@BBCArdalan خود اصل فیلم هم هست، این ترجمه گزیده شده، احتمالا به بهانه ترجمه صرف متن clash report هم هست، اما به هر حال نشون میده جهت گیری رو.
اسراییل ستیزی، ایران رو به نابودی کشوند، همچنان عدهای بر این آتش میدمن و غیر مستقیم کمک میکنن در جهت ویرانی کامل ایران.
بخشی از حرفهای ایشون درست هست، شاید باز کردن فضای سیاسی بطور مدیریت شده، از وقوع فاجعه جلوگیری میکرد. با همین استدلال، شخصا از کودتای ارتش در مصر علیه اسلامگراها ناراحت شدم، میتونستن ۴ سالشون رو تموم کنن، نتیجه فاجعه آمیز مشخص میشد و ارتش ضامن بقای جمهوریت و انتخابات آزاد باقی میموند تا اسلامگراها مثل همه نقاط دیگه به زیر صندلی انتخابات نزنن.
اما این صحبتها، نکات ظریف و بسیار بسیار مهم دیگری رو نادیده میگیرن. صحبتهایی که گفتنش سخت هست، بفرض اکثریت جامعه ایران به احتمال زیاد مخالف حق رای زنان بود در سال انقلاب سفید، آیا پهلوی نباید این آزادی ها رو میداد؟ همینطور قوانین مدرن خانواده، حق آزادی مذهب و مثلا برداشتن شرط سوگند به قرآن.
کسانی مانند ایشون، این سوالات اصلی و سخت رو بیپاسخ میذارن. یعنی نباید انکار کرد، صادقانه نیست، غلط هم هست، باید عنوان بشه که بخش زیادی از نارضایتی اجتماعی اتفاقا بخاطر کمبود آزادی سیاسی نبود، بخاطر مخالفت با آزادی شرب خمر، بانکداری مدرن (بخونین ربا)، آزادی اجتماعی زنان، برنامههای تلویزیون، آزادی مذهبی و قوانین برابر و کم تبعیض، قوانین مدرن، فاصله گرفتن از اسلام و تقویت امور ملی (مثل تغییر مبدا تاریخ) و... بود. نشانههاش هم غیر قابل انکار هست، از آتش زدن بانک و سینما و میخانه و تغییر قوانین توسط انقلابیون، تا تغییر مجدد مبدا تاریخ توسط حکومت برای اقناع معترضین. باید امثال ایشون موضع شون رو راجع به توسعه آمرانه مشخص کنن، بفرض آیا نباید اگه اکثریتی مخالف تحصیل دختران بود، اجازه تحصیلشون رو نداد؟ یا بفرض دیه مرد و زن برابر نباشه؟
اتفاقا اقبال به رضا پهلوی در حقیقت اقبال به این پهلویسم و حرکت به سمت جامعه مدرن و توسعه هست، چیزی که امثال ایشون درک نمیکنن، چون بگمونم هنوز اون جنبههای حکومت پهلوی رو برجسته نمیبینن، و همینطور مهمترش، مخالفت عده زیادی با اونها رو نمیبینن، نمیخوان موضع بگیرن در مقابل توسعه آمرانه، نمیخوان ببینن مخالفت با پهلویسم رو، مخالفتی که از جنس مخالفت خیلی ها در جامعه افغانستان با تحصیل دختران هست.
تا از ۵۷ گذر نکنیم، باید در زیرگذر آن زندگی کنیم.
دو پادشاه پهلوی نه دیو بودند نه فرشته. دو مرد بودند با ویژگیهای مختص خود و نقاط ضعف و قوت بسیار.
نمیتوان انکار کرد که اولویت آنها شکوفایی ایران بود و گامهای بزرگی برداشتند.
اما، مانند هر جامعه مدرنی، توسعه اقتصادی توجه طبقه متوسط و تحصیلکرده را که دیگر نگران وضعیت معیشت نبود معطوف به امور سیاسی کشور کرد و میخواست در آن سهیم باشد. اما، هیچ راهی نداشت. نه حزبی، نه انتخاباتی، نه رسانه آزادی.
دریغ از یک مجاری برای ابراز عقیده یا یک سوپاپ برای تخلیه بخار خشم ناشی از سانسور و خفقان. به این دلیل جامعه منفجر شد.
