سومالی لند پس از فروپاشی دولت مرکزی سومالی در ۱۹۹۱ یک جانبه ادعای استقلال کرد وهنوز از نظر بین المللی بخشی از سومالی محسوب میشودو ایدئولوژی ان بر خودمختاری وتجزیه طلبی استوار است که همواره با تمامیت ارضی سومالی در مغایرت است.
رسانه اجیر شده بی حیا
سفر رئیسجمهور سومالیلند به اسرائیل، نشانه شکلگیری یک نقشه استراتژیک نوین است.
محور یونان، اسرائیل، امارات، هند و سومالیلند در حال شکلگیری است، محوری که امنیت، تجارت، بنادر و قدرت را در چند قاره به هم پیوند میدهد.
اما این کریدور یک حلقه گمشده دارد: ایران آزاد.
از چابهار تا حیفا، از بمبئی تا پیرئوس، یک ایران آزاد میتواند این محور را به قدرتمندترین شاهراه استراتژیک قرن بیستویکم تبدیل کند.
https://t.co/2hDHd9wSO0
سال ۸۸ شاهد بودم که چگونه پادشاهیخواهان را به حاشیه راندند و پرچم شیر و خورشید را از تجمعات حذف کردند. امروز نباید اجازه دهیم پرچم هیچ کشور خارجی، از آمریکا و اسرائیل تا هر دولت دیگر، بر مطالبات ملی ایرانیان سایه بیندازد. ملیگرایی ایرانی باید مستقل و متکی بر منافع ایران باشد.
@Nasim_zephyr@firstzorba1 اینکه حتی کسانی که تا دیروز از تنکیوهای بیپایان دفاع میکردند، امروز به اشتباه خود پی بردن ، امیدوارکننده است. این تغییر نگاه میتونه به تقویت هرچه بیشتر جبهه مشروطه کمک کند .
@Tootferangian اینکه شرایط باعث شده یه تعدادی خشمگین بشن و حرف های ناشایست بزنن اصلا کار درستی نیست اما انفدر راحت هم به همه برچسب زدن کار درستی نیست،قاسمی نژاد هم به همه مشروطه خواهان میگه ستون پنجم !!
@akbarian_mehran@AsbeAtash45@farzin_irani شاه مشروطه به عنوان یک نهاد فراحزبی میتوانست در چهارچوب قانون اساسی مشروطه وبا توجه به ارجاع تاریخی ان ایجاد قدرت کرده وتوجه رسانه ها ودولت های خارجی را به خود جلب کند . این یک نماد ملی بود که در تاریخ وقدمت ایران میتوانست عامل وحدت وثبات شود.
قرار بود پادشاهی ازدسترفته ایران و دولت ملی احیا شود، اما آنچه رخ داد احیای جمهوری اسلامی بود. نظامی که زیر بار ناکارآمدی و فساد در مسیر انحلال قرار داشت، با جنگ، دخالت خارجی و اشتباهات مهلک اپوزیسیون فرصتی دوباره برای بقا و تثبیت قدرت یافت.
سازوکاری وجود نداشت که بتونه جنبش اجتماعی رو تبدیل به جریان سیاسی و ساخت قدرت کنه.
برنامه تیم نوفدی و FDD از ابتدا بلاموضوع کردن بازگشت پادشاهی به کشور بود و بهمین دلیل شاه دائما به پدر، رهبر دوران گذار و یا رهبر اپوزیسیون دموکراتیک تبدیل میشد.
۱
جالبی داستان اینه که پارسال وقتی شاهزاده اومد لندن، هیچ رسانهای نبود حتی یه عکس یا فیلم بگیره. فقط اسراییل عکاسشو فرستاده بود ولی رسانههای ایرانی کلاً حاشا و انکار!
تیم هم زیاد خودشونو درگیر نمیکرد، فقط ما ستون پنجمی ها بودیم .الان یادشون افتاده پوشش خبری هم لازمه
شاهزاده رضا پهلوی امروز وارد بریتانیا شد و لرد موریس گلاسمن، عضو مجلس اعیان، ایشان را برای دیدارها و گفتوگوهای سیاسی در پارلمان بریتانیا همراهی کرد.
شاهزاده با این پیام روشن به بریتانیا آمدهاند که جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران نیست و هر تلاشی برای بهرسمیت شناختن این رژیم بهعنوان شریکی مشروع، تنها به تداوم بقای آن، تعمیق رنج ایرانیان و گسترش بیثباتی در منطقه و فراتر از آن منجر میشود. صلح پایدار از مسیر امتیازدهی به رژیمی در حال فروپاشی نمیگذرد. از مسیر اراده مردم ایران میگذرد. مردمی که برای ایرانی آزاد، دموکراتیک و سکولار ایستادهاند.
در جریان جنبش مهسا، از فردی که با دفتر شاهزاده در ارتباط بود خواستم بپرسد آیا کمپینی سازمانیافته و تحت نظارت دفتر ایشان تجمعات و ایجاد قدرت سیاسی وجود دارد یا نه. پاسخ این بود: نه، ما کمپین ونظارتی بر تجمعات خارج از ایران نداریم .
