مریم رجوی هم چنان خروشان انقلاب دمکراتیک مردم ایران را پیش میبرد در همه صحنه اعلام میکند ایران فقط یک راه درپیش دارد آن هم انقلاب دمکراتیک به دور از مماشات وجنگ وبا مرزبندی قاطع با شیخ وشاه
درود برمریم رجوی
#NCRIAlternative#آری_به_جمهوری_دمکراتیک
https://t.co/vbJJMyIZaq
به مصونیت مسئولان جنایت علیه بشریت و نسلکشی پایان دهید.
عفو بینالملل در گزارش ۱۱۰۰ صفحهای ثابت کرد که سرکوب قیام ۱۴۰۱ مصداق بارز جنایت علیه بشریت است و ۸۷ تن از رهبران و مقامهای رژیم را جزو مسئولان این جنایت شناسایی کرد. مصونیت جنایتکاران ۱۴۰۱، آنها را به جنایت بزرگتر در ۱۴۰۴ تشویق کرد.
هیئت حقیقتیاب سازمان ملل نیز سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را مصداق «جنایت بینالمللی» خواند.
پیش از این، در ۱۴۰۳، گزارشگر ویژه ملل متحد با یک بررسی عمیق اعلام کرد اعدامهای دهه ۶۰ و قتلعام ۱۳۶۷ مصداق جنایت علیه بشریت و نسلکشی است و خامنهای و دیگر سران رژیم را مستقیماً در این جنایتها مسئول شمرد. مصونیت آن جنایتکاران باعث شد که جنایتهای بعدی، از جمله در ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، کلید بخورد. این یکی از کمنظیرترین مصونیتها بعد از جنگ جهانی دوم است.
همچنانکه گزارشگر ویژه و دیگر مراجع ذیصلاح اعلام کردهاند، جامعه جهانی باید یک سازوکار ویژه برای تعقیب مسئولان این جنایتها ایجاد کند، شورای امنیت پرونده را به دیوان عالی بینالمللی کیفری ارائه دهد و کشورهای عضو، بر اساس صلاحیت جهانی قضایی، جنایتکاران را محاکمه کنند. هر روز تأخیر، جنایت دیگری علیه بشریت به دنبال خواهد داشت.
🔵پیام خانم مریم رجوی به کنفرانس در مجلس انگلستان – حقوق بشر و تغییر دموکراتیک در ایران
روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، (۹ سپتامبر ۲۰۲۶)، کنفرانسی در پارلمان انگلستان با عنوان « به سوی ایران آزاد: حقوق بشر، پاسخگویی و تغییر دموکراتیک» برگزار شد.
بیشتر⬇️
شماری از نمایندگان مجلسین عوام و اعیان انگلستان، کارشناسان حقوقی و نمایندگان جامعه ایرانی در این کنفرانس حضور داشتند و درباره نقض حقوق بشر در ایران، اعدامها و سرکوب سیاسی، چشمانداز تغییر دموکراتیک و نقش مقاومت سازمانیافته مردم ایران سخنرانی کردند.
از جمله سخنرانان این کنفرانس بارونس اولون، جیم شنون، باب بلکمن، لرد مککیب، سمی ویلسون، رابرت وارد، متیو گودوین-فریمن، دکتر جاسلین اسکات، و پروفسور سارا چندلر بودند. دولت نوروزی، نماینده شورای ملی مقاومت در انگلستان نیز در این جلسه شرکت داشت.
این کنفرانس با پخش پیام ویدیویی خانم مریم رجوی آغاز شد. خانم مریم رجوی در پیام خود گفت: موضوع این کنفرانس، که حقوق بشر و پیوند حیاتی آن با تغییر دموکراتیک است، مسئله اساسی ایران امروز است.
امروز مردم ایران، بهویژه جوانان، برای سرنگونی فاشیسم دینی و برقراری یک جمهوری آزاد و دموکراتیک بهپا خاستهاند.
خانم مریم رجوی در سخنرانی خود، بر سه موضوع مهم درباره وضعیت ایران تأکید کرد:
چگونه جوانان ایران در برابر سرکوب و اعدامهای رژیم ایستادگی میکنند؟
چرا رژیم ایران در جلوگیری از اعتراضات مردم و قیام جوانان شکست خورده است؟
جامعه جهانی و پارلمان انگلستان چه وظیفهای در حمایت از مردم و مقاومت ایران دارند؟
متن پیام خانم مریم رجوی به این کنفرانس را در زیر میخوانید:
🔹اعضای محترم مجلس عوام و مجلس اعیان،
موضوع این کنفرانس، که حقوق بشر و پیوند حیاتی آن با تغییر دموکراتیک است، مسئله اساسی ایران امروز است.
امروز مردم ایران، بهویژه جوانان، برای سرنگونی فاشیسم دینی و برقراری یک جمهوری آزاد و دموکراتیک بهپا خاستهاند.
