تهدید به زدن زیرساخت وقتی به دفعات تکرار میشه، واکنش هیجانی رو از بین میبره اما دلیلی بر این نمیشه که بگیم به محض وقوع دیگه اثر نداره. بازار نگاه میکنه به مقیاس اختلال!
ازطرفی هم وقتی انتظارها از تهدید کاهش پیدا کنه به محض وقوع حمله واکنش بازار قویتر میشه نه ضعیفتر!
ترامپ برای بار هفتم حمله به ایران رو کنسل کرد!
پشت این همه تهدید و عقبنشینی، یه بازی آگاهانه داره راه میافته:
عادیسازی حمله به ایران.
انقدر تکرارش میکنه که وقتی بالاخره حمله کنه، نه قیمت نفت بپره، نه بورس آمریکا بریزه.
بازارها دیگه شوکه نمیشن…
دیشب دوباره که نه چندباره نشستم دیوانه از قفس پرید رو دیدم.
هربار که میبینم یه چیز جدید داره که رو کنه.
این بار رقص دوتایی بیلی و کندی بود که دل میبرد.
طرف زنگ زد گفت از طرف دانشگاهم و شما ساعت ۴ عصر مصاحبه آنلاین دکتری دارید اما باید دو ساعت زودتر بیاین تو جلسه!
گفتم الان آماده نیستم! گفت همینه که هست!
رفتم تو جلسه عین یه ربات ناطق ۵ تا سوال پرسید و گفت لطفا جلسه رو ترک کنید!
من اینطوری بودم که وا.
تنها نقطهای که بهش اتکا میکنه برای بالا کشیدن خودش، جهان دومیه که ساخته. با آشنازدایی از منطق فضایی. برای منی که معمارم این وجه قضیه جالب بود اما فقط [جالب] بود!
بنظرم کارگردانش همون چهارتا ویدئوی یوتیوبی ازش میساخت بهتر بود.
#Backrooms رو تعریف زیاد راجبش شنیدم اما واقعا تجربه شکست خوردهایه. پایه و اساسی نمیسازه که بتونه فیلم رو بنا کنه. در گنگی و بیمنطقی پیش میره و به مبتذل ترین شکل ممکن دو جهان فیلم رو بهم وصل میکنه!
توی یه ماراتن بیمعنی پیشرونده سعی میکنه چند تا ایده رو بهم بدوزه و تحویل بده
#Backrooms رو تعریف زیاد راجبش شنیدم اما واقعا تجربه شکست خوردهایه. پایه و اساسی نمیسازه که بتونه فیلم رو بنا کنه. در گنگی و بیمنطقی پیش میره و به مبتذل ترین شکل ممکن دو جهان فیلم رو بهم وصل میکنه!
توی یه ماراتن بیمعنی پیشرونده سعی میکنه چند تا ایده رو بهم بدوزه و تحویل بده
نمیدونم چرا دیدن پایان یک ماراتن برام جذاب نیست.
مثل قسمت آخر یه سریال که خیلی از قسمت آخرا رو ندیدم یا دیدن فینال جام جهانی.
دیشب یه ربع از بازی رو دیدم و خاموش کردم گرفتم خوابیدم
یاد اون سکانس از فیلم Army of Shadows افتادم که زیر بمب بارونه آلمانها توی یه کافه کوچیک همه جمع شده بودن و میزدن و میرقصیدن بدون اینکه به این فکر کنن الان بمب میوفته رو سرشون یا فردا.
این فیلم رو زمانی که جنگ برای همسایه بود دیدم و الان جنگ به خونه رسیده
این قطعه های شروه گونه ای که مداح حسینیه گناوه با اون حزن صدا برای جوانان وطن اجرا میکنه، بد آتیشی به جون آدم میندازه. همیشه این قطعه هارو برای خلوت و تنهاییم نگه میدارم
حداقل یک روز در هفته نیاز دارم که اصلا حرف نزنم و هیچی نگم. مطلقا تا مجبور نشدم دهنم رو باز نکنم. این کمک میکنه تا روزای باقی مونده هفته رو بتونم با آدما بهتر ارتباط بگیرم.
فکرم مشغول کار نباشه، میره به سمت وضعیتی که ایران داره و دیوونه میشم!
حالا من کار نکردم؟ که چی؟ کار نکردن من پر کاهی رو جابجا میکنه!
شایدم منتقد این بوده که چرا کار میکنی منتشرش کردی؟ که اونم گوه خوریش به کسی نیومده
یه استوری گذاشتم از کارم و پروژم بعد طرف ریپلای زد چطوری تو چطور میتونی کاری کنی وقتی جنوب زیر آتیشه؟!
حالا طرف کی بود؟ همونی که تو چهل روز جنگ ککشم نمی گزيد که ایران زیر آتیشه چون قرار بود رضا جونش بیاد با لشکرش!
حالا کار نکنم چی کار کنم؟ چه عاملیتی دارم؟
یه استوری گذاشتم از کارم و پروژم بعد طرف ریپلای زد چطوری تو چطور میتونی کاری کنی وقتی جنوب زیر آتیشه؟!
حالا طرف کی بود؟ همونی که تو چهل روز جنگ ککشم نمی گزيد که ایران زیر آتیشه چون قرار بود رضا جونش بیاد با لشکرش!
حالا کار نکنم چی کار کنم؟ چه عاملیتی دارم؟
الان حدود یک سالی هست که دارم از Notebook LM استفاده میکنم و پیشرفتی که توی این مدت داشته خیرهکنندست. نمیدونم میخواد به کجا بره این داستان ولی من ازش راضیم
چقدر تماشای کسی که دیسیپلین و استمرار داره تحسین برانگیز و آموزندست. حرف هایی که این پسر تو این ویدیو میزنه چقدر درست و بجاست. پختگی که با رنج و صبر بدست میاد.
واقعا لذت بردم
Working 1000’s of hours on your art is worth it, actually https://t.co/IKwNochIyS via @YouTube