کارهای مهمتری داریم!
چه کاری مهمتر از سازماندهی، قدرتسازی، ایجاد شبکههای اثرگذار و حمایت از مطالبات مردمی وجود داشت؟
چهار سال از تجمعها، فعالیتها و هزینههایی که ایرانیان در داخل و خارج کشور پرداختند گذشته است. چه اتفاقی افتاد که خروجی ان همه وفاداری به اینجا رسید؟
تنها دوست مردم ایران قرار بود تجزیه طلبان تروریست را مسلح کند و وارد کشور کند برای ناامنی، به صراحت سخن از زدن تاسیسات انرژی کرد و پالایشگاه های ایران را هم هدف قرار داد، و دیروز اپوزیسیون دولتش به نتانیاهو خرده گرفت چرا نتوانسته است طرح زدن پالایشگاه ها و تاسیسات انرژی ایران را به آمریکا بقبولاند! خردهای بر اسرائیل نیست، آنها منافع ملیشان را دنبال میکنند و دراین کار استوارقدم هستند.
بیشک اسراییل ستیزی به همان اندازه اسراییل دوستی احمقانه است و مضر به منافع ملی ایران. در یک دولت ملی بایست روابط عادی با اسراییل برقرار کنیم و درخیلی ازحوزه ها از توانمندی آنها بهره ببریم، ولی چیزی که این اجامر و اوباش تبلیغ میکنند صرفا مزدوری است و بس. ای کاش اندکی از همان اسرائیلی ها درس وطن پرستی را میآموختند!
قربانی سرکوب، خشونت و بیعدالتی شدند. از اینرو، بسیار تلخ و غیرقابلپذیرش است که در نهایت قدرتهای خارجی، که زمانی در مقام ناجی ظاهر میشدند، بر سر میز تفاهم با حاکمیت بنشینند.
به تک تک آن جان های عزیز سوگند که هیچ کس وهیچ چیز صدای مارا خاموش نخواهد کرد.
اینکه برخی گروهها و اشخاص هیچ مشکلی با روند تفاهم با جمهوری اسلامی ندارند و همواره دیگران را به صبوری و بردباری توصیه میکنند، شاید از آن روست که خود هیچگاه هزینهای متحمل نشدهاند. آنان با خودخواهی و بیتفاوتی، راه هرگونه نقد و مطالبهگری را سد میکنند.
اما وقتی به خانوادههای جاویدنامان مینگریم و چهره عزیزانی را به یاد میآوریم که در کاور های مشکی به صورت گروهی سلاخی شدند ،درمییابیم که مطالبه پاسخگویی از نیروهای سیاسی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.
هزاران جوان ایرانی که هیچ نقشی در رخدادهای سال ۱۳۵۷ نداشتند،
امضای تفاهمنامه فخیمه «عمو ترامپ» و جمهوری اسلامی را به همه تنکیوترامپیستها، دلالان امید، فروشندگان رویا و کارشناسان «اینبار فرق میکند» تبریک عرض میکنم.
فقط خواهشمندم سنگرهای مقابل سفارتها را جمع نکنید.
ومن الله توفیق که حافظه سیاسی ما از حافظه ماهی قرمز نیز کوتاه تر شده
ما خیانت کردیم
در این سالها هربار و به هر منظور که وارث سلطنت از جبهه پادشاهی فاصله گرفت یا به هر دلیل با مخالفان پادشاهی نزدیک شد، ما برای جبران این سرخوردگی توجیه تراشیدیم.
توجیهاتی مانند:
ولیعهد گروگان است.
شاهزاده برای اینکه گلوبالیستها مانع بازگشت پادشاهی نشوند پادشاهی را گردن نمیگیرد.
قانون هنری پرشت اجازه نمیدهد.
ولیعهد منشور را امضا کرد تا دست اینها را رو کند و …….
این دست توجیهات را ماها ساختیم تا خودمان را قانع کنیم که به این دلایل است که شاهمان از ما فاصله میگیرد ، خودمان را فریب دادیم چون نمیخواستیم باور کنیم که وارث سلطنت نه تنها ما را دوست ندارد که ازمان بیزار است، که هر بار با یکی از این اتفاقات و توپ و تشرها سرخورده نشویم و بتوانیم به مبارزه ادامه دهیم.
یادم هست شبی که منشور بهم خورد اسپیس داشتیم و بسیارانی مبارزه سرخورده بر سرمان آوار شدند با این پرسش که:
چرا شاهزاده اصلا رفت توی منشور؟؟؟؟
با دوست عزیزی ،که یادش خوش ، فی البداهه این توجیه را ساختیم:
« این سیاست شاهانه و زرنگی ایشون بود
که رفت تا دست این کثافتها را رو کند»
خودمان میدانستیم دروغ است اما چارهای نبود، اگر دروغ نمیگفتیم، تیغ نقد به سمت شاهزاده میرفت و ما به خیال خودمان برای حفاظت از ایشان این دروغ را ساختیم.
آری عزیزان ماها هر بار با ساخت این توجیهات به خودمان و دیگران دروغ گفتیم و به خودمان و شما خیانت کردیم.