@docmilanfar This question reminds me of an essay we had to write in Iran " money is better or knowledge?" as kids we always picked knowledge but now I pick money bcuz I can hire people with knowledge 😁
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
به آگاهی هممیهنان گرامی میرسانیم که شاهزاده رضا پهلوی روز سهشنبه (۲۸ ژوئیه) در مراسم تشییع پیکر سناتور لیندزی گراهام در شهر واشینگتن، دی.سی. حضور خواهند یافت تا از جانب ملت ایران، به این دوست بزرگ ایرانیان ادای احترام کرده و یاد و نام او را گرامی بدارند.
حضور سناتور گراهام در گردهمایی بزرگ مونیخ و برافراشتن پرچم شیر و خورشید، تنها چند هفته پس از خیزش ملی دیماه، او را به نمادی از همبستگی با آرمان آزادی ایران بدل ساخت و نامش را در حافظه تاریخی ملت ما جاودانه کرد.
در این روز، به یاد انسانی بزرگ و دوستی وفادار هستیم، مردی که در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر، در کنار مردم ایران ایستاد و از مبارزه آنان برای دستیابی به آزادی دفاع کرد.
فوری: شروین باقری، قائم حسینی، امیرحسین ملکی و علی دشتی برای اجرای اعدام در اصفهان به سلول انفرادی منتقل شدهاند.
جمهوری اسلامی قاتل فرزندان بیگناه ایران است.
پیش از آن که دیر شود، صدایشان باشید.
شاهنشاها، یکسال دیگر از آخرین دیدار ما سپری شد، و این بار من هم از طرف خودم، و هم از طرف نمایندگان ملت ایران، برای ادای احترام، و همینطور دادن گزارشی کوتاه از آنچه با تو و بی تو بر ایران و ایرانی گذشته و میگذرد، با تو همسر عزیزم گفتگویی دارم.
امروز چهل و شش سال از روزی که ایران و ایرانیان، و همینطور من و خانواده ات را ترک کردی میگذرد، و در این مدت چه ها که بر ما و بر سر این ملک و ملت گذشته.
از اوایل قرن بیستم ایران با داشتن دو رهبر بزرگ نگر، قدم در راهی گذاشت که هیچ کشور دیگری در منطقه حتی تصور آن را هم به خودش راه نمی داد.
پدرت، رضا شاه بزرگ، در سختترین دوران جهان آنروز، ایران را از تقسیم و تجزیه نجات داد و پایه های کشوری متمدن و مستقل را بنا نهاد.
سپس به همت کار مداوم تو، شاهنشاه ایران، کشور ویران بعد از جنگ، تبدیل به ایران آباد شد، و ایرانی سرافکنده، مغرور و سربلند.
ایران کم کم مورد نگاههای حسرت بار بعضی و امیدواری بعضی دیگر قرار گرفت، و ابر قدرتها نیز به تدریج با نگاههای نگران به آن نگریستند.
در انتهای آن دوران طلایی، تمامی کشورهای منطقه در آرزوی بدست آوردن جزیی از آنچه ایران به دست آورده بود بودند، ولی تو کماکان به دنبال نشاندن ایران در سطح پیشرفته ترین کشور های جهان.
تو، شاهنشاه ایران زمین، با اعتقاد به حمایت بی چون و چرای ملت ایران هيچ نوع توافقی را با بزرگان جهان که حتی قدمی با ایران بزرگ مورد نظرت تفاوت داشته باشد قبول نداشتی، ولی افسوس که آن حمایت از تو دریغ شد، و بدون آن پشتیبانی حیاتی، تا به امروز شاهد خسارات بسیار سنگین و کمرشکن اش بوده ایم و هنوز هم هستیم.
ایرانی را که تو ترک کردی با تمامی کشور های جهان رابطه دوستانه داشت، و درهای آنها بدون ویزا برای ما باز بود، ولی ایران امروز، با عنوان حامی نخست تروریسم جهانی، تنها با شماری اندک رابطه ای نیمه دوستانه دارد.
در ایرانی که تو ساختی، درآمد یک کارگر ایرانی امکان یک زندگی راحت را به خانواده اش میداد. امروز کارگر ایرانی حتی قادر به تهیه مایحتاج اولیه زندگی اش هم نیست.
ایران تو در مهم ترین کارخانه های جهان سرمایه گذاری میکرد، و به کشورهای اروپایی پول قرض میداد، و امروز کاسه گدایی دولت آن در انتظار اجازه آمریکا برای خرید غذاست.
پادشاه تاجدار من، به تو به عنوان همسری بی مانند و مهربان، و پدری با علاقه و توجه بسیار به زندگی و تربیت فرزندانش درود میفرستم.
به تو به عنوان ”بزرگ ارتشتاران فرمانده“ درود میفرستم. تو با جهان بینی، برای میهنت پنجمین نیروی دفاعی جهان را بوجود آوردی، تا هیچ کشوری حتی فکر تجاوز به ایران را هم به خود راه ندهد.
نسل جوان و برومند امروز ایران، همانهایی که رژیم اسلامی با صرف هزینه های هنگفت و دروغهای بزرگ درباره دوران ما، می خواست حامی خودش باشد، با آگاهی بسیار از آنچه ما ساختیم، با دست خالی، ولی با اراده ای آهنین رو در روی آنها ایستاده، به خاندان پهلوی درود میفرستد، و با صدای بلند سقوط رژیم وحشت را میخواهد.
همین چندی پیش شاهد بزرگترین کشتار تاریخ ملتی توسط دولت حاکمش بودیم، دهها هزار جوان برومند ما به فرمان رهبران امروز ایران، در تنها دو روز در خاک و خون غلطیدند، و ملتی را داغدار و خونخواه خود کردند.
امروز همان رهبران در آتش جنگی خانمان سوز، سخت درگیرند، و ملتی که آن روز همه چیز داشت، امروز گرسنه، بی دفاع و مستاصل نمی داند با چه فردایی رو بروست.
رضا، پسر بزرگت که هنگام رفتن تو جوانی ۱۹ ساله بود، رهبری باز پس گیری ایران و رسیدن به دوران گذار را به عهده گرفته.
امید من و همه ایرانیان است که با پیروزی نهایی نور بر تاریکی، ایرانیان، یک دل و یک صدا، و دست در دست هم کمر همت به ساختن آینده آن ببندند، و از نو ایرانی پیشرفته و سر بلند بسازند.
تا آنروز و آن خبر، با درود بر تو و عشقی بی پایان
فرح پهلوی
ما نمیگذاریم حقیقت وارونه شود.
این جنگ را جمهوری اسلامی به ایران تحمیل کرده، و مسئولیت آن بر عهده همین رژیم و حامیان آشکار و پنهانش است.
کسانی که سالها در برابر فقر، فساد، تبعیض و ویرانی کشور سکوت کردند یا در آن شریک بودند، امروز نمیتوانند با پناه گرفتن پشت نام «ایران»، کارنامه سیاه خود را سپید کنند.
«بیانیه درباره کلیپهای منتشرشده از گفتوگوی شاهزاده رضا پهلوی با رویترز»
روز گذشته، بخش کوتاهی از گفتوگوی اخیر و یکساعته شاهزاده رضا پهلوی با خبرگزاری رویترز در شبکههای اجتماعی منتشر شد. شاهزاده در این بخش، درباره راهبرد خود برای تشویق نیروهای درون جمهوری اسلامی به جدایی از حکومت و پیوستن به مردم، با هدف تسهیل یک گذار کمهزینهتر و مسالمتآمیزتر، سخن میگوید.
این کلیپ بهصورت گزینشی و خارج از پیشزمینه کامل گفتوگو منتشر شده و به همین دلیل، بازتابدهنده تمام مواضع شاهزاده و ابعاد مختلف راهبرد ایشان در زمینه ریزش و جدایی نیروها از جمهوری اسلامی نیست.
موضع شاهزاده رضا پهلوی همواره روشن بوده است. عناصر جنایتکار حکومت باید در برابر دادگستری مستقل و بر اساس موازین دادرسی عادلانه، پاسخگوی جنایتهای خود باشند. در عین حال، کسانی که تصمیم میگیرند از جمهوری اسلامی جدا شوند، به جنبش ملی مردم ایران بپیوندند، در گذار مسالمتآمیز کشور نقش ایفا کنند و در ساختن آینده ایران سهیم باشند، باید مورد استقبال قرار گیرند.
شاهزاده در خرداد ۱۴۰۴، با هدف ساماندهی، و گسترش این روند، از راهاندازی پلتفرم «همکاری ملی» خبر داد. این پلتفرم زیر نظر تیمی متشکل از متخصصان فناوری، داده و امنیت مدیریت میشود و امکان ثبت، بررسی و راستیآزمایی شمار بسیار بیشتری از متقاضیان جدایی از رژیم را با سازوکاری دقیقتر و سختگیرانهتر فراهم کرده است.
اطلاعرسانی درباره این پلتفرم از طریق شبکه ایران اینترنشنال، انجام شد.
در ماههای پس از راهاندازی پلتفرم، دهها هزار نفر از بخشهای مختلف ساختار سیاسی، نظامی و اداری جمهوری اسلامی برای همکاری ثبتنام کردند. هزاران نفر از آنان عضو نیروهای مسلح بودند و گروهی دیگر در نهادهای غیرنظامی و دستگاههای اجرایی فعالیت داشتند.
در میان ثبتنامکنندگان، شماری از مقامهای ارشد حکومتی و فرماندهان نظامی نیز حضور داشتند که هویت آنان با دقت راستیآزمایی شده بود. در جریان خیزش ملی ۱۸ و ۱۹ دی، شمار زیادی از ثبتنامکنندگان در پلتفرم همکاری ملی به خیابانهای سراسر ایران آمدند و تعدادی از آنها نیز جان خود را فدا کردند. نقطه مشترک همه این افراد، تمایل به گسستن از جمهوری اسلامی و حمایت از جنبش ملی مردم ایران بود.
پلتفرم «همکاری ملی» از آن زمان تاکنون توسعه یافته، بهروزرسانی شده و سازوکارهای آن بهبود پیدا کرده است. این پلتفرم همچنان به ارتباط با نیروهای مستعد جدایی در بخشهای مختلف ساختار رژیم ادامه میدهد. جزئیات و اطلاعات بیشتری درباره فعالیت و روند توسعه این پلتفرم در هفتههای آینده منتشر خواهد شد.
این پیشینه، زمینه ضروری برای درک پاسخ شاهزاده به پرسشی مشخص درباره مصاحبهای در سال ۲۰۱۸ است. متن پرسش و پاسخ مربوطه در ادامه آمده است:
پرسش:
شما در مصاحبهای در سال ۲۰۱۸ با ایران اینترنشنال گفته بودید که با اعضایی از سپاه پاسداران و بسیج در گفتوگو بودهاید. در سالهای اخیر نیز از برخی از آنان خواستهاید که از حکومت جدا شوند. موضع دقیق شما درباره سپاه پاسداران چیست؟
شاهزاده رضا پهلوی:
بار دیگر باید بگویم که این پرسش بسیار مهمی است و از طرح آن سپاسگزارم، زیرا نکات بسیاری در این زمینه نیازمند توضیح است.
پس از جنبش سبز و بهویژه در سالهای نزدیک به آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، پیامهای مستقیمی در شبکههای اجتماعی دریافت میکردم. افرادی مینوشتند: «من عضو بسیج در مشهد هستم» یا «من در فلان منطقه عضو سپاه هستم. از این رژیم بیزاریم، با آن همراه نیستیم و در جستوجوی فرصتی برای جدا شدن هستیم.»
زمانی که به رسانهها گفتم با چنین عناصری در ارتباط هستم، منظورم دقیقاً همین افراد بود. من هرگز با فرماندهی سپاه در حال گفتوگو نبودم؛ به هیچ عنوان.
اما افرادی در بسیج، سپاه و البته ارتش بودند که بهصورت محرمانه با من ارتباط برقرار میکردند تا نشان دهند که موضع و انتخابشان، همراهی با حکومت نیست.
شاهزاده رضا پهلوی همچنان بر این باور استوار است که جمهوری اسلامی با همکاری ملی، همبستگی ملی و وحدت همه ایرانیان، فارغ از پیشینه، گرایش و جایگاه آنان، شکست خواهد خورد.
بر همین اساس، تلاش برای تشویق و تسهیل جدایی نیروهای سیاسی، اداری و نظامی از این رژیم جنایتکار، نهتنها ادامه خواهد یافت، بلکه گسترش پیدا خواهد کرد؛ زیرا ریزش در ساختار قدرت و پیوستن نیروها به مردم، یکی از راههای مؤثر برای پایان دادن به حاکمیت ترور، سرکوب و خشونت جمهوری اسلامی و فراهم کردن زمینه یک گذار ملی و مسالمتآمیز است.
هممیهنانم، ملت بزرگ و دلیر ایران،
امروز، با افزایش تنشها و احتمال گسترش حملات، بهویژه در جنوب کشور، میخواهم با شما سخن بگویم؛ بهویژه با مردم شریف سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان و همه ساکنان سواحل خلیج فارس و دریای مَکران.
جنگ و بحرانی که امروز کشور ما با آن روبهروست، تنها یک باعث و بانی دارد: رژیم جمهوری اسلامی.
اما جنگ اصلی، یعنی جنگ جمهوری اسلامی علیه ملت ایران، چهلوهفت سال پیش آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است.
همه ملت ایران از این رژیم زخم خوردهاند. نگذاریم بگویند که جنوب ایران تازه وارد جنگ شده است. جنوب ایران از همان روزی وارد جنگ شد که کودکان بلوچ، به دلیل نبود آب آشامیدنی و زیرساختهای اولیه، قربانی گاندوها شدند؛ از روزی که در سیستان و بلوچستان، سرزمین رستم و قلب اسطورههای ایران، جوانان برای تامین معاش ناچار به سوختبری شدند؛ از روزی که استان هرمزگان و بندرعباس، بزرگترین بندر ایران، در فقر و محرومیت رها شدند؛ از روزی که بوشهر، تأمینکننده بخش بزرگی از گاز کشور، و خوزستان، قلب صنعت نفت ایران، خود از ثروتشان بیبهره ماندند.
اما ایران آزاد، ایرانی متفاوت خواهد بود.
با استقرار دولتی ملی، کارآمد و توسعهگرا، سیستان و بلوچستان میتواند با تکیه بر موقعیت راهبردی، نیروی انسانی جوان و دسترسی به آبهای آزاد، به یکی از موتورهای اصلی رشد و شکوفایی کشور تبدیل شود. چابهار میتواند قلب تجارت ایران و دروازه اتصال اقیانوس هند، آسیای مرکزی و بازارهای جهانی باشد؛ با بهروزرسانی همان برنامه جامعی که پیش از فاجعه ۵۷ قرار بود اجرا شود.
هرمزگان، بوشهر، خوزستان و جزایر خلیج فارس میتوانند با توسعه تجارت، گردشگری، صنعت و جذب سرمایهگذاری، به ثروتمندترین و پیشرفتهترین مناطق ایران بدل شوند.
هممیهنانم،
این رژیم جنگافروز نه برای مردم پناهگاهی ساخته است و نه توان دفاع از آسمان کشور را دارد. سردمداران آن در حالی که زیر زمین پنهان شدهاند، از مدارس، بیمارستانها و دیگر مراکز غیرنظامی، استفاده نظامی میکنند، و مردم ایران، از جمله سربازان وظیفه را در پادگانها، به سپر انسانی تبدیل کردهاند.
در جنگی که جمهوری اسلامی بر کشور تحمیل کرده است، نخستین و مهمترین وظیفه شما حفظ جان، امنیت و سلامت خود و خانوادههایتان است. زیرا شما سرمایه ایران و سربازان واقعی نبرد برای بازپسگیری میهن هستید.
در همین ارتباط، دفتر ارتباطات و رسانه من، توصیهها و راهنماییهای لازم را برای افزایش امنیت هممیهنان منتشر خواهد کرد.
مبارزه و کسب آمادگی برای پیروزی نهایی یک وظیفه همیشگی است. در نبرد نهایی، هر قدر ما توانمندتر، و جمهوری اسلامی ضعیفتر باشد، پیروزی سریعتر و کمهزینهتر به دست خواهد آمد.
پاینده ایران
To the foreign representatives in Tehran to mourn Iran’s deceased dictator, Ali Khamenei: Iran is not mourning him.
Iran is mourning more than 40,000 sons and daughters slaughtered on January 8 and 9 by Khamenei, Ghalibaf, and their machinery of repression.
The regime is spending vast amounts of the Iranian people's wealth to stage this propaganda spectacle, yet not a single democratic leader attended.
What you see today is not a nation in grief for its ruler. It is a nation filled with righteous anger, and that anger and heroic bravery will bring down what remains of this criminal regime.
شش ماه پیش، در چنین شبی، تهران در تاریکی فرو رفت. سراسر ایران در تاریکی فرو رفت. اما حتی آن تاریکی نیز نتوانست میلیونها ایرانی را در خانههایشان نگه دارد.
۱۸ و ۱۹ دیماه تنها دو شب برای اعتراض نبود. شبهایی بودند که سکوت ایران شکست. میلیونها نفر به خیابانها آمدند، میدانها را پر کردند و بر بام خانههایشان ایستادند، اما رژیم با گلوله به آنان پاسخ داد. در آن چهلوهشت ساعت، دهها هزار تن از هممیهنانم جان خود را از دست دادند. از آن روز تا این لحظه نیز دهها هزار نفر دیگر بازداشت، شکنجه یا به مرگ محکوم شدهاند.
آنان مصمم و با شهامت به خیابان آمدند. من هر روز به آنان میاندیشم. در آن دو شب، هممیهنانی را از دست دادم که هرگز فرصت دیدارشان را نخواهم یافت. برای من عدد ۴۰ هزار هرگز یک آمار نیست. هر بار که آن را میشنوم پسری را میبینم که دیگر هرگز به آغوش مادرش بازنگشت. دختری را میبینم که همیشه جای او بر سر سفره خانوادهاش خالی خواهد ماند. هر یک از آنان را چون فرزند، برادر یا خواهر خود میدانم و سنگینی بار نام تکتک آنان را بر دوش خود احساس میکنم. اما هر هفته که با خانوادههای جانباختگان دیدار میکنم، اراده ملتم برای ادامه این راه استوارتر میشود. فرزندان آنان بیهوده جان ندادند. آنان برای آزادی جان دادند، و با سربلندی جان دادند.
تاریخ فداکاری این زنان و مردان را از یاد نخواهد برد، و من نیز نخواهم گذاشت نام و راه آنان فراموش شود. همانگونه که مقاومتگران اروپای اشغالشده در برابر استبداد ایستادند و همانگونه که انقلابیون آمریکا برای آزادی جنگیدند، فرزندان ایران نیز ایستادگی کردند. اما شجاعت آنان، ویژگی دیگری داشت. آنان نه ارتشی داشتند، نه پشتیبانی هوایی، و نه هیچ پشتوانهای جز باور به آرمانی که برای آن برخاسته بودند. با اینهمه، ایستادند. ملتی یکپارچه تصمیم گرفت در کنار یکدیگر در برابر گلولهها بایستد، نه آنکه حتی یک روز دیگر در ترس زندگی کند. مردان و زنان ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ ایران بهعنوان نسلی جاودانه خواهند ماند که مرگِ آزاد و سرافراز را بر زندگیِ در زنجیر و زانوزده ترجیح داد.
من تنها این را به جامعه جهانی میگویم: اجازه ندهید آنچه در اتاقهای مذاکره در ژنو یا اسلامآباد رقم میخورد، حقیقت آنچه را در خیابانهای تهران، مشهد و کرمانشاه رخ داد، به فراموشی بسپارد. آنان برای آزادی جان دادند و با آزادی ایران، تنگه هرمز گشوده خواهد شد، تهدید هستهای پایان خواهد یافت و ما به صلح واقعی دست خواهیم یافت.
به هممیهنانم گفتهام آنچه شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه آغاز کردید، مسیری بازگشتناپذیر است. ما با هم جایگاه شایسته کشورمان در جهان را بازپس خواهیم گرفت، عزت ملی خود را احیا خواهیم کرد و یاد قهرمانانمان را با ساختن ایرانی آزاد زنده نگه خواهیم داشت. اکنون زمان آن است که درنگ کنیم، دوباره نیرو بگیریم، و بار دیگر خود را وقف پیروزی کنیم.
ما یاد جانباختگان را با به پایان رساندن راهی که آغاز کردند گرامی میداریم. ایران آزاد دیگر یک امید نیست. یک قطعیت است.
و جهان باید بداند که هممیهنان دلیر من تنها برای آزادی خود نمیجنگند، آنان برای صلح و ثبات جهان نیز مبارزه میکنند.
از درگذشت ناگهانی سناتور لینزی گراهام، دوست ثابتقدم مردم ایران و مدافع سربلند آزادی، بسیار متاثر شدم.
در لحظاتی که به شفافیت و قاطعیت اخلاقی نیاز بود، سناتور گراهام در سمت درست ایستاد. در روزهایی که دوستان و همراهان مردم ایران اندک بودند، او در مبارزه با استبداد، در کنار آنان ایستاد.
او از جایگاه و نفوذ خود بهره گرفت تا صدای مبارزان راه عدالت در مراکز قدرت شنیده شود.
ایرانیان حمایتهای سناتور گراهام را در جریان انقلاب شیروخورشید هرگز فراموش نمیکنند، و یاد او را همواره با سپاس و احترامی عمیق گرامی خواهند داشت.
مراتب تسلیت و همدردی خود را به خانواده، دوستان و همکاران سناتور گراهام، و همچنین به مردم ایالت کارولینای جنوبی و سراسر ایالات متحده آمریکا ابراز میداریم.
روحش در آرامش باد. امید که دیگران راه او را در مبارزه برای آزادی ادامه دهند.
در حالی که جنگافروزان جمهوری اسلامی در تهران و پناهگاههای امن خود پنهان شدهاند، سربازان وظیفه و نیروهای جوان را در پادگانهایی بیدفاع رها کردهاند، بیآنکه حتی توان حفاظت از این نیروها را داشته باشند. این رژیم بار دیگر نشان داده است که میان جان فرزندان ایران و بقای خود، همواره بقای خود را انتخاب میکند.
جمهوری اسلامی این جنگ را بر ملت ایران تحمیل کرده است و مسئولیت جان همه قربانیان آن، از جمله سربازان در پادگان بمپور، بر عهده همین حکومت است. آرزوی همه ما، صلح، امنیت و آرامش برای تمامی ایرانیان است، اما تا زمانی که این رژیم بر سر کار باشد، نه امنیتی پایدار ممکن است و نه صلحی واقعی.
این رژیم تبهکار بیش از آنکه دلنگران امنیت مردم ایران باشد، نگران حفظ حزبالله لبنان و دیگر نیروهای نیابتی خود در منطقه است. برای این رژیم، بقای بازوهای تروریستیاش از امنیت و جان مردم اهواز، زاهدان، بندرعباس، بوشهر، چابهار و سراسر ایران مهمتر است.
خطاب من به سربازان، افسران و همه نیروهای میهندوست است. جان خود را برای بقای جمهوری اسلامی به خطر نیندازید. سوگند شما به ایران است، نه به رژیمی که در لحظه خطر، سرکردگانش میگریزند و شما را بیپناه رها میکنند.
من با خانوادههای داغدار سربازان وظیفه که در حملات اخیر به مراکز نظامی جمهوری اسلامی جان باختند، عمیقأ همدردی میکنم، و از خانوادههای همه سربازان وظیفه میخواهم تا آنجا که در توان دارند، اجازه ندهند فرزندانشان در این شرایط خطرناک به خدمت سربازی اعزام شوند. هیچ پدر و مادری نباید فرزند خود را به پادگانهایی بفرستد که امروز به جای محل خدمت، به میدان مرگ تبدیل شدهاند.
این جوانان، فرزندان این سرزمین هستند، نه سپر انسانی جمهوری اسلامی. آنها نباید بهای بقای حکومتی درمانده را با جان خود بپردازند.
همچنین از مردم شریف ایرانشهر و زاهدان که برای اهدای خون و یاری رساندن به سربازان مجروح پادگان بمپور شتافتند، صمیمانه سپاسگزارم. این همبستگی ملی یادآور این حقیقت است که مردم ایران، حتی در سختترین روزها، فرزندان خود را تنها نمیگذارند.
ایران به فرزندانش زنده نیاز دارد، برای ساختن آیندهای آزاد، آباد و سربلند
While the Islamic Republic's warmongers hide in Tehran and their safe havens, they have abandoned conscript soldiers and young troops in defenseless garrisons, without even the means to protect them. This regime has once again shown that when forced to choose between the lives of Iran's sons and its own survival, it will always choose its own survival.
The Islamic Republic has imposed this war on the Iranian nation, and the responsibility for the lives of all its victims, including the soldiers at Bampur garrison, rests with this very regime. We all wish for peace, security, and tranquility for all Iranians, but as long as this regime remains in power, neither lasting security nor genuine peace is possible.
This criminal regime is more concerned with preserving Hezbollah in Lebanon and its other proxy forces in the region than with the safety of the Iranian people. For this regime, the survival of its terrorist arms matters more than the security and lives of the people of Ahvaz, Zahedan, Bandar Abbas, Bushehr, Chabahar, and all of Iran.
So I speak to Iran's soldiers, officers, and all patriotic forces: do not risk your lives for the survival of the Islamic Republic. Your oath is to Iran, not to a regime whose leaders flee in moments of danger and leave you defenseless and abandoned.
I extend my deepest condolences to the bereaved families of the conscript soldiers who lost their lives in the recent attacks on Islamic Republic military installations, and I ask the families of all conscripts to do everything in their power to prevent their children from being sent to serve under these dangerous conditions. No mother or father should send their child to garrisons that have today become killing fields rather than places of service and duty.
These young people are the children of this land, not human shields for the Islamic Republic. They should not pay with their lives for the survival of a failing government.
I also sincerely thank the noble people of Iranshahr and Zahedan who rushed to donate blood and assist the wounded soldiers of Bampur garrison. This national solidarity is a reminder of the truth that the Iranian people, even in their darkest days, do not abandon their own children.
Iran needs its children alive, to build a future that is free, prosperous, and proud.
@moi_bahrain Bahrain should have not separated from Iran. That was used as an excuse to criticize Shah by bunch of lefties not knowing that Bahrain people voted to separate.
هممیهنان عزیز،
جمهوری اسلامی میکوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره و یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند. رژیمی فرسوده، پوسیده و رو به زوال، با نمایشهای ساختگی، تبلیغات دروغین و هزینههای هنگفتی که از جیب مردم ایران غارت میشود، تلاش دارد تصویری جعلی از مشروعیت برای خود بسازد.
اما حقیقت ایران جای دیگری ایستاده است؛ در کنار نام و یاد فرزندان دلاوری که با آگاهی، رشادت و فداکاری، در یکی از حساسترین لحظات تاریخ این سرزمین، جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند.
بیش از ۴۰ هزار جاویدنام دیماه، با آگاهی از خطرهای پیش رو، قدم در این مسیر گذاشتند. آنان میدانستند شاید دیگر هرگز به خانه بازنگردند، اما در لحظهای که ایران به آنان نیاز داشت، ایستادند. آنان بر خلاف مزدوران ضحاک، برای وعدههای ناچیز و منافع شخصی به میدان نیامده بودند. آنها، شکوهمند، برای بازپسگیری ایران و هویت ملیمان برخاستند. آنان که از جنس زندگی، باور و نور بودند، در برابر تاریکی ایستادند تا نام ایران زنده بماند؛ و نامشان برای همیشه در تاریخ سرزمین ما ماندگار شد. آنان نشان دادند که عشق به میهن، از ترس مرگ نیرومندتر است.
امروز شش ماه از آن روزها گذشته است، اما برای خانوادههای شریف جاویدنامان، زمان همچنان در همان شبهای دشوار متوقف مانده است؛ خانوادههایی که عزیز و گاه تنها نانآور خود را از دست دادهاند؛ پدران و مادرانی که هر صبح با جای خالی فرزندشان چشم میگشایند؛ همسران، خواهران و برادرانی که در کنار رنج سوگ، فشار تهدید و سرکوب را نیز تحمل میکنند.
این خانوادهها تنها صاحبان یک داغ نیستند؛ آنها نگهبان و امانتدار یاد و فداکاری دلیرترین فرزندان ایران هستند. مسئولیت همه ماست که اجازه ندهیم این بار سنگین را به تنهایی بر دوش بکشند. وظیفه ملی و میهنی ماست که بیش از پیش پشتیبانشان باشیم؛ به دیدارشان برویم، صدای آنان را بازتاب دهیم، یاد عزیزانشان را زنده نگه داریم و در حد توان خود، نگذاریم فشارهای روحی، تهدیدها و دشواریهای مالی، آنان را به سکوت و فراموشی وادار کند.
تاریخ بارها نشان داده است که هیچ قدرتی نمیتواند اراده ملتی متحد را که برای رهایی و ساختن آیندهای بهتر برخاسته است، برای همیشه خاموش کند. راهی که با فداکاری فرزندان جاویدنام ایران روشن شده است، ادامه خواهد یافت؛ تا روزی که ایران به آزادی، دولت ملی و آیندهای شایسته ملت بزرگ ما دست یابد.
پاینده ایران
Six months after the January massacre, one truth is undeniable:
state-orchestrated massacre.
Before opening fire, the Islamic Republic cut the internet, disconnected phone networks, and isolated Iran from the world.
شاهزاده رضا پهلوی در کمیسیون امور خارجه مجلس نمایندگان هلند:
«آنچه امروز در ایران رخ میدهد، امنیت این قاره را برای سالهای آینده شکل خواهد داد. جمهوری اسلامی دیگر صرفاً چالشی در خاورمیانه نیست، بلکه به تهدیدی برای اروپا و جهان تبدیل شده است.»