در یونان اتفاق افتاد:
زن توریست حامله که داشت از طرف یک افغان مورد تجاوز قرار میگرفت و طلب کمک از چند پاکستانی که از آنجا میگذشتند میکرد،
از طرف همان پاکستانیها هم مورد تجاوز قرار گرفت.
این رنگارنگی فرهنگی چقدر جالبه!
گل بود به سبزه هم آراسته شد:
جماعت Woke و فمینیستها یک موضوع جدید به اجبارهای ضد اجباری اضافه کردند: Free Bleeding. میگویند بانوان "نباید" از لوازم بهداشتی مانند نوار بهداشتی و تامپون استفاده کنند. دلیل هم دارند... این لوازم را مردان سفیدپوستان برتریت جو اختراع کرده اند.🤡
جمهوریخواهی که پادشاهی خواه شد :
من هم یک جمهوری خواه بودم !
سال دوهزار و ده بود که اولین نوشته های غیر حرفه ای خود را برای کیهان لندن فرستادم !
انتظارم این بود که اصلا مقاله را نخوانند !!
یا اگر هم که خواندند ، مستقیم بندازند توی سطل آشغال !
عنوان مقاله کاملا مشخص میکرد که نویسنده آن یا یک جمهوری خواه است و یا یک منتقد به برخی از سیاستهای دوران پادشاهی !
عنوان مقاله بود :
روباهی که خروس آنرا خورد !
حال و هوای مقاله به حضور نهاد مذهب در سازمانهایی مانند تلویزیون ملی ایران ، رادیو و نیز در اختیار داشتن تریبونهایی مانند حسینیه ارشاد مربوط میشد !
انتقاد تند و تیز به رویکرد سیاست داخلی دولت پادشاه فقید شاهنشاه آریامهر که چرا به آخوندها در چنین فضای وسیعی اجازه داد تا مذهبیون در کشور فعالیت داشته باشند و تا جامعه را در چنبره خرافات فرو ببرند !
باری ، در کمال حیرت مقاله ام چاپ شد !!
نمیدانستم آیا اشتباهی روی داده یا واقعا رواداری از نوع والای آن بین هیئت تحریریه و سردبیری کیهان لندن که یک جریده پادشاهی خواه است جاری بوده !
اما همین التفات اهالی کیهان لندن موجب شد تا مقالات دیگری را تهیه و برای آنها بفرستم !
مقالاتم یکی پس از دیگری چاپ میشد !
یادم هست که در دومین مقاله ام به حکمتیون تاخته و تفکر چپ را به باد انتقاد گرفته بودم که چگونه موجبات قوام یافتگی ملایان را رقم زدند پس از شورش پنجاه و هفت !
عنوان مقاله بود :
بازماندگان پنجاه و هفت !
ماهها گذشت تا اینکه افتخار دیدن زنده یاد ناصر محمدی در همان کافه تریای پایین دفتر کیهان لندن برایم دست داد !
بزرگ مردی متواضع و بسیار فهیم و بردبار !
گفتگویی داشتیم پیرامون ناکارامدیهای سیستم جمهوری در جغرافیای ایران و البته انتقادهای آنروز های من به نظام پادشاهی !
همزمان برای چند نشریه دیگر همچون سکولاریسم نو زیر نظر آقای دکتر نوری علا و چند نشریه اینترنتی مطالب سیاسی اجتماعی تهیه میکردم !
در همه این سالها همواره تلاشم بر این بود تا بر پایه متصف نمودن خود به آیرونیسم مورد وثوق ریچارد رورتی ، با الهام از پراگماتیسم و وارد دانستن تردید و بازنگری پیرامون آنچه که تا حد امر مقدس آنرا ارزش میگذاردم ، به بازنگری و نقد باورها و عقاید خود پرداخته و تردید را همچون ابزاری برای راستی آزمایی واژگان پیشین و پسین به کار ببندم .
در بستر همین روند بازاندیشی بود که مسائل و واژگانی که حکم بدیهی را تا پیش از آن برایم داشتند، با تردید و بازنگری پیرامون آنها ، دیگر امر بدیهی برایم معنایی نداشت .
تلاشم بر این بود که از حصار واژگان متعارف خود را بیرون بکشم .
بنا را گذاشته بودم بر اینکه پراگماتیسم و آیرونیسم را چراغ راه خود کرده و بر همین اساس، واژگان خویش را از موقعیت فراتر فرو کشیده ، آنها را مورد سوال قرار داده و پیوسته و در هر موقعیت به غنیسازی و توسعه آنها بپردازم .
در حقیقت همان رواداری و نگاه فراخ و بدون تعصب زنده یاد ناصر محمدی مرا واداشته بود که در خلال این سالها موضوع "امر نو را به جان امر کهنه انداختن" را پیشه خود ساخته و در پی تغییر، گاه تا از دست دادن همه آنچه تا قبل از آن اندوخته بودم نیز پیش بروم .
اما کماکان یک جمهوری خواه باقی مانده بودم و منتقد به برخی از سیاستهای جاری آنروزهای نظام پادشاهی !
سال ۲۰۲۰ بود که به پیشنهاد یکی از فعالان سیاسی ، برای همکاری با بخشهایی از سازمان همبستگی جمهوریخواهان ( هجا ) دعوت شدم .
البته در همان سال مشکلات و بیماری باعث شد تا همکاری را متوقف کنم ، اما دوباره در انتهای سال ۲۰۲۱ همکاری را از سرگرفتم در کمیته های ( حقوق بشر ، رسانه و بین الملل ) همکاریهای بسیار محدودی داشتم .
شاید یکی از خوش شانسیهای من بود که با جمهوریخواهان بطور رسمی شروع به همکاری کردم !!
در نشستها و جلسات مجازی و نیز در جریان برگزاری جلسات اندیشکده هجا بود که میشد دید عمده نگرانی و دغدغه آنان اوضاع و شرایط حاکم بر کشور نیست ، بلکه چگونگی برپا داشتن اتحاد و همبستگی بین احزاب و گروههای سیاسی جمهوریخواه ، اعم از چپ ، اسلامگرا و اصلاحطلبان است !! آنهم در مقابل اندیشه و دکترین پهلویسم و سامانه پادشاهی !!
باید اعتراف کنم که در نبود فعالیت بسنده سامانه پادشاهی خواهان در عرصه سیاسی و عمدتا بحث ها و گفتگوهای جاری در فضای مجازی ، گفتمان غالب در اختیار جمهوریخواهان قرار گرفته بود و اینطور به نظر می آمد که پادشاهی خواهان گویا اراده کافی برای حضور مجدانه در عرصه سیاسی را ندارند !
از تلویزیون دولتی آلمان، کانال 2 ZDF: فقط 11 میلیارد دلار سرمایه وارد آلمان و 142 میلیارد دلار سرمایه از آلمان خارج شده است! نقشۀ سمت راست تفاوت واردات و صادرات برق را نشان میدهد. آلمان بعد از خاموش کردن نیروگاههای اتمی خود، فقط برق وارد میکند و برق دادئما گرانتر میشود.
این خبر از دیلی تلگراف یک کم قدیمیه ولی از ارزش خبریش کم نمیشه:
در دو کلانشهر انگلستان، سفید پوستان در اقلیت هستند: لندن و بیرمنگهام!
https://t.co/Q11tKzss1W
انگل محیط زیستی:"شلوغیهای فرانسه نتیجۀ گرمایش زمین و آلودگی محیط زیست هستند".
چپ نفهم: "کاپیتالیسم، پرولتاریای مهاجر را ذله کرده. مردم با بانگ الله اکبر کمونیسم را فریاد میزنند".
فمینیست: "مردانگی سمی، زنان مهاجر را به خیابانها کشانیده. این صدای یک انقلاب زنانه است"!
پروپاگاندای ناب از نوع استالینیستی:
دیروز در توئیتر و جرائد دولتی داشتند در پاچۀ ملت میکردند که بین ساعات بخصوصی آنقدر برق خورشیدی تولید میشه که در این ساعات قیمت برق منفیه!!!🤔
حالا روزنامه ها خبر داده اند که 82% نیاز برق آلمان از خارج تأمین میشه!🤡
https://t.co/4YbMkJKD1C
اسلامیزه شدن آلمان:
در بعضی مدارس اگر دختر محصلی لباس اسلامی نپوشیده باشد از طرف محصلین مسلمان مورد آزار قرار میگیرد.
تمامی اینها از زمان آنگلا مرکل شروع شد. جملۀ معروف او "اسلام به آلمان تعلق دارد" را هرگز فراموش نمیکنم.
دقیقا به همین خاطر نروژیها کاملا حواسشان هست که کشورشان مانند سوئد نشود:
پسر مسلمان به هنگام دریافت کارنامه در آخر سال تحصیلی از دست دادن به معلم زن خود سر باز میزند که با اعتراض معلم روبرو میشود.
این جماعت هرگز خود را با قوانین کشورهای میزبان وفق نخواهند داد.
حجم پناهندگانی که در فرانسه، نزدیک کانال مانش منتظر رفتن به انگلستان هستند. دهن انگلستان سرویسه.
اقلا آلمانیها یک جایی به پناهندگان میدهند. مثلا سالمندان را از خانه شان بیرون کرده و به پناهندگان واگذار میکنند و یا هتلهای 4 ستاره را برایشان میخرند!(سابقا گزارش دادم)
دادگاه عالی آمریکا در دومین حکم چپکش خود در دومین روز پیاپی، ایالت کلرادو را از تعقیب یک زن مسیحی که حاضر نشده بود برای عروسی یک زوج همجنسگرا وبسایت طراحی کند، منع کرد. دادگاه عالی آمریکا وادار کردن شهروندان به انجام امور بر خلاف اعتقادات شخصی را نقض متمم اول قانون اساسی دانست.