روياپردازي من انتها ندارد ساعت هم ندارد هر جا با ديدن يه ساز يه موزيك يه كاپل خوشحال يه ماشين قديمي يا حتي مدرن يه عكس يه خاطره يا شايد يه ديوار سفيد آغاز شه و هيچ وقت پاياني نداشته باشه فقط در وقت مناسب ديگر ادامه پيدا كنه..
اینترنشنال نگفت چون سودی واسش نداشت
ولی من میگم:
تیم ملی والیبال زیر ۱۸ سال «ایران» قهرمان آسیا شد✨
انقدر ریت بزنید تا دنیا بفهمه چه شاهکاری کردن پسرای ایران🩵.
عزیزان. آنچه شما بیرون از ایران «تحمل» میکنید ذرهای نزدیک به واقعیت زیسته داخل ایران نیست. حتی ذرهای. دست از مقایسه بردارید.
خیلی از ما انتخاب کردهایم داخل ایران باشیم. منتی هم بر سر کسی نداریم. اما حق داریم در برابر برداشتهای معوج از واقعیت و اینکه درد آدمهای داخل ایران تقلیل داده بشه صدامون در بیاد.
اکثر دوستان مهاجر اشتباه میفهمند نسبت خودشون با ساکنین ایران رو. و این نکتهی محوریه. زیر موشک نشستن فضیلت نیست اما کسی که مهاجرت رو «انتخاب» میکنه باید این همیشه ته ذهنش باشه که عملا دست رو رفته تو. بازی رو ول کرده و ترجیح داده برای سلامت و آسایش خودش جای دیگری به زندگی ادامه بده که خیلی هم دلایل شرافتمندانه و منطقیای است. و من خیلی هم تشویق میکنم، ولی در نهایت باید در نظر داشته باشه که تا چه اندازه از ایران منقطعه و در چه جهان موازیای داره زندگی میکنه و تا چه حد مقایسه وضعیت خودش با درد مردم ایران فانتزی و غیر واقعی و پرته.
این خیلی غمانگیزه که ما دیاسپورای ایرانی نه تنها جزو بیخاصییتترین دیاسپورای ممکن، که بعضا آسیبزاترین نوعش برای هموطنامون داخل ایران بودیم.
با اینهمه ادعای عشق به وطن، در طول اینهمه سال هیچ بار محسوس و واقعی از دوش هموطنامون داخل ایران برنداشتیم.
نه تونستیم بهشون اینترنت آزاد برسونیم، نه یه سیستم منسجم که داروهای کمیاب براشون بفرستیم، نه یه انتقال تکنوژی و تک ترانسفری، نه یه صندوق پول درست و جدی که پولش صرف کمک به اقشار خاص، خیریههای مختلف یا فاند کردن کسب و کارها و استارتآپها بشه.
تنها کارایی که یه عدهمون توش خوب بودیم: درخواست برای بستن سفارتها که کار دانشجوها رو سخت کنیم، هنرنمایی جدیدمون هم درخواست بمبارون هموطنهامون که جنگ و عوارضش رو هم به مشکلاتشون اضافه کنیم و دلقکبازی لمپنیسم و بازیچه اپوزیسیون شدن به اسم «صدای مردم داخل شدن» که به کام ج ا هر جنبش آزادیخواهی در داخل رو هایجک یا منحرف کنیم…
دوستانی که خارج از ایران زندگی می کنید، شرکت تو چنتا راهپیمایی و گذاشتن چنتا استوری به شما این اجازه رو نمیده که در مورد زندگی مردم داخل نظر بدید، ممنون از توجهتون.
شما به عنوان یک ایرانی وقتی در اروپا و آمریکا زندگی میکنید، درسته که نگران هستید، خانوادههاتون در ایران در خطر هستند، مشکلاتی دارید، ولی نهایتاً وقتی شب سر بر روی بالش میگذارید نگران این نیستید که فردا صبح بیدار میشید آیا خبر شروع مجدد جنگ و موشک خوردن، قطعی برق و اینترنت و آب و گاز و هزار کوفت دیگه رو میشنوید یا نه، یا از دست دادن شغل و نبود پول و... برای شما دغدغه کمتریه.
ما در ایران هزار برابر استرس داریم، پس اگر میریم مینشینیم کافه یه چای میخوریم، از دل خوش و خوشحالی نیست، میریم که برای ساعتی از این واقعیت که هر روز داریم بدبختتر میشیم فرار کنیم.
پس لطفاً زبان خودتونو به کام بگیرید، ضمن تشکر از اینکه به فکر مملکت خودتون هستید، فکر نکنید شما بیشتر یا بهتر از ما میفهمید یا حتی شرایط ما رو درک میکنید.