#تصویرنمایهجدید
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیرخدا و رستم دستانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت مینشود جسته ایم ما
گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزوست
ولله که شهر بی تو مرا حبس میشود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست