خیلی غم انگیز و در عین حال ترسناکه که اصلا یه ثانیه دلم واسه اتاقم تو ایران و زندگی کردن با مامانم تنگ نشده.دو سال شده ولی هنوزم که هنوزه ذره ای دلم تنگ نشده.
تنها لطفی که از سال دوم مهاجرت بین تمام شلوغ بودنام به خودم کردم این بود که سعی کردم حواسم به غذام و بدنم باشه. همین روتین هاست که تو بد ترین شرایط هم منو سر پا نگه میداره.