يه جاهايي با يه كسانى ميري مياي كه از خودت ميپرسي چه غلطي دارم ميكنم؟ من اگه مهاجرت نكرده بودم عمرا اين آدم جزء دوستام بود. اينجا چرا همه چي تحت تاثير همه چيه در حالي كه حتى آسيب پذيرتر هم هستيم؟
خیلی در مورد کلی خانوم حرف زدین مجبور شدم برم بگردم پیج خودشو پیدا کنم شخصا بررسی کنم 😅که گفتم حالا تا اینجا اومدم بذار استوریشم ببینم که کاش نمیدیدم 🥲، ماشین نازنین چرا اونجوری لهیده بود. اصلا حالم یه جوری شد! 😖
@vala_nmidonm اره. منم معمولا میگم دارم نگاه میکنم سایز خواستم اطلاع میدم. ولی خدایی بعضیا (نه شما لزوما) خیلی ول نکنن. اینم که میگی باز میان پشت سر آدم. انگار مثلا میخوایم لباس و بذاریم تو جیبمون در بریم 😂
@vala_nmidonm دلیلش کاملا مشخصه! وقتی آدم وارد مغازه میشه و فروشنده ها پشت سر آدم راه میوفتن اینقدر حس بدی منتقل میشه که گاهی از یه چیزی خوشت هم بیاد ترجیح میدی بری جایی که با ارامش خاطر میتونی رگال ها رو بررسی کنی 🥲
نوشته بود:
هر جایی که داشتن ازت تعریف می کردن، ببین کی یههو بحث رو عوض میکنه؛ از همون فاصله بگیر.
بچهها من امتحان کردم، خیلی تقلب خوبیه. واقعا کار میکنه.
@Blume_Fiore_Gol چه ربطی داره بابا! بعدشم منظورت از تا حالا چیه! این داستان حدود ده سال پیشه. در ثانی چند درصد دخترایی که ایران زندگی میکنن تنهایی سفر خارج میرن!
۱/ من وقتی مهاجرت کردم،حتی کسی رو نداشتم توی فرودگاه بیاد دنبالم.بلدم نبودم حتی اوبر بگیرم.کلا بار اولی بود که تنهایی میرفتم جایی. وقتی با خانواده ام زندگی میکردم مثل یک گلدون گل ظریف ازم مراقبت میکردن،مثل یه شاخه شکوفه ی گیلاس همه حواسشون بود یه موقع باد سرد و گرم بهم نخوره.
داشتم اینستاگرام میچرخیدم... دختره میگفت این داداشمه که خودم چند وقت پیش صفر تا صد کارای مهاجرتشو انجام دادم blah blah blah...
خشم سوگ و بی عدالتی رو حس میکنم. چطور میشه یکی کلاااا کاراشو یکی دیگه بکنه؟ چرا من هیچ وقت هیچ کسیو نداشتم برای من کاری بکنه و همیشه خودم عقب بودم؟
@Pooria92 مامان من همیشه تخم مرغو تو ظرف جدا میشکنه. حتی واسه نیمرو. وقتی میگم چرا میگه تخم مرغها بعضی وقتها گندیدن. منم هر بار میگم مامان اون قدیم بود الان دیگه نمیگندن. پس هنوزم میگندن
۳/من به جای همه سختی کشیدم واونا هر وقت بیان مثل من نخواهندبودکه حتی کسی نرفت جلوشون،جای خواب وخوراک موقتشونم تاکار و زندگی پیدا کنن فراهم میکنم.الانم ازخدامه کارای برادرم زودتردرست بشه بیاداشکالی هم نداره بشینه اینوراونور بگه صفرتاصدکارای مهاجرتموخواهرم کرد.نوکرشم هستم فقط بیاد.
۲/ ولی وقتی اومدم اینجا،حس میکنم مثل یه بذر بودم.خودم ریشه دادم برگ درووردم بزرگ شدم.اما وقتی از سختی ها گذشتم وبه آرامش رسیدم به همه گفتم از این به بعد هرکسی از خانواده بخواد مهاجرت کنه،فرق نداره خواهر برادر،برادر زاده،خواهر زاده،هرکسی،من نمیذارم سختی هایی که من کشیدم اونابکشن.