آره عزیزم وقتی همه داشتن عشق رو تمرین میکردن تو داشتی بقا رو تمرین میکردی و طبیعیه که از پس رومنس برنیای چون اصلا بلد نیستی. تو فقط یاد گرفتی دووم بیاری بجای اینکه عاشقانه زندگی کنی.
اگر جنگ شد، اگر اینترنت قطع شد، اگر دیگر نتوانستیم از حال هم باخبر شویم، اگر برای هر کدام از ما اتفاقی افتاد
فقط این را به یاد داشته باشید:
ما زندگی را دوست داشتیم. ما طرفدار مرگ، ویرانی و نفرت نبودیم. ما با استبداد مخالف بودیم چه آنکه در داخل، نفس را تنگ میکند و چه آنکه از بیرون، با بمب و تحریم و تهدید بر سر مردم آوار میشود.
دل ما برای مردم ایران میتپید. برای کودکی که باید آینده داشته باشد، برای زنی که باید بیترس زندگی کند، برای مردی که نباید زیر بار تحقیر خم شود.
ما زندگی بهتر میخواستیم. برای همه. بیاستثنا.
شاید آرمانگرایانه بود. اما آرمانِ ما، زندگی بود نه ویرانی.
اگر صدایمان قطع شد، بدانید که تا آخر سمت زندگی ایستاده بودیم.
پوستم رو با ژل مخصوص میشورم. نخ دندون میکشم و مسواک میزنم. کرم آبرسانم رو میزنم. موهای نمدارمو با روغن چرب میکنم. میرم تو تختم و برای احساس ناکافی بودن، دوست نداشته شدن، مزخرف بودن و تنهایی، غصه میخورم. شب بخیر.