چند روز پیش رفتیم ویلای دوستِ دوست پسرم،
چند ماهی هست که نامزد کردن با مهیا
رفتم داخل دیدم صدای مهیا نمیاد
صدا زدمش ، یه دختره از اتاق اومد بیرون گفت سلام عزیزم، مهیا مریض بود امروز ، من اومدم😐
پسره گفت مهیا مریض بود گفتم تنها نباشید اکسمو اوردم😐😐😐😐😐
باورم نمیشد یه سریا هنوز نتونسن وصل بشن و تو باتلاق روبیکا گیر کردن
استوری گذاشتم کانفیگ رایگان کسی خواست خبر بده
از صبح بیشتر از ۲۰ نفر پیام دادن براشون فرستادم
ریا نباشه از یه جایی ارزون میخرم،میدم به اونایی که هنوز نجات پیدا نکردن،لینکش اینه
https://t.co/JIxOBBcJSc
تا رسید گفت واااااا بچه من از بادکنک میترسه لطفا بادکنک ها رو جمع کنین
بش گفتیم میتونستی بچه تو نیاری اگه انقدر میترسه
بهش برخورد!!
یعنی توقع داره تم و ظاهر تولد یه بچه دیگه بخاطر «بادکنک فوبیا» بچه ایشون عوض شه! 😐
یه کم پیش با خونواده جرو بحث داشتیم افتضاح
یهو مامانم داد زد که کاش امشب برای همیشه بخوابی
میدونی اگر یه غریبه این جمله پنج کلمهای رو میگفت یه پوزخند میزدم میگفتم هه خوابشو ببینی
ولی خب چون مامانم گفتش قلبم درد گرفت...
همسایه روبروییمون یه آقاییه، امروز داشت میرفت تو پارکینگ دید یه ماشین جلو درش پارک کرده
یه نیم ساعت وایساد با پیگیری و زنگ زدن به ۱۱۰ بالاخره خانمه اومد
به خانمه گفت یه دقه وایسا
رفت تو پارک کرد. با لباس فرم پلیس راهنمایی و موتورش اومد بیرون خانمه رو جریمه کرد.گفت حالا برو:)))
بابام یه بوقلمون اورده بود خونه، میگفت “ خیلی نگرانشم اصلا با بقیه بوقلمونها ارتباط نمیگره، افسردست” بعد عصرش کبابش کرد و خورد، از اون موقع جرئت نکردم بگم افسردهام.
تنها جایی که از دوستام جلوتر بودم تو زمان قطعی نت بود که فقط من وصل بودم
اونا هم یا شوهر و بچه فلکس میکردن
حالا همونا اومدن میگن لینک ساقیتو بده😂
لینک میزارم شما هم خواستین استفاده کنین
چون هم ارزونه هم سرعتش خوبه
https://t.co/lzQvt2nCr3
پسری رو توی روستامون با یه محموله شیشه گرفتن بردند پاسگاه روستا!
مادرش رفته پاسگاه شیشه رو دیده، گفته:
به خاطر همین یه ذره؟ خیلی کارتون مسخرهست.
و دست پسرش رو گرفته اومده بیرون