علینقی عالیخانی یکی از اولین وزیران تکنوکرات تحصیلکرده بود که به دعوت علی امینی به دولت آمد و با این که دوره کوتاهی حضور داشت و بیشتر در دانشگاه تهران بود تاثیر زیادی در اقتصاد بعد اصلاحات ارضی داشت
تو یه جمع گفتم بنظرم یکی از بهترین وزرای صد سال اخیر ایران علینقی عالیخانی بوده.
یکی پرید وسط گفت: «وزرای جمهوری اسلامی همه ویرانگر بودن، قبلش فقط هویدا و فقط شاه!»
گفتم: عالیخانی وزیر اقتصادِ دوره شاه بود.
اینجاست که میفهمی چرا میگم سلطنتطلبِ بیسواد، محصول پروپاگانداست؛
چون حتی وزرای موفقِ همون دورهای که تقدیسش میکنه رو هم نمیشناسه.
تاریخ رو با شعار بلدن، نه با اسم، نه با سیاستگذاری، نه با واقعیت.
با روایت سندباد در هشتمین سفرش و با نزهت و آقای قناعت، با پروا نیازی و آرا و نوتک و … دهها صورتی که بر کاغذ راندی بر دلمان ماند…
پ.ن: تا امروز ۵ دی با همه تلخی که مرگ اکبر رادی داشت یعنی تولد بهرام بیضایی و حالا این نام بار دیگر به نام بهرام بیضایی در حافظه تاریخ باقی
کی سخن از مرگ بود؟
تو را به مردن چهکار؟
سخن از جشنی بود!
نه!- تو دستوری مردن نداشتی؛
چون زانو زدی به فرمان خواستن!
در کدام واژهی ناخجسته مرگ آمد و رفت،
که ما ندانستیم؟
سهرابکشی
نتوانستیم یکی از آن دهها روایتی که تو راوی آنها بودی را روی قاب صحنه ببینیم و چه بختیار بودیم که چند تایی را با همه سختی به روایت خودت دیدیم و حسرت دیدار با گلتن، با زینب، با آی بانو، با آرش، آژدهاک، با مرگ سهراب و پسر کشی رستم و ضجههای تهمینه،
از دیدن پرچم جمهوری اسلامی دست اللهوردیخان سردار شاه عباس چنان کمرم رگ به رگ شده که نگم
باقی فیلمهای این جشن مذکور را ندیدم همون یک دونه کافی بود
تصور کنید این پرچم دست آرش و سورنا هم بوده
کل تاریخ لرزید
تهران شهری که منتهی آرزوی کسانی است که دامنگیر خاکش نشدند و دروازه فرار به جان آمدگانش. تهران شهر تضادهاست مثل همه کلانشهرها در هجوم مدرن شدن جان میکند تا تاریخش را نگهدارد. امروز باز روز تهران است شهری که با همه ترسها و بنبستها با همه زشتیهایش تلاش میکند زنده بماند
۰
۱۴ مهر روزی برای #تهران
به مناسبت بی مناسبت نامگذاری روز تهران از شهری مینویسم که منتهی عشق و نفرت ساکنانش است به شهری که این روزها اتوبانهایش هم بنبست شده است. شهری که هنوز هراس بیپناهیش در دوازده روز ابتدای تابستان ۰۴ خواب شبهایش را آشفته میکند