود، سناریویی که از دید آنها، واشینگتن از آن پرهیز میکند. همین برداشت، آستانه ریسکپذیری را بالا میبرد و کنار کشیدن از مذاکره را برایشان «معقول» میکند.
بر این اساس، اگر قرار است جنگی رخ دهد، باید کوتاه، پرهزینه برای طرف مقابل و تعیینکننده باشد. اینجاست که منطق «گسترش هزینه» وارد میشود: حمله به تاسیساتِ نفتی و اقتصادیِ کشورهای همسایه با پوشش حمله به پایگاههای آمریکا، ناامنسازی منطقه، اختلال در عبور و مرورِ کشتیها در خلیج فارس یا حتی بستن آن، و انتقال شوک به قیمت نفت و بازارهای جهانی.
تصورشان این است که با بالا بردن شدیدِ هزینه منطقهای و بینالمللی، جنگ به سرعت مهار خواهد شد و سایه جنگ، اگر نه برای همیشه، دستکم برای مدت طولانی از سرِ جمهوری اسلامی برداشته میشود؛ چون دفعه بعد، کشورهای همسایه و بازیگرانِ منطقهای و جهانی خودشان مانع تکرار جنگ علیه جمهوری اسلامی خواهند شد.
در این روایت: جنگ یکبار، شیون یکبار. به باور آنها، جمهوری اسلامی باید هزینه جنگ علیه خود را آنقدر برای منطقه و اقتصادِ جهانی دردناک کند که برای مدتِ طولانی بیمه شود.
همین چارچوب، تصمیمهای دیگر جمهوری اسلامی را هم توضیح میدهد. در داخل، وقتی به این نتیجه رسیدند که عقبنشینی در برابر اعتراضات، نشانه ضعف است و ضعف خیابان را زنده نگه میدارد، به مشت آهنین و کشتار دهها هزار نفر روی آوردند؛ قتلعامِ خیابانی را به ابزار بازدارندگیِ بلندمدت برای کنترل خیابان تبدیل کردند.
در خارج هم، مذاکره را کنار گذاشتند: حاضر نیستند شرایط ترامپ را بپذیرند و ترجیح میدهند به استقبال جنگی بروند که به باورشان قرار نیست به فروپاشی نظام بیانجامد، اما هزینه دردناک آن برای منطقه نقش بازدارندگیِ بلندمدت خواهد داشت.
جمهوری اسلامی «مشت آهنین در داخل و خارج» را انتخاب کرده است. نتیجه منطقیِ این مسیر، حرکت به سمت جنگ است. اینکه جنگ حتمی است یا نه را نمیدانیم؛ اما اگر جنگی در کار باشد خامنهای قاعدتا در صدر اهداف خواهد بود.
وضعیتِ آچمزِ فعلی، حاصلِ سرسختی خامنهای است. آمریکا برای پرهیز از جنگِ طولانی، ناگزیر از حذف او و حلقه تصمیمگیرانِ اصلیِ جمهوری اسلامی خواهد بود. وقتی مصالحه منتفی شود، منطقِ درگیری به سمتِ راسِ تصمیمگیری یا سرِ مار حرکت میکند.
سال ۲۰۱۸ بود.
راجر فدرر، اسطورهی تنیس، یه تصمیم عجیب گرفت:
قرارداد ۱۰۰ میلیون دلاریش با نایک رو فسخ کرد.
نه رفت سراغ آدیداس، نه ریباک.
رفت سراغ یه برند کوچیک سوئیسی که کفشهاش از شیلنگ درست میشد!
همه گفتن «دیگه دیوونه شده!»
ولی همین تصمیم، مسیرش رو برای همیشه عوض کرد...
روزی هارونالرشید با زبیده(همسر مورد علاقهاش)خلوت کرده مشغول جماع بود. خلیفه در زیر و به پشت خوابیده بود و زبیده روی او. مسرور خادم خاص خلیفه هم در زیر تخت نهان بود. در اثنای آورد و برد، خلیفه یاد مسرور افتاد که مبادا جایی در اتاق پنهان شده است. فریاد برکشید که : مسرور! ۲/۱
@itsmereza رضا جون اول این که کفش هایی مثل اکو جیوکس و کلارک دقیقا همین مشکل رو سگمنت کردن و کفشاشون برای همین منظوره
و به طور کلی کفش هایی هستن که میشه با تیپ رسمی مچ بشن ولی چرمی نباشن
مثل لاکوست و وانس و استایلایی مشابه این
دوستان عزیز.
کتاب اسمانی را به فارسی بخوانید
البته، بدون تفسير اخوندی.
متوجه خواهید شد، این همه اعدام دلیلش چیست
پدر بزرگ مادریم معلم قران بود،
هر کلاسش اقلاً ٣٠٠ نفری شرکت داشتند،
پدر بزرگم دوست داشت، در نوجوانی من هم با صدای بلند قران بخوانم،
چندین عکس و پوستر بزرگ به دیوارش بود، که حضرت علی شمشیر بدست، سر بریده ای در دست داشت و از نوک شمشیرش خون میچکید،
پدر بزرگم این پوستر ها را بسیار دوست داشت و مراقبت میکرد.
