۳۳ سالگیم رو یه جا نشستم دوستام نقاشی کشیدن. و عرق خوردم. آرزو کردم خوشحال شیم دوباره. به سلامتی تمام جوونهایی که گرفتن ازمون، شاید تو این شهر یه جا بهشون میخوردیم و دوستای خوبی میشدیم.
امروز عجیب ترین اعلام اخرین روز کاری جهان رو داشتم:)) مدیر عامل به تیمم گفت غزال قراره از ما جدا شه اما اخرین روزش معلوم نیست و همچنان بهمون لطف داره و بدون لیمیت میاد:)
وااااات حاجی؟!!!