نمیدونم چرا هیچکی یادش نیست
من دهه هشتادیم و قدیما با کامپیوتر تو ی سایته آنلاین فارسی بازی میکردیم که همه جور بازیی داشت و من خواهر کوچیکم عاشق بازی های قسمت دخترونهش بودیم و کودکیمون و ساخت
فک کنم اسم بازیه ی چیزی تو مایه های مای گیم بود
@RashidpourReza حالا کاش ندونیم تو خودتم دست نشاندهی کیایی
اگه خیلی ادعاته به اونی بگو که قانونو گذاشته و کمتر دوتا ملتو وارد بازیای سیاسی و دشمنی کنید
ازتون متنفرم...از روابط بی بند و بارتون،از تعهدای آبکیتون،از بنفیت و وان نایتتون،از نگاه های هرزتون،از خیانتای پنهونتون،از دم دستی کردن و به لجن کشیدن واژه ای به اسم عشق و انسان،از پافشاریتون برای اثبات درست بودن راهتون...💔
یدونه آرایشگر دارم برخلاف خیلی آرایشگرا این دختر خیلیییی خوبه و عاقل و معصومه🫠....هربار میرم پیشش میگه ولش کن حرف بقیه رو نزن از کارو بارت بگو یا میگه صبور باش اصااا خیلی خوبه
هربار معنویتم کم بشه میرم پیشش😁
بخواهم رفتن از جور تو من امسال و میدانم
که از شوخی چنان دانی که از پیرار من رفتم
مرا گفتی که: غمخوار تو خواهم شد بدلداری
نگارا، بعد ازینم گر تویی غمخوار، من رفتم
ندارد اوحدی با من سر رفتن ز کوی تو
تو او را یادگار من نگه میدار، من رفتم
چو دل در دیگری بستی نگاهش دار، من رفتم
چو رفتی در پی دشمن، مرا بگذار، من رفتم
پس از صد بار جانم را که سوزانیدهای از غم
چو با من در نمیسازی، مساز، اینبار من رفتم
کشیدم جور و میگفتم: ز وصلت برخورم روزی
چو از وصل تو دشمن بود برخوردار، من رفتم
ز پیش دوستان رفتن نباشد اختیار دل
بنالم، تا بداند خصم: کز ناچار من رفتم
چو دل پیش تو میماند گواهی چند برگیرم:
کزین پس با دل گمره ندارم کار، من رفتم
ترا چندین که با من بود یاری، بندگی کردم
چو دانستم که غیر از من گرفتی یار، من رفتم