پنج سال پس از تاسیس دولت؛ آنچه رسول الله ﷺ انجام داد، اما نظام حاکم در افغانستان انجام نداد!
مهمترین عامل ثبات، وحدت و پیشرفت هر قوم و جامعه، هویت مشترک است. جوامعی که مردم آن بر محور یک عقیده مشترک، یک دولت واحد و یک رسالت برای آینده گردهم آمده باشند، می توانند از اختلافات داخلی عبور کنند و به عنوان یک نیروی منظم و منسجم ظهور کنند. برعکس، جوامعی که روابط در آن تنها بر اساس هویت حزبی، زبانی و قومی تعریف می شود، همواره با خطر اختلاف دوامدار، بیاعتمادی و ضعف روبرو اند.
یکی از ویژگیهای بزرگ دولت مدنی رسول الله ﷺ این بود که ایشان برای شکل دادن یک هویت جدید اسلامی؛ یعنی «امت»، کار بنیادی انجام دادند. مردمی که پیش از آن بر اساس قبیله، نسب و پیوند خونی با یکدیگر ارتباط داشتند، بر محور عقیده اسلامی، دولت واحد و رسالت مشترک به یک امت تبدیل شدند؛ امتی که مهاجرین، انصار و دیگر مسلمانان در آن خود را اعضای یک پیکر میدانستند.
اگر سیرت با دقت بررسی شود، روشن میگردد که عقیده مشترک، دولت واحد و رسالت آینده، از مهمترین عناصر شکل گیری هویت امت اند.
قبل از بعثت، ساختار اجتماعی عربها بیشتر بر محور روابط قبیلوی استوار بود. عزت، حمایت و جایگاه هر فرد با قدرت قبیلهاش پیوند داشت. همین، هویت قریش را شکل میداد؛ اما رسول الله ﷺ عقیده اسلامی را جایگزین آن ساخت. بر اساس عقیده اسلامی، مردم تنها مسلمان نشدند و فقط به یک پیوند عقیدتی دست نیافتند؛ بلکه عقیده اسلامی خود به معیار اصلی برای هویت جدید، چتر واحد دولتی و تعریف دوست و دشمن تبدیل شد. در نخستین سال هجرت، رسول الله ﷺ میثاق مدینه را ترتیب کرد و در آن، مسلمانان را در برابر دیگران، زیر چتر یک دولت واحد، یک امت واحد خطاب کرد:
«وَإِنَّ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُسْلِمِينَ مِنْ قُرَيْشٍ وَيَثْرِبَ وَمَنْ تَبِعَهُمْ وَلَحِقَ بِهِمْ وَجَاهَدَ مَعَهُمْ أُمَّةٌ وَاحِدَةٌ مِنْ دُونِ النَّاسِ.»
ترجمه: بدون شک، مومنان و مسلمانان از قریش و یثرب و کسانی که از آنان پیروی کرده، به آنان پیوسته و همراه شان جهاد کرده اند، در برابر دیگر مردم یک امت واحد اند.
پس از این میثاق، دیگر کسی مهاجر یا انصار، اوس یا خزرج، مکی یا مدنی نبود؛ بلکه هر مسلمان امت رسول الله ﷺ بود. به این ترتیب، عقیده اسلامی هویت تازهای به مسلمانان بخشید که هم معرف آنان بود و هم آنان را از دیگران متمایز میساخت و آن هویت، «امت» بود.
در مرحله دوم، برای سرپرستی امور این امت، رهبر واحد و دولت واحد به عنوان یک اصل اساسی تعریف شد. میثاق مدینه روشن ساخت که در میان مومنان، حکم و فیصله تنها از آن الله تعالی و رسول او ﷺ است تا احکام الله تعالی بدون هیچ گونه تفکیک، به صورت یکسان بر همه تطبیق شود. مردم خواستههای شخصی و قبیلوی را کنار بگذارند و همگی در برابر حاکمیت الله تعالی سر تسلیم فرود آورند.
در مرحله سوم، رسول الله ﷺ بر اساس عقیده اسلامی، برای امت نوظهور رسالت آینده را تعریف کرد. چنان که الله تعالی میفرماید: ﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ﴾ هدف این بود که دین الله تعالی بر همه ادیان دیگر غالب شود. همه اصحاب، چه مهاجر و چه انصار، این ماموریت را درک می کردند و هر یک تلاش داشت تا زندگی و امکانات خود را در راه این ماموریت به کار گیرد. رسول الله ﷺ بر اساس مفهوم امت، دشمن بیرونی را در چارچوب الولاء والبراء تعریف کرد. این دشمن، دشمن هر فرد امت بود؛ نه این که برای مهاجران دشمن و برای انصار دوست باشد، یا برعکس.
به این ترتیب، رسول الله ﷺ با تعریف عقیده مشترک اسلامی، حاکمیت واحد و رسالت واحد، هویت امت را برای همه مسلمانان شکل داد. برای هر مسلمان، معیار دوستی و دشمنی، یعنی الولاء والبراء، روشن شد. در داخل، چگونگی تعامل میان مردم و روابط میان رعیت و حاکمیت مشخص شد و در برابر جهان نیز مرزهای دوستی و دشمنی ترسیم گردید. مسلمانان نیز برای تحقق رسالت خود که رساندن اسلام به جهان بود، در یک صف واحد و مشخص قرار گرفتند.
اما زمانی که امارت دوباره به قدرت رسید، تلاشی برای احیای هویت امت بر اساس عقیده اسلامی صورت نگرفت. هرچند امروز تقریباً عقیده تمام رعیت اسلامی است و نیازی نیست که عقیده مردم اسلامی ساخته شود؛ اما معیار تعامل، روابط و دوستی و دشمنی، عقیده اسلامی نیست. در عوض، این روابط بر پایه هویت ملی و قومی تنظیم شده است. حتی آشکارا از پیگیری منافع قومی و سیاست بر مبنای منافع ملی سخن گفته میشود. همچنان تاکید میگردد که با هیچ کس دشمنی وجود ندارد و بر اساس سیاست اقتصادمحور، روابط با همه به یک گونه تنظیم خواهد شد. همه این موارد نشان میدهد که امارت دولت همه مسلمانان نیست، آن گونه که دولت رسول الله ﷺ برای همه مسلمانان بود و امت را نیز اساس هویت مشترک نمیداند، آن گونه که رسول الله ﷺ آن را به عنوان اساس تعریف کرده بود.
حتی در داخل نیز میان امارتی و غیرامارتی مرزبندی شکل گرفته است. داشتن یا نداشتن پیشینه جهادی، جامعه را با نوعی بیهویتی گسترده روبرو ساخته است