باهام بود. این آخری تنها رفتم، با مترو هم برگشتم، همون اول که رسیدم گازو انداختم، کمپرس یخ و دیکلوفناک. بعدش هم کلی کار انجام دادم. ای بنی آدم سگجون بنیعادت!
اولبن بار که دو تا دندون عقل رو با همکشیدم تا سه ماهکه درست نمیتوتستم حرف بزنم هیچ،رو یونیت دکتر کلی هم گریه کردم و بعدش کلی کترولاک و نوافن و... . بار دوم اون دندون سخته بود. رو یونیت یکم بغض کرده بودم و بعدشم که تا ۲ ساعت اول جرئت نمیکردم دهنمو باز کنم. هر دو بار هم دوستم
این شومیزا/ بلوزها یا اصن هرچی که شما میگید و ماها مجبوریم بپوشیم بریم سرکار، بنظرتون زیادی گرون نشده؟؟ یه مشت جنس بددوخت و بدپوش و بدبرش با پارچههای جنس مزخرف که آنی دون دون میشه رو دارن بیش از اندازه میکنن تو پاچمون