یکی از این جوانان، مهدی خانکی بود: ۲۶ ساله، فارغالتحصیل رشته حقوق، عضو مجاهدین؛ جرم: مبارزه برای سرنگونی رژیم؛ دستگیری: در ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ و اعدام در ۳۱ تیر ۱۴۰۵.
نوشتههای او عقاید و هدفهای نسل جوانی را به بیان میکند که به مجاهدین رو آورده است. در نامهای نوشته بود:
«امروز امید و آرزویی جز این ندارم که هرچه زودتر دیوارهای (زندان) قزلحصار را از میان بردارم و برای همیشه تمام زندانهایی را که شاه ملعون ساخت و برای ولیعهدش خمینی به ارث گذاشت، نابود کنم تا دیگر هیچ انسانی در آن اسیر نباشد و هر روزی که در این کار تأخیر میشود، شرمنده و اندوهگینم.»
اخیراً زندانیان سیاسی به مناسبت شصتویکمین سالگرد بنیانگذاری سازمان مجاهدین، بیانیههایی در حمایت از این جنبش منتشر کردهاند. دو دختر جوان، ارغوان فلاحی و فروغ تقیپور، از شکنجهگاه اوین تهران مینویسند: «ما از نسل زد، ضد دیکتاتوری و وابستگی، ضد شاه و شیخ، هستیم و چه زود باشد درهم شکستن هیمنه لرزان دیو پلید حکومت اعدامی.»
🔹شکست در برابر اراده جوانان ایران
این بیانیههای شجاعانه نمودی از این واقعیت است که موج اعدام زندانیان سیاسی و دستگیریهای وسیع و سایر اقدامهای سرکوبگرانه نتوانسته جوانان ایران را متوقف کند. رژیم حاکم با مشکلات زیادی مواجه است؛ از جنگ خارجی تا یک اقتصاد درهمشکسته و جدال شدید در میان جناحهای خود.
اما بزرگترین چالش، ایستادگی همین نسل جوان است که برای سرنگونی رژیم حاضر به هرگونه فداکاری است. جوانان شورشگری که بهرغم سرکوب حداکثری، به عملیات ضد اختناق خود با شجاعت ادامه میدهند.
از فردای قیام ماه دی ۱۴۰۴، دهها زندانی سیاسی به دار آویخته شدهاند. شمار زیادی از شرکتکنندگان در قیام به اعدام محکوم شدهاند؛ از جمله عده قابل توجهی از اعضا و هواداران مجاهدین.
از سرنوشت بسیاری از هواداران مجاهدین که در قیام شرکت کرده بودند، اطلاعی در دست نیست.
باید خاطرنشان کنم که احکام اعدام در بهاصطلاح دادگاههایی صادر میشود که در آن موازین قضایی بینالمللی کاملاً نادیده گرفته میشود و بهطور سیستماتیک حق دفاع را از متهمان سلب میکنند.
🔹شکست در جلوگیری از اعتراضات مردم
شرایط زندانهای محل معترضین وخیم است. تراکم جمعیت شدید است. زندانیان از غذای کافی و درمان و دارو محروماند.
با این همه، رژیم در جلوگیری از اعتراضهای مردم خشمگین شکست خورده است. در هفتههای اخیر، شمار اعتراضهای خیابانی رو به افزایش است. از پرستاران تا جوانان جویای کار و کارگران بازنشسته در حال اعتراضاند.
🔹در داخل زندانها نیز زندانیان اخیراً صد و سیوهفتمین هفته کارزار «نه به اعدام» را در ۶۲ زندان برگزار کردند.
برای جلوگیری از قیام، رژیم به جنگ نیاز دارد. علیرغم همه امتیازات یادداشت تفاهم، رژیم با حمله به کشتیرانی در تنگه هرمز عملاً آن را بیاعتبار ساخت. یک عامل اساسی در سقوط پیدرپی اقتصاد کشور، اختصاص عمده درآمد کشور به حفظ شرایط جنگی برای تشدید سرکوب است.
🔹مردم ایران جنگ نمیخواهند. شعار شورای ملی مقاومت ایران، صلح و آزادی است.
در ایران، بهجز رژیم، تنها کسانی که جنگ میخواهند، بازماندگان دیکتاتوری قبلی هستند. آنها شانسی برای خود جز در یک جنگ بزرگ نمیبینند. آینده مطلوبشان احیای دیکتاتوری و برپایی دستگاه شکنجه و کشتار توسط پلیس مخفی سرکوبگرش، یعنی ساواک، است. شاه با یک کودتای نظامی قدرت گرفت و پس از آن فقط با شکنجه توانست حکومت کند. حالا پسرش در مصاحبههای تلویزیونی میگوید به هر کاری که خانوادهاش کردهاند افتخار میکند.
🔹وظیفه جامعه جهانی
تجربه سالهای طولانی اثبات کرده است:
چشمپوشیدن بر اعدامها و نادیده گرفتن مقاومت مردم ایران، قلب سیاستی است که به مدت چند دهه به رژیم امدادرسانی کرده است.
اکنون زمان آن است که جهان در کنار مردم ایران بایستد.
بهتازگی دولت جدیدی در انگلستان شروع به کار کرده است. انتظار میرود این دولت سیاست تازهای در پیش گیرد؛ سیاستی که با نفی استمالت و جنگ خارجی، در قلب آن باید فاکتور مردم ایران را بهعنوان تنها عامل تغییر در ایران وارد کرد.
سیاستی بر اساس حمایت از خواستهای مردم ایران برای دستیابی به یک جمهوری دموکراتیک عاری از شکنجه و اعدام، با جدایی دین و دولت و برابری زن و مرد.
اولین گام که پارلمان انگلستان میتواند مبتکر آن باشد، بهرسمیتشناختن مقاومت مردم ایران و دولت موقت اعلامشده از سوی شورای ملی مقاومت است که بیش از ۶۰۰ تن از نمایندگان هر دو مجلس برنامه دموکراتیک آن را حمایت کردهاند.
گام دیگر، در پیش گرفتن تدابیر عملی برای تحت فشار قرار دادن رژیم اعدام و قتلعام است. ازجمله:
🔹ـ منوط کردن تمامی روابط دیپلماتیک و تجاری به توقف اعدامها و کشتار معترضان؛
🔹ـ اعمال صلاحیت قضایی جهانی برای محاکمه مسئولان قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و مسئولان کشتار در قیامهای سالهای اخیر؛
🔹ـ و حصول اطمینان از اینکه هرگونه توافق بینالمللی با این رژیم شامل توقف الزامآور و قابلتأیید اعدامها باشد.
🔹شخصیتهای محترم،
تلاشهای شما به رهبری آقای بلکمن برای نامگذاری تروریستی سپاه نتیجه داد و امیدوارم که در این برهه حساس، تلاشهای شما برای توقف اعدام و سرکوب در ایران و همچنین اتخاذ یک سیاست اصولی در حمایت از مقاومت مردم ایران به نتیجه برسد.
پنجشنبه شب ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ یک شاهپرست معلومالحال به نام آریا کنگرلو در یک برنامه در تلویزیون صدای آمریکا ادعا کرد «مجاهدین که فکر میکردند به تنهایی جمهوری اسلامی را میتوانند زمین بزنند امروز جزء منفورترین گروههای سیاسی شدند»!
منفور بودن مجاهدین رلة آشکار و سابقهدار عروسکهای خیمهشببازی استعمار و ارتجاع است زیرا آبشخور و منشاء آن دهان کثیف آخوندهای حاکم در ایران است
کنگرلو همان موجودی است که در ۱۹ خرداد امسال در همین برنامه در تلویزیون صدای آمریکا ادعا میکرد که رژیم سلطنتی و بچه شاه در ایران «۸۰ درصد موافق» دارند! این آن روی سکهٔ ارتجاعی و استعماری منفور بودن مجاهدین است
برای مجاهدین مزید بر شرف و افتخار است که از جانب دنبالچههای شاه و ساواک مورد اهانت و غیظ و نفرت قرار بگیرند. این جز بر ننگ و نفرت خلق و انقلابیونش نسبت به این شاهپرستان پلید نمیافزاید
واضح است که برای شاهپرستان مجاهدین بدتر از این رژیم و همین رژیم بسا بهتر از مجاهدین است و برای همین کنگرلو هم از اصلاحاتیهای داخل رژیم ائتلاف میطلبد!
خامنهای ضحاک مجاهدین را بهخاطر ضرباتی که به رژیم زدند «منفورترین و زشتروترین تروریستها» میخواند (۱۰ بهمن ۱۳۸۳)
خامنهای میگفت: «نفرت» ملت ایران با «خون صیاد شیرازی و شهید لاجوردی» روزبهروز نسبت به مجاهدین بیشتر میشود (۲۱ فروردین ۱۳۷۸)
دژخیم حمید نوری در دادگاه سوئد میگفت: «اگر اسم سازمان مجاهدین را ببرم بهمحض اینکه وارد ایران شوم من را دستگیر میکنند. در ایران هر کس نام مجاهدین را ببرد توسط قضاییه دستگیر میشود. محسنی اژهای با هیچکس شوخی ندارد» (۴ آذر ۱۴۰۰)
رئیسی جلاد با ابراز نفرت از مجاهدین میگفت: «شما در هر فتنهیی که در این ۴۰ ساله در کشور میبینید جای پای مجاهدین را میبینید. شما نمیتوانید از یک جریان علیه نظام یاد بکنید و جای پای مجاهدین را در آنجانبینید»
شیخ حسن روحانی رئیسجمهور اعتدالی ولایت فقیه نیز مجاهدین را «منفورترین گروهک در تاریخ ایران» میخواند (۱۵ مرداد ۱۳۹۷)
احمدینژاد در مورد مجاهدین میگفت: «گروهی که منفور ملت ایران است!» (۱۱ مهر ۱۳۹۱)
اژهای سردژخیم قضاییه جلادان: مجاهدین «منفورترین افراد هستند» (۱۵ شهریور ۱۴۰۰)
سردژخیم یونسی وزیر اطلاعات بدنام رژیم: «نفرتی که ملت ما از مجاهدین دارد به سراسر دنیا سرایت کرده. نفرت آنقدر عمیق است که سبب شده هر نوع حرکتی از سوی مجاهدین را با حساسیت دنبال کنند» (۹ شهریور ۱۳۷۹)
سردژخیم پورمحمدی عضو هیأت مرگ در قتلعام زندانیان سیاسی، وزیر دادگستری روحانی و وزیر کشور احمدینژاد، دادستان اعدامها در خوزستان، بندرعباس، کرمانشاه و مشهد: «مردم ما از گروهکها و مجاهدین بهشدت متنفرند. دهه ۶۰ مطالبات مردم از ما تندتر بود از ما تقاضای حکم خیلی شدیدی داشتند!» (۴ تیر ۱۴۰۳)
سردژخیم پورمحمدی: «هیچ تخریبی در چهره نظام در این ۴۰ سال اتفاق نیفتاده مگر آنکه مجاهدین پای اصلی آن هستند» (۴ تیر ۱۴۰۳)
ظریف وزیر خارجه پیشین رژیم: مجاهدین «یک گروهک منفور تروریستی» (۱۱ شهریور ۱۳۹۷)
کمال خرازی وزیر خارجه پیشین رژیم: مجاهدین «منفورترین گروه در ایران» (۳۱ تیر ۱۳۹۶ در آکادمی علوم بینالملل در پاریس)
عراقچی: «گروهک تروریستی و منفور منافقین هیچ جایگاهی نزد ملت ایران ندارد» (۲ اردیبهشت ۱۳۹۶)
علی لاریجانی: «منافقین منفورترین گروه در عراق هم بین شیعیان، هم بین اهل تسنن و عشایرش، هم بین کردها» (۱۱ دی ۱۳۸۴)
نامه رسمی مجلس رژیم به ۵۵۰ نماینده مجلس عوام انگلستان درباره لیستگذاری سپاه پاسداران: «این اقدام تحت القائات گروهک تروریستی و منفور منافقین» صورت گرفته (۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴)
دزد بزرگ پاسدار شمخانی وزیر سپاه و وزیر دفاع و دبیر شورای عالی امنیت خامنهای: «مردم از منافقین بیزار هستند» (۳ آذر ۱۳۹۸)
محسن رضایی دبیر کنونی شورای عالی امنیت رژیم: «یکی از فرضیات اساسی اغتشاشات و آشوبهای اخیر در کشور، حمایت و حضور مستقیم عناصر سازمانهای مطرود و منفور نظام در دامنزدن به اعتراضات و هدایت آن به سوی ناامنی و آشوبهای خیابانی است... از جمله سازمان مجاهدین خلق (منافقین) که در جریان اغتشاشات اخیر نقش قابل توجهی در مدیریت و هدایت اعتراضات به سمت ناامنی، تشویش، ارعاب و خشونت داشت» (۲۰ مهر ۱۴۰۱)
خرچنگ نظام آخوند احمد خاتمی: «منافقین برای همیشه (بهخاطر ترور ۱۷ هزار نفر) منفور مردم ایران هستند» (۶ تیر ۱۳۹۸)
غریب آبادی معاون کنونی عراقچی و دبیر سابق ستاد حقوقبشر قضاییه جلادان: «گروهک تروریستی منافقین منفور است» (۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۲)
سیاهه بالا طی ۴۸ سال در دهانهای آخوندها و دژخیمان و جلادان استمرار داشته و از اینرو همدهانی و همزبانی کثافات شیخ و شاه تعجب ندارد. الا اینکه پشههای لاغر سیاسی از قبیل کنگرلو در جایی که اژدهای شیخ و شاه و مهرههای درجه اول آنها پر میریزند، در آخر صف جا میگیرند!
ضمناً عبارت «پادشاهیخواهی» که پس از مفتضح شدن «سلطنتطلبی» جایگزین آن شده است، یاوهیی بیش نیست زیرا سلطنت و پادشاهی خواستنی نیست بلکه در تاریخ ایران پیوسته با شمشیر و قدرت بر تخت نشسته است بهجز محمدرضا شاه و رضاشاه که منصوب اجنبی بودند
طبق اصل سی و پنجم متمم قانون اساسی سلطنت که بچه شاه هم به آن سوگند خورده است، سلطنت «ودیعه» و «موهبت الهی» است و هرگز و هیچگاه خواستنی نیست! لجنپراکنی علیه مجاهدین هم جزء واجبات و ضروریست!