اشتباهی که جمهوری اسلامی از آن درس گرفت با هر چند سال داغکردن تب انتخابات و بازی دادن مهرههای اصلاحطلب.
شاه خودش اعتراف به اشتباه و طلب بخشش کرد. بسیاری از مخالفان هم اذعان کردهاند کاش به بختیار اعتماد کرده و پشتاش ایستاده بودند.
خدمات خاندان پهلوی جای خود، علاقه فردی به پادشاهان جای خود، شیفته یک انسان بودن، چه فقید چه درقید حیات، با خِرَد جمعی سازگار نیست.
پرستش و نفرت دو روی یک سکهاند.
با همان ابزاری که قدیسسازی میکنید طرف مقابل بتشکنی میکند.
#زن_زندگی_آزادی
بگمونم یک مقدار بخاطر جامعه بسته ایران بوده، یک مقدار مشکل فرهنگی. در جامعهای که سانسور حاکم هست، بفرض فیلسوف سیاسی درست، نمیتونسته کتاب یا مقاله بنویسه (البته واقعا هم بگمونم انگشت شمار بودن)، شاعران و نویسندگان مینوشتن، برای همین مرجعیت سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی پیدا میکردن. در حالیکه کاملا بیاطلاع بودن یا افکار غلطی درون زمینهها داشتن. یا بفرض از افراد غیر همسو با حاکمیت، فقط هنرپیشگان سینما بودن که مجال حضور در تلویزیون پیدا میکردن. بطور کلی، بنوعی رانت مشهور شدن و شنیده و خونده شدن برای عده خاصی بود. مشکل فرهنگی به گمونم سلبریتی پروری است که البته جهانی است، کسی که موسیقیدان خوبی هست، تصور میشه نظر سیاسی معتبری هم داره.
خوشبختانه، به مدد شبکههای اجتماعی، رانت شنیده شدن کمرنگ شده، از طرفی نقدها و حرفهایی شبیه حرفی که گفتی، کمک میکنه به کمرنگ کردن فرهنگ سلبریتی پرستی و استفاده از رزومه بجای منطق.
@SAA_IRAN مثل وقایع صدر اسلام نیست که دروغ بگین و بقیه راهی برای رد نداشته باشن. کلی فیلم و عکس و مستند هست. اینه که این جهاد تبیین ات حتی برای طرفداران داعش شیعی، بگمونم اثر افسانه بافی های سابق رو نداره دیگه.
بگمونم بازخوانی اندیشههای منتهی به انقلاب ۵۷، اون هم اندیشههایی که منتهی به حکومتی در شکل و قامت جمهوری اسلامی شد، چه از لحاظ اسلامی، چه از لحاظ اندیشههای چپ و ضد امپریالیستی، کاملا لازم هست. شکی ندارم یکی از افراد موثر در انقلاب ۵۷، علی شریعتی بود (و فقط نظر من نیست، در کتاب خاطرات سالیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران هم همین نظر بود).
بدلیل نتایج فاجعه بار، و ایرانسوز نظام برخاسته از انقلاب چپاسلامی، حدی از خشم در نقد اون افراد طبیعی است، و ممکن است زبان افراد منتقد از حالت کاملا آکادمیک خارج بشه، بفرض چه در نقد افکار شریعتی، چه در نقد جلال آلاحمد.
البته خود سروش هم از جمله افرادی است که در صف بعدی شریعتی و جلال قرار دارن، تحصیلکردگانی که علی القاعده کتابها و رسالات خمینی رو خونده بودن، از ضدیت اون افکار با جامعه مدرن و آزاد اطلاع داشتن، ولی همچنان مفتون شخصیت خمینی شدن و ابزاری برای تحکیم جمهوری اسلامی. امثال سروش خودشون نه تنها به نقد گذشته خودشون نپرداختن، که همچنان گذشته خودشون رو توجیه، و بر مهملاتی مثل سواد خمینی تاکید میکنن. برای همین عجیب نخواهد بود که کلامی بُرّنده و آمیخته با خشم در نقد اونها هم استفاده بشه، حتی از سمت افراد کاملا آکادمیک و غیر سیاسی.