یک کتابخانه، کتب مذهبی هم داشت
مادرم، نیز ، شدیداً مذهبی بود
ساز مرا پنهان میکرد، که ساز نزنم، چون حرام میدانست،
مادرم ۶ بار سفر حج رفته بود،
سفر های حج های عمره مادرم را حسابش را ندارم
مشهد رفتن مادرم را هم حسابش را ندارم
دوم دبستان از مدرسه مرخصی کرفتند و مرا به کربلا نجف ووو بردن
خلاصه کلام
من از نسل های بعدی هستم و بطور طبیعی در این دنیای مدرن افکار و عقایدم عوض شده است.
بقول مذهبیون، شده ام مطرب،
حسین علی نیری رئیس دادگاه انقلاب لقب، شغل کثیف خوانندگی به من داد.
بسیجیها و سرکوبگران
ایا میدانیدوارثان شما هم مثل من افکارشان عوض خواهد شد
فرزندان و بخصوص نوه ها و نتیجه ها ی شما به روح شما و یاد شما ها چگونه عکسالعمل و برخورد خواهند کرد
فرزندان و وارثان شما از همین نسل های زذZ خواهند بود
و شما را لعن و نفرین خواهند کرد،
از شما در ذهن خود سئوال خواهند کرد، چرا بچه های مردم را کشتید، جرا کور کردید وو
همیشه نسل های بعدی، رشد افکار جدید تر و مدرن تری خواهند داشت.
پس مواظب رفتار خود باشید، تا اقلا پیش فرزندان خود خجل نباشید
٧٠ سال طول کشید، تا انقلابیون شوروی پیر شدند و مردند و فرزندانشان با افکار مدرن تری، به میدان امدند و در سیاست شوروی اثر گذاری کردند.
یک ادمی اومده برنامه اکنون که از هر نظر بهش نگاه کنید ادم ویژه ایه
چه تحصیلی
چه شخصیتی و چه دانش ؛
با پرنسیپ
روشن فکر متفاوت ؛ میتونم بگم یکی از متفاوت ترین انسان هایی که که تا به حال دیدم .
شاید بدون اغراق برنامه ایه که هر چند وقت یکبار میشه بزاری و ببینی و درس بگیریم .
اگر آب دستتان است چیزی که معرفی میکنم ببینید
برنامه اکنون مهمان حامد وحدتی نسب
من برنامه اکنون رو دوست دارم ولی شاید ۳۰ درصدش رو دیدم .
حالا چی شد اینو دیدم ؟
اول اینکه این تنها مهمانیه که ۲ بار به برنامه اکنون دعوت شده به دلیل استقبال
دوم اینکه یک سری ادم حسابی ها این اپیزود رو توصیه کرده بودن
حالا نظر خودم :
واقعا توی دوره زمونه تحلیل های الکی
اخبار های بمبارانی امیخته با اهداف سیاسی
ادم هایی با مقاصد نامعلوم
اطلاعات تکراری و درست و غلط
و در زمین فوتبال،
روزی پرسپولیس با عابدزاده، کریمی، و کاویانپور،
الهلال را در نیمهنهایی آسیا با ۳ گل شکست داد.
امروز، الهلال با غرور از بردن منچستر سیتی میگوید.
گرچه سیتی هم مانند برادر ناتنی خود (الهلال) محصول دیپلماسی نفت و قدرت است.
ایران
با فردوسی آغاز شد،با شاهنامهای که تاج پادشاهی را با واژهها جلا بخشید.و سرانجام بعد از ۲۵۰۰ سال سلطنت به رساله خمینی ختم شد؛تاج از سرش افتاد و به عمامه نشست.
عربستان
بیتاریخ و پادشاه،
در بیابانهای قبیلهای سرگردان بود،
تا با شمشیر عبدالعزیزدر قرن بیستم به پادشاهی رسید.
اگر به قد چو کمانم ولی ز تیر توام
چو زعفران شدم اما به لاله زار توام
بیا بیا که تو راز زمانه می دانی
بپوش راز دل من که رازدار توام
میان خون دل پر خون بگفت خاک تورا
اگر چه غرقه خونم نه در تغار توام .
مولانا .
آشتی ملی ؛ دشمن مشترک ؛
روی صحبتم به تمامی ایرانیانیست که طرفدار حکومت نیستند ولی تحمل شنیدن حرف های مخالف نظر خودشان را ندارند . از بی واکنشی طرف مقابل خود عصبی میشوند و اصرار دارند که نظرات خود را بر کرسی گفتگو بنشانند.
۱/
اما فراموش نکنید آن روز هم ما فقط یک رای خواهیم داشت برای ایران !
نه بیشتر نه کمتر !
اگر سکولاریسم ؛جدایی دین از سیاست؛ و دموکراسی را خواهانیم؛ از مسیر تحمیل ایگوی ذهنی خودمان نمیگذرد . دشمن مشترک ما یکیست ولی فراموش نکنید دلدار ما هم یکیست .
پاینده باد ایران !
۱۰/