حدودا ۷ ماهه که نمیتونم بخوابم.
واقعا شبا تا ۴ غلت میزنم و میخوابم و ۶ بیدار میشم.
از وقتی سگم مرد شروع شد، دیگه نبود بیاد کنارم بخوابه و انقدر نازش کنم تا خودم خوابم ببره.
جالبه که سگ منم حال خوبی نداشت، حدودا ۷ ماهش بود وقتی ما باهم آشنا شدیم و بدسرپرست بود.
از صاحبش گرفتمش و همونقدر که اون حال منو خوب کرد به نظر میرسید منم حالشو خوب کردم.
موقعی که افسردگی شدید داشتم سگمو به سرپرستی گرفتم تا کمکم کنه حالم بهتر بشه.
واقعا هم اینطور شد، خاکستری زندگی منو کاملا رنگی کرد و تاثیری روی من گذاشت که هیچ قرصی نمیتونست بزاره
و من نمیدونم الان که دیگه پیشم نیست باید چیکار کنم، دلم براش تنگ شده.
موقعی که افسردگی شدید داشتم سگمو به سرپرستی گرفتم تا کمکم کنه حالم بهتر بشه.
واقعا هم اینطور شد، خاکستری زندگی منو کاملا رنگی کرد و تاثیری روی من گذاشت که هیچ قرصی نمیتونست بزاره
و من نمیدونم الان که دیگه پیشم نیست باید چیکار کنم، دلم براش تنگ شده.
اگر یه چیز راجع به خودم باشه که دوستش دارم اینه که اگر من الان بمیرم چیزهای زیادی از من وجود داره.
داستان هایی که نوشتم، طراحی هام، شخصیت هایی که خلق کردم، جاسوئیچی هام، فندک هام.
تروخدا اگر دیدید من یه کسخل/عرزشی/اصلاحطلب/تجزیه طلب/مجاهد/یابو/کسکش/کس گو و هر کثافت دیگهای رو فالو کردم بهم بگید.
من حتی دلم نمیخواد به اشتباه کاربرای کسشرو فالو داشته باشم.