اون شبی که بخاطر مریضیم گفتی هیچ وقت باهام ازدواج نمیکنی ومن تا صبح پیرهنت رو بغل کرده بودم و گریه میکردم کجا بودی؟اون وقتی که موهای بلند تا کمرم رو که عاشقشون بودم و به امید عروسی با تو ازشون مراقبت میکردم از ته زدم کجا بودی که حالا بهم میگی چون دیدی مریض نیستی داری میزاری میری؟