#علی_شریعتی
#سروش
بگمونم بازخوانی اندیشههای منتهی به انقلاب ۵۷، اون هم اندیشههایی که منتهی به حکومتی در شکل و قامت جمهوری اسلامی شد، چه از لحاظ اسلامی، چه از لحاظ اندیشههای چپ و ضد امپریالیستی، کاملا لازم هست. شکی ندارم یکی از افراد موثر در انقلاب ۵۷، علی شریعتی بود (و فقط نظر من نیست، در کتاب خاطرات سالیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران هم همین نظر بود).
بدلیل نتایج فاجعه بار، و ایرانسوز نظام برخاسته از انقلاب چپاسلامی، حدی از خشم در نقد اون افراد طبیعی است، و ممکن است زبان افراد منتقد از حالت کاملا آکادمیک خارج بشه، بفرض چه در نقد افکار شریعتی، چه در نقد جلال آلاحمد.
البته خود سروش هم از جمله افرادی است که در صف بعدی شریعتی و جلال قرار دارن، تحصیلکردگانی که علی القاعده کتابها و رسالات خمینی رو خونده بودن، از ضدیت اون افکار با جامعه مدرن و آزاد اطلاع داشتن، ولی همچنان مفتون شخصیت خمینی شدن و ابزاری برای تحکیم جمهوری اسلامی. امثال سروش خودشون نه تنها به نقد گذشته خودشون نپرداختن، که همچنان گذشته خودشون رو توجیه، و بر مهملاتی مثل سواد خمینی تاکید میکنن. برای همین عجیب نخواهد بود که کلامی بُرّنده و آمیخته با خشم در نقد اونها هم استفاده بشه، حتی از سمت افراد کاملا آکادمیک و غیر سیاسی.
#علی_شریعتی
#سروش
بگمونم بازخوانی اندیشههای منتهی به انقلاب ۵۷، اون هم اندیشههایی که منتهی به حکومتی در شکل و قامت جمهوری اسلامی شد، چه از لحاظ اسلامی، چه از لحاظ اندیشههای چپ و ضد امپریالیستی، کاملا لازم هست. شکی ندارم یکی از افراد موثر در انقلاب ۵۷، علی شریعتی بود (و فقط نظر من نیست، در کتاب خاطرات سالیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران هم همین نظر بود).
بدلیل نتایج فاجعه بار، و ایرانسوز نظام برخاسته از انقلاب چپاسلامی، حدی از خشم در نقد اون افراد طبیعی است، و ممکن است زبان افراد منتقد از حالت کاملا آکادمیک خارج بشه، بفرض چه در نقد افکار شریعتی، چه در نقد جلال آلاحمد.
البته خود سروش هم از جمله افرادی است که در صف بعدی شریعتی و جلال قرار دارن، تحصیلکردگانی که علی القاعده کتابها و رسالات خمینی رو خونده بودن، از ضدیت اون افکار با جامعه مدرن و آزاد اطلاع داشتن، ولی همچنان مفتون شخصیت خمینی شدن و ابزاری برای تحکیم جمهوری اسلامی. امثال سروش خودشون نه تنها به نقد گذشته خودشون نپرداختن، که همچنان گذشته خودشون رو توجیه، و بر مهملاتی مثل سواد خمینی تاکید میکنن. برای همین عجیب نخواهد بود که کلامی بُرّنده و آمیخته با خشم در نقد اونها هم استفاده بشه، حتی از سمت افراد کاملا آکادمیک و غیر سیاسی.
#علی_شریعتی
#سروش
بگمونم بازخوانی اندیشههای منتهی به انقلاب ۵۷، اون هم اندیشههایی که منتهی به حکومتی در شکل و قامت جمهوری اسلامی شد، چه از لحاظ اسلامی، چه از لحاظ اندیشههای چپ و ضد امپریالیستی، کاملا لازم هست. شکی ندارم یکی از افراد موثر در انقلاب ۵۷، علی شریعتی بود (و فقط نظر من نیست، در کتاب خاطرات سالیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران هم همین نظر بود).
بدلیل نتایج فاجعه بار، و ایرانسوز نظام برخاسته از انقلاب چپاسلامی، حدی از خشم در نقد اون افراد طبیعی است، و ممکن است زبان افراد منتقد از حالت کاملا آکادمیک خارج بشه، بفرض چه در نقد افکار شریعتی، چه در نقد جلال آلاحمد.