لنگر انداختن بر روی «پادشاهی» و خوردن کنگر ائتلاف با سایر نیروها هم مضحک و مسخره است. ودیعه و موهبت الهی انتخاب و ائتلاف برنمیدارد!
شاهیها از قدیم میگفتند که شاه سایهٔ خداست و شیخیهای نوع خمینی هم ولیفقیه را نایب امام زمان میدانند. برای شیخ و شاه همین کافیست!
شاه مجاهدین را که خواهان سرنگونی «سایه خدا» بودند، تحت عنوان مارکسیستهای اسلامی شکنجه میکرد و میکشت. خمینی هم حکم و فتوای اعدام همه مجاهدین سرموضع را که ولایت فقیه را تحریم کردند، یکجا صادر کرد https://t.co/tXtmNEQRuf
در سالگرد قیام ۱۴۰۱ مردم جان بهلبرسیده و نسل فداکار و جوانان شورشگر، خاطره آن خیزش بزرگ و همه شهیدان و مجروحان و رزمآورانش را با تدارک قیامی توفنده گرامی میدارند.
https://t.co/fZdkKY2I44
درود بر بازنشستگان فولاد و ذوبآهن که امروز در برابر استانداری اصفهان دست به اعتراض زدند؛ کسانی که جوانی خود را در کورههای ذوبآهن گذاشتهاند و حالا حقوق بازنشستگیشان به یغما میرود.
صندوقهای بازنشستگی توسط نظام فاسد و جنایتکار ولایت فقیه به سرقت میرود و صف بازنشستگان معترض هر روز طولانیتر میشود. صف و صدای بازنشستگان با پرستاران، کارگران، معلمان و دیگر زحمتکشان به هم پیوند میخورد و شعلههای اعتراض و قیام را فروزانتر میکند. روز حساب نزدیک است.
وقایع بزرگ یک سال گذشته، توجهات وسیعی را در همه دنیا به اوضاع ایران جلب کرد. تنشها و پیامدهای این وقایع همچنان ادامه دارد و جهان سیاست و اقتصاد را تحت تأثیر قرار میدهد.
اوضاع فعلی را در این عبارت میتوان خلاصه کرد که هرچند آتش جنگ خارجی مدتی است خاموش شده، اما جنگ اصلی که بین مردم ایران و فاشیسم دینی است، بدون توقف ادامه دارد.
https://t.co/k0P9w5MylI
بنا به رسانههای حکومتی، سبد معیشت خانوار به ۱۰۰ میلیون تومان افزایش یافته، اما حداقل دستمزد کارگران ۱۷ تا ۲۵ میلیون تومان و حقوق ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار معلم، ۱۸ میلیون تومان است. این جنگ بیرحمانه دیکتاتوری دینی با جمعیت عظیم کارگران، معلمان و زحمتکشان است.
آخوندها برای تأمین هزینه جنگ و سرکوب و پروژههای اتمی، سرمایههای مردم ایران را هدر میدهند، اما به دست خود، آتش قیامهایی که در راه است را شعلهورتر میکنند.
پیام به تظاهرات ایرانیان آزاده در گرامیداشت قیام ۱۴۰۱
قیام ۱۴۰۱ و سپس قیام دی ۱۴۰۴، نقش مخرب بقایای دیکتاتوری شاه را نشان داد. آنها
ـ چوب لای چرخ قیام هستند؛
ـ انرژی مبارزاتی مردم را هدر میدهند؛
ـ و حاصل نهایی جعلیات و صحنهپردازیهایشان در برنامههای تلویزیونی و شبکه اجتماعی، به سود رژیم است.
بقایای شیخ و شاه، جنگ و دیکتاتوری میخواهند، اما مردم ایران صلح و آزادی میخواهند.
شعار شورای ملی مقاومت ایران، صلح و آزادی است. و سرانجام، این صلح و آزادی است که پیروز میشود.
#نه_شاه_نه_شیخ
https://t.co/D50Ce2dmZO
قتلعامشدگان تابستان ۶۷، وجدان ناآرام جامعه ایرانند
آخوندها بیهوده فهرست نامهایشان را پنهان کردهاند؛ بیهوده مزارهای جمعیشان را مخفی یا تخریب کردهاند. آنها زندهترین و حاضرترین جانها در مقاومت تاریخی مردم ایران برای سرنگونی استبداد دینیاند. https://t.co/SbzSHNZNS5
🔵مسعود رجوی -۱۷ شهریور ۱۴۰۵
شـرم بـر مـن و نکردههایم
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟
شرح پریشانی، غم پنهانی و قصهٔ بیسر و سامانی من گوش کنید: ای دریغ که هموطنی از خلق ستمدیده
از گرانی بنزین آنچنان بهستوه آمده که بر سر خود خاک میپاشد کاش چنین روزی را نمیدیدم
فدایت شوم-اگر از من بپذیری، خاک را بر سراپای دشمن ضدبشر بریز و خود بپاخیز، سر بلند دار و سلاح بردار
زحمتکشـان مسلــح شــوید
🔹اعتراض و واکنش دردناک هموطنی به ستوهآمده، در برابر گرانی بنزین - مشهد-۱۶ شهریور ۱۴۰۵
با وجود تشدید سرکوب، دستگیری و اعدام، اعتصابها و اعتراضهای خیابانی رو به افزایش است.
تجمعات اعتراضی کارگران، بازنشستگان، پرستاران، معلمان و رانندگان در شهرهای مختلف کشور، از تهران و اهواز تا کرمانشاه و اراک، اصفهان، همدان، ایلام، تبریز، مشهد و سنندج، دزفول، هفتتپه و رشت و عسلویه و کنگان، در اعتراض به وضعیت اسفبار معیشتی، عدم پرداخت حقوق و دستمزد و سیاستهای غارتگرانه رژیم آخوندی، بیوقفه ادامه دارد.
اراده مردم ایران بر آزادی، صلح و عدالت پیروز میشود.
پیام به کنفرانس در مجلس انگلستان – #حقوق_بشر و تغییر دموکراتیک در ایران
چشمپوشیدن بر اعدامها، سیاست امدادرسانی به رژیم آخوندی است.
#نه_به_اعدام
https://t.co/LqD9Ov86pr
پیام به کنفرانس در مجلس انگلستان – حقوق بشر و تغییر دموکراتیک در ایران
برای جلوگیری از قیام، رژیم ایران به جنگ نیاز دارد.
بهرغم همه امتیازات یادداشت تفاهم، رژیم با حمله به کشتیرانی در تنگه هرمز، عملاً آن را بیاعتبار ساخت. یک عامل اساسی در سقوط پیدرپی اقتصاد کشور، اختصاص عمده درآمد کشور به حفظ شرایط جنگی برای تشدید سرکوب است.
مردم ایران جنگ نمیخواهند. شعار شورای ملی مقاومت ایران صلح و آزادی است.
https://t.co/LqD9Ov86pr
پیام به کنفرانس در مجلس انگلستان – حقوق بشر و تغییر دموکراتیک در ایران
تجربه سالهای طولانی اثبات کرده است چشمپوشیدن بر اعدامها و نادیده گرفتن مقاومت مردم ایران، قلب سیاستی است که به مدت چند دهه به رژیم امدادرسانی کرده است.
اکنون زمان آن است که جهان در کنار مردم ایران بایستد.
#نه_به_اعدام
https://t.co/LqD9Ov86pr
با استقبال از ارجاع پرونده اتمی فاشیسم دینی حاکم بر ایران به شورای امنیت ملل متحد، یادآوری میکنم قرار دادن این رژیم تحت بند ۷ منشور ملل متحد، یک قدم ضروری در راستای صلح و امنیت بینالمللی است، اما کافی نیست.
تا این رژیم بر سر کار است، نه از تلاش برای دستیابی به بمب اتمی، نه از جنگافروزی و صدور تروریسم و نه از سرکوب و شکنجه و اعدام دست برنمیدارد. راهحل نهایی، سرنگونی این رژیم بهدست مردم و مقاومت سازمانیافته است.
شورای امنیت ملل متحد در بررسی پرونده اتمی رژیم ایران بهعنوان خطری برای جهان، حتماً باید به موضوع اعدام و سرکوب در ایران بپردازد. ارجاع پرونده حقوقبشر این رژیم، پس از ۷۲ بار محکومیت در مجمع عمومی و دیگر ارگانهای ملل متحد، خواسته جدی و مبرم مردم و مقاومت ایران است.
🔵مسعود رجوی -۱۷ شهریور ۱۴۰۵
شـرم بـر مـن و نکردههایم
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟
شرح پریشانی، غم پنهانی و قصهٔ بیسر و سامانی من گوش کنید: ای دریغ که هموطنی از خلق ستمدیده، از گرانی بنزین آنچنان بهستوه آمده که بر سر خود، خاک میپاشد. کاش چنین روزی را نمیدیدم.
فدایت شوم-اگر از من بپذیری، خاک را بر سراپای دشمن ضدبشر بریز و خود بپاخیز، سر بلند دار و سلاح بردار
زحمتکشـان مسلــح شــوید!
اسلام مجاهدین و تاریخ معاصر ایران گفتوگو با مهدی ابریشمچی از مسئولان سازمان مجاهدین خلق ایران شماره یک
September 08, 2026
سؤال: بهنظر شما که در همه این فراز و نشیبها بودهاید، اگر محمد حنیفنژاد برای مبارزه با شاه، سازمانی را با ایدئولوژی اسلام انقلابی تأسیس نکرده بود، صحنه سیاسی میهن ما و حتی به تبع آن منطقه چه تفاوتی با امروز داشت؟
مهدی ابریشمچی: سؤال بسیار خوبی است. بهنظر من تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران در پانزدهم شهریور سال ۱۳۴۴نقطه عطفی بود در تاریخ مبارزات مردم ما برای آزادی و حتی میتوانم بگویم نقطه عطفی برای مبارزات مردم منطقه و کشورهای اسلامی بود. من اتفاقاً بسیار تأکید دارم که روی این نکات برای بینندگان سیمای آزادی و بهخصوص برای نسل جوان که شما گفتید در آن سالها حضور نداشتند، انگشت بگذارم.آنچه که ما شاهد هستیم این است که در دهههای اخیر در کشور ما ـ بهطور مشخص در سال ۱۳۵۷ـ بهدنبال قیام مردم، خمینی ملعون و دار و دستهاش سوار بر موج قیام مردم ایران علیه شاه شدند. مردمی که برای آزادی و برای استقلال آمده بودند. همانطور که بارها گفتیم، رهبری این قیام را دزدیدند. آن روزها وقتی خمینی وارد ایران شد، میلیونها آدم به استقبالش آمدند. مردم از صمیم قلب و حتی خیلیهایشان حاضر بودند جانشان را فدای خمینی کنند. همانطور که بارها شنیدید، تصویر خمینی را در ماه میدیدند! ولی امروز ما میبینیم که صحنه کاملاًً برعکس شده است.سؤال این است که آیا این روند خودبخودی طی شده است؟ سؤال این است که سلاحی که خمینی توانست از آن استفاده کند و خودش را به آن نقطه برساند، چه بود؟اگر نگاهی به تاریخ ایران بکنیم، شاهدیم که در دهههای اخیر ـ حتی قبل از سرکار آمدن خمینی و حکومت شاه ـ در دوره مشروطیت میبینیم که در کشور ما غیر از مقاطع کوتاهی، اساساً استبداد و دیکتاتوری حاکم بوده است. حاکمیت دیکتاتوری و استبداد محصول یک همپیمانی آشکار و نهان بین شاه و شیخ بوده است. همه ما میدانیم که وقتی مردم برای مشروطیت قیام کرده بودند، این نقش تبانی با شاه را شیخ فضلالله نوری برعهده داشت که مدافع مشروعه و مدافع استبداد بود. در دوران مصدق (پیشوای کبیر مردم ایران برای آزادی) هم این نقش را کاشانی برعهده داشت. همه ما میدانیم که در کودتای ۲۸مرداد این کاشانی بود که خیانت و از کودتا حمایت کرد.بنابراین مردم ما که برای آزادی همیشه مشتاق بودند و مبارزه میکردند و بسیار وقتها جانشان را فدای آزادی کردند. متأسفانه با خنجر شاه از جلو و با خنجر شیخ از پشت روبهرو بودند. البته دست استعمار هم پشت این هر دو بود. این تاریخچه کشور ما بود تا موقعی که خمینی سرو کلهاش در مملکت ما پیدا شد. در واقع تا قبل از آمدن خمینی، محصول این اتحاد بین شاه و شیخ این بود که مدام شاه سر کار و شیخ پشتیبانش بود.در سال ۱۳۵۷از آنجایی که در جریان سرکوب آزادیها، رهبران آزادیخواه، روشنفکر یا شهید و کشته شده بودند و یا در گوشه زندانها بودند، صحنه سیاسی ایران اساساً از وجود این رهبران خالی بود. بنابراین شاه رفت و شیخ به جای آن آمد. یعنی خمینی آمد و سرنوشت مردم ما و میهن عزیز مان ایران بهدست آخوندها افتاد. از آن موقع به بعد ما میبینیم در صحنه سیاسی ایران و در تداوم تاریخچهیی که در زمان شاه مجاهدین داشتند، نقش بسیار جدی در صحنه سیاسی به نسل مجاهد خلق و سازمان مجاهدین داده میشود؛ یعنی در واقع آنها این نقش را برعهده میگیرند و چنین جایگاهی را پیدا میکنند.بنابراین امروز ۳۷سال بعد از آغاز مقاومت و نبرد مسلحانه و ۴۰سال از آغاز سرکار آمدن خمینی، صفحه سیاسی ایران کاملاً برعکس شده است. اگر روز اول این خمینی بود که با آن همه استقبال و با آن حمایت آمده بود و مجاهدین بودند با تعداد اندکی از زندان بیرون آمده بودند، امروز صحنه سیاسی کاملاًً وارو شده است؛ این مجاهدین هستند که قادر شدند نه تنها بمانند و ماندگار باشند، نه تنها از تمامی ابتلائات و قتلعامهای مختلف عبور کردند، بلکه امروز بهطور عملی رژیم آخوندی را همین سازمان مجاهدین و مقاومت مردم ایران دارد به خاک سیاه مینشاند.الآن صحبت همه این است که آیا آخوندها خواهند توانست به حیات ننگین سیاسی خودشان ادامه بدهند یا نخواهند توانست؟ عطف به سؤالی که شما کردید، فیالواقع باید رفت در عمق تاریخ و دید چرا اینطوری شد؟ میخواهم بگویم امروز کسی نمیتواند منکر نقش سازمان مجاهدین و مقاومت مردم ایران در کشاندن خمینی از عرش به فرش و به ته چاه و کشاندن دار و دستهاش و آخوندها و این نظام مرتجع و ضدبشری به این استیصال بشود.آنچه در آستانه پنجاه و سومین سالگرد تأسیس سازمان مطرح میباشد، این است که مسأله محوری و عامل اصلی که سازمان مجاهدین را توانمند کرد که چنین جایگاهی و چنین مسؤلیتی و چنین رسالتی را برعهده بگیرد ـ و تا امروز آن را بهخوبی پیش ببرد ـ کی بود؟ پاسخ در یک کلام عبارت است از اینکه محمد حنیفنژاد کشف بسیار بزرگ و عظیمی کرد. آن عنصر تعیینکننده در حیات سیاسی سازمان مجاهدین عبارت بود از اینکه اسلام انقلابی را بهعنوان اندیشه و آرمان و عاملی که راه را نشان میدهد یعنی ایدئولوژی مجاهدین را کشف کرد. این کشف عظیم، مسأله مرکزی و عامل اصلی در موفقیت مجاهدین و توانمندی آنها بود برای اینکه پاسخی باشند و بتوانند آخوندهای مرتجع را به سرنوشت تاریخی خودشان نزدیک کنند.اجازه بدهید قبل از ادامه بحث، پاسخ فشرده این سؤال را از قول برادرمان مسعود بخوانم که در سخنان خودشان بهمناسبت ۴خرداد سال ۱۳۷۳بیان کردند. مسعود میگوید: «آنها یک دگم تاریخی را شکستند و پرده ارتجاع را از روی آرمان اسلام و توحید برداشتند. در سرود ۴خرداد میخوانیم «مجاهد غبار از رخ دین زدود». واقعاً این سرود با تکتک کلمات و با تکتک حروفش درست و عاری از مبالغه است. در آن روزگار جو غالب این بود که انقلابی بودن یعنی مخالف خدا و ضد مذهب بودن و ضمناً اعتقاد به اسلام داشتن یعنی مدافع استثمار و مدافع طبقات بودن؛ حالا اگر نه فئودالیزم، بورژوازی یا خرده بورژوازی. این فرمول را که از قول بنیانگذارمان میشنویم که در زمینههای اقتصادی ـ اجتماعی، «مرزبندی اصلی نه بین باخدا و بیخدا، بلکه بین استثمارشونده و استثمارکننده است»، بهظاهر حرف سادهایست، اما همه حرف در همین فرمول بود. درخشش و شکوه تاریخی که در اسم حنیف متجلی است و بذر مجاهدین را کاشت، از همینجاست. یعنی که گروهی اندک منهای هر گونه امکانات یک چنین قدم تاریخی بزرگی برداشتند».در همین سخنرانی برادرمان مسعود اضافه میکند: «هر چه که جلو میرفتیم، میباید که مسائل تئوریک بیشتری حل میشد. فرهنگ و ایدئولوژی جاذب و مسلط، مارکسیسم بود که زیر برق انقلابهای ویتنام،کوبا، چین و شو روی همهجا را فراگرفته بود. حالا انقلابیون مسلمان چطور میتوانستند هم منطق ارسطویی را رها کنند و سراغ منطق دیالکتیک بیایند و هم وارد بحث تکامل بشوند؟ آخر رسم بر این بود که یک فرد مذهبی نباید تکامل بخواند، نباید ضد استثمار باشد، نباید وارد دیالکتیک بشود! تا اینکه سرانجام محمدآقا گروه ایدئولوژی را در سازمان تأسیس کرد و سری کتابهایی که خودش در این زمینه نوشت ـ اعم از شناخت، راه انبیا، تکامل و الی آخر ـ بیرون آمد». به این ترتیب آن کلمه طیبه در اسم اسلام انقلابی کاشته شد و آن تأثیر تعیینکننده را در نبرد مردم ما علیه آخوندهای مرتجع بهجا گذاشت.