یه آشنایی زنگ زد که خواهرشو میفرسته برای ویزیت خیلی سفارش کرد طرف امد گفت من یه سوال دارم نمیخوام ویزیت شم گفتم بفرمایید
گفت دکتر A کارش بهتره یا B هر دو رو هم میشناختم،هیچی دیگه گفتم هر دو خوب و پرفکت اند باید تشریف ببرین ببینین با کدومشون ارتباط بهتری میگیرین تشکر کرد رفت 😂
این شرایط هم میگذره و تموم میشه اما یادمون نمیره کی توی این وضیعت نگرانمون بود، هر روز باهامون حرف می زد و نمی ذاشت حس کنیم تنهاییم، توی روزهای سخت آدمای واقعی زندگیت خودشون رو نشون میدن
ماها همه در یک رنج مشترک زندگی میکنیم وقتی یکی این طور پرپر میشه یه چیزی درون ماهم فرو میریزه و این درد فقط برای اون فرد نیست برای تمام چیزهاییه که باهاش از بین میرن امید ، شجاعت ، جسارت ، حق زیستن
رادیولوژی آشکارا مریض هامونو میفرستاد جاهای دیگه از چندتا از قدیمی ها فهمیدم چندین بار از اون جای که آشنایی قبلی با رادیولوژیست شون داشتم خیلی مِلو و محترمانه گفتم ، حتی امدن مطب کادو آوردن و عذرخواهی کردن ، امروز باز مریض قدیمی ارجاع داده جای دیگه هیچی دیگه زنگ زدم منشی رو شستم
این خط کتاب خداحافظ گری کوپر رو هیچ وقت یادم نمیره :
هر نسلی فکر میکنه نسل سوختهست، چون دنیایی که تحویل گرفته با چیزی که میخواست یا براش رویا داشت فرق داره
حالا تا پزشک قلب بعدی رو به یاسوج تبعید کنن،چند نفر به دلیل نبود پزشک قلب میمیرن؟
به نظرم به دررررررک که میمیرن!
همه ی مردمی که میمیرن ذره ای برام ارزش ندارن!
چرا؟
چون طرف بدن خودشو میشناسه!در صورتی که حتی بابای خودشو نمیشناسه!