البته خود سروش هم از جمله افرادی است که در صف بعدی شریعتی و جلال قرار دارن، تحصیلکردگانی که علی القاعده کتابها و رسالات خمینی رو خونده بودن، از ضدیت اون افکار با جامعه مدرن و آزاد اطلاع داشتن، ولی همچنان مفتون شخصیت خمینی شدن و ابزاری برای تحکیم جمهوری اسلامی. امثال سروش خودشون نه تنها به نقد گذشته خودشون نپرداختن، که همچنان گذشته خودشون رو توجیه، و بر مهملاتی مثل سواد خمینی تاکید میکنن. برای همین عجیب نخواهد بود که کلامی بُرّنده و آمیخته با خشم در نقد اونها هم استفاده بشه، حتی از سمت افراد کاملا آکادمیک و غیر سیاسی.
#علی_شریعتی
#سروش
در زمان جنگ اول خلیج فارس، خامنهای با نظر بعضی از فرماندهان سپاه و نیروهای سیاسی مبنی بر ورود به جنگ به نفع صدام و بنوعی مقابله با غرب، مخالفت کرد. دلیلش هرچه بود؛ استدلال عدم ورود به جنگ دو باطل، یا ترس از رویارویی مستقیم با یک ابرقدرت، به هر حال برداشتی اشتباه از شخصیتش ایجاد کرد که عقلانیت به موقع داره. اما در حقیقت، خامنهای با میدان دادن به همون افراد متوهم، برکشیدن اون تفکر و رجحان دادنش به بقیه، و حرکت قدم به قدم به سمت رویارویی، عملا شرایطی ایجاد کرد که با حذف خودش، اون افراد سکان دار تصمیمهای اصلی بشن. این موضوع، بعلاوه آتش به اختیاری نیروهای سپاه، همینطور راندن هر غیر کوتوله سیاسی از حلقه قدرت، عملا شرایطی ایجاد کرده که فرماندهی واحد و عاقلی باقی نمونده تا شرایط رو مدیریت بحران کنه.
متاسفانه وقتی یک واعظ بیسواد، نزدیک ۴ دهه همه امور کشور رو به مرور در ید قدرت خودش گرفت، چنین شرایطی دور از انتظار نبود.
#جنگ
در زمان جنگ اول خلیج فارس، خامنهای با نظر بعضی از فرماندهان سپاه و نیروهای سیاسی مبنی بر ورود به جنگ به نفع صدام و بنوعی مقابله با غرب، مخالفت کرد. دلیلش هرچه بود؛ استدلال عدم ورود به جنگ دو باطل، یا ترس از رویارویی مستقیم با یک ابرقدرت، به هر حال برداشتی اشتباه از شخصیتش ایجاد کرد که عقلانیت به موقع داره. اما در حقیقت، خامنهای با میدان دادن به همون افراد متوهم، برکشیدن اون تفکر و رجحان دادنش به بقیه، و حرکت قدم به قدم به سمت رویارویی، عملا شرایطی ایجاد کرد که با حذف خودش، اون افراد سکان دار تصمیمهای اصلی بشن. این موضوع، بعلاوه آتش به اختیاری نیروهای سپاه، همینطور راندن هر غیر کوتوله سیاسی از حلقه قدرت، عملا شرایطی ایجاد کرده که فرماندهی واحد و عاقلی باقی نمونده تا شرایط رو مدیریت بحران کنه.
متاسفانه وقتی یک واعظ بیسواد، نزدیک ۴ دهه همه امور کشور رو به مرور در ید قدرت خودش گرفت، چنین شرایطی دور از انتظار نبود.
#جنگ
من راستش خیلی خبرنگارها رو ضدیت یا طرفداری خاصی نمیکنم. اما بگمونم فرناز فصیحی منابعی در ج.ا داره که بعضا بازیاش میدن. قطعا فردی ساده نیست که زود باور کنه یا ساده بشه فریبش داد، اما بگمونم تیمی که خبر براش میبره یا درز میده، زرنگتر از فصیحی هست. در شروع وقایع ززآ، مقالهای نوشت از منابعی که گفت متعدد و معتبر هستن که خامنهای مشکل سلامتی جدی داره و در حال مرگ (چنین خبری مشخصا روی جریانات اثر میذاشت اگه جدی گرفته میشد).
ممکنه مجددا بازی داده شده باشه از سمت گروهی در ج.ا که منابعش حساب میشن
In my opinion, the funeral of the former dictator of Iran is of utmost importance to them. Funding this ceremony will, in a way, take a much higher priority than military and missile expenditures. They will do absolutely everything in their power to gather the largest possible crowd, even if it costs billions of dollars and involves bringing people in from neighboring countries, handing out free food, vouchers, coupons, other goods, and so on.
This is exactly to show everyone else that they have popular backing. Many expats, academics who oppose the Trump administration, or those sympathetic to the Islamic Republic's 'anti-imperialism' stance, are also sitting and waiting for such images so they can amplify them and repeat them in their written analyses, media interviews, and elsewhere.
Western media outlets like @cnni , @NBCNews, @foxnewspolitics and #NPRNews must not be deceived by this orchestrated ceremony. Furthermore, rather than relying on so-called academic 'Iran experts,' journalists and observers should make the effort to speak directly with regular Iranian citizens to understand the true sentiment on the ground. #DictatorsBurial
به نظرم مراسم تدفین دیکتاتور سابق ایران، بغایت براشون دارای اهمیت هست. هزینه برای این مراسم، بنوعی اولویتی بسیار بالاتر از هزینه های نظامی و موشکی خواهد داشت. تمام، تمام، تمام سعیشون رو خواهند کرد که بیشترین جمعیت ممکن رو بیارن، حتی اگه هزینه میلیارد دلاری بشه و با آوردن جمعیت از کشورهای همسایه، پخش غذا، بن، کوپن، لوازم دیگه و .... همراه باشه.
دقیقا برای نشون دادن به بقیه که ما پشتوانه داریم، بسیاری از خارج نشینان، افراد آکادمیک مخالف دولت ترامپ، یا همدل با «استکبار ستیزی» جمهوری اسلامی، هم منتظر چنین تصاویری نشستن تا اون رو انعکاس بدن و در تحلیلهای نوشتاری و مصاحبهها با رسانه و غیره تکرار کنن.
#دفن_دیکتاتور
میدونم به نظر کلیشهای میاد این حرف، اما من به نظرم مقداری قضیه حتی درین مورد صفر و یک نیست:
۱- انقلاب ۵۷، آیا مسلحانه بود؟ یا غیر مسلحانه؟ ترکیبی از هر دو بود. گروههای چریکی و مسلحانه نقش بسیار موثری در تسریع انقلاب و همینطور بر خلاف تصور، کاهش کشتهها داشتن. حتی برای کارهای به ظاهر خشونت پرهیز. قوام اعتصابات، من جمله شرکت نفت، به پشتوانه گروههای مسلح ممکن شد. به گمونم گروههای مسلح دست بالا رو نداشتن، اما بدون اونها هم ممکن نبود. برای تغییر قریب الوقوع ایران هم من به گمونم مجددا همین خواهد شد. این متفاوت هست با مورد سوریه یا بفرض مجاهدین افغان.
۲- مثالهای زیادی هست که حکومت، وقتی نیروی مسلح موثری رو جلوی خودش میبینه، به مصالحه با گروههای غیر مسلح یا سیاسی تن میده، مثالها از همه جوامع و همه دنیا، اروپا تا آسیا، زیاد هستن. همینطور حتی برای جنبشهای اجتماعی. بفرض وجود پلنگهای سیاه یا مالکوم اکس، باعث تسریع پذیرش جنبش خضونت پرهیز لوتر کینگ شد.
۳- قضایا به سمت خشونت بیشتر، خواه ناخواه، خواهد رفت، گرچه من نظرم اینه واقعا با کشته شدن خامنهای و سران سرکوب با سالها تجربه و... واقعا عمود انقلاب رو زدن و عمر ج.ا را باید به ماه گفت، نه سال.
در برنامه روبروی ملت (face the nation) ژنرال مککنزی گفت که بستن هرمز و نحوه باز کردنش قبلا تمرین هم شده. خودش قبلا فرمانده central command بوده و ازون منظر میگه (دقیقه ۲:۴۵ ویدیوی زیر). احتمالا دو راه داشته، پیاده کردن نیرو، یا زدن زیرساخت و اعمال هزینه سنگین به طرف مقابل. احتمالا تیم ترامپ اولا شانس بستن رو کم میدونسته، ثانیا بدلایل مختلفی از هر دو راه حل حذر داشته. البته بحث زمان هم بود، جای دیگری گفتم حداکثر تا آخر ژوئن صبر میکنن.
https://t.co/T90TxNXN7a