افتادم رو دور عکس پست کردن. اونروزا حال و روزم خیلی تاریک بود (نه به اندازهی این روزها) ولی اینجا انگار دارم از ته دل میخندم. نمیدونم شایدم خنده فقط برا دوربین جلوی روم بوده.
دوست خیلی صمیمی خیلی سابقم بچهدار شده. خواهرم میره پیشش و از بچه برامون عکس میفرسته. یکمی ته دلم به خاطر اون نینی دلم میخواست کنارش باشم. ولی خیلی زود به واقعیت برمیگردم و یادم میاد از یه جایی به بعد متاسفانه دیگه دوستهای خوبی برای هم نبودیم. حیف 💔