دیروز توی یه جمعی با پارتنرم بودم
یکی از بچهها با خنده به پارتنرم گفت:
موهاتو بلوند خرابی کردی
خیلی بهم برخورد و همونجا واکنش نشون دادم
چیزی که قرار بود یه شوخی ساده باشه، چند دقیقه بعد کل جمع رو ساکت و سنگین کرده بود
پارتنرم وسط اون شلوغی رو به من با صدای بلند گفت:
صبح عرفان میرزایی زیر شکنجه کشته شد، ظهر مهران اسماعیلیان بعد از تحمل حبس و شکنجه و آزادی خودکشی کرد، عصر آیدا حیدری نامزد جاویدنام ابولفضل سلیمانی خودکشی کرد، شب دانیال کریمی پدر جاویدنام امیرمحمد کریمی به زندگیش پایان داد. سیاهترین روزگار تاریخ این خاک رو داریم زندگی میکنیم.
یکی از همسایههامون رو خونوادگی بعد از ۱۸ ۱۹ دی گرفته بودن.
دختر، پسر، مادر.
بعد از چندروز آزاد شدن.
پسر خونواده ۱۸ سالش نشده بود هنوز.
چندروز پیش ایست قلبی کرد...
نمیدونم چرا این تروماها تمومی نداره..
محمدرضا آلخمیس یه سری نقاشی کشیده از دی ماه، اونقدر قلبم رو به درد میاره نمیتونم
روش وایسم حتی بیشتر از یک دقیقه …
کی باورش میشه این واقعه دهشناک رو ما زندگی کردیم ؟!
از لینکدین خود هنرمند.
آدما تو محدودیت شکوفا نمیشن. آدمها تو محدودیت پژمرده و مچاله میشن؛ سقف آرزوهاشون کوتاه میشه؛ احساس ناکافی بودن میکنن. آدمها تو محدودیت در بهترین حالت فقط ادامه میدن.
امیرحسین شریفی حدود یکماهه از فردای روز تولدش دستگیر شده :(
چقدر این پسر منو حرص میده. 😩
فقط امیدوارم کار به جاهای باریک نکشه.
تا به اینجا میدونم حالش خوبه.