وقتی کلاس سوم بودم با دوستم دزدکی پول برداشتیم از جیب بابامون بعد آوردیم با همشون یه بسته بزرگ شکلات خریدم دادیم به مدیر مدرسمون گفتیم نذریه بین بچه ها پخش کنن و اسممونو بگن
بعد مدیرمونم زنگ زده بود به خونمون برای تشکر و قبولی نذر که خانوادمون فهمیده بودن چه گوهی خوردیم😭😂
از عجایب فامیلامون بهتون بگم که
ما خودمون فرشامونو میدیم قالیشویی بشوره چون مصرف آبش زیاده
بعد عموم اینا همه فرشاشونو میارن حیاطمون بشورن
چی بگم والله🦦
مامانم این روزا به بهانه اینکه پسفردا نگن دخترت هیچی بلد نیست
داره ازممم یه کوزت میسازه
غذا درست کن اونکارو کن اینکارو کن
خببب مادر من درس منو اینقدر نگاییده. تو، تو این چند روز منو گاییدی :||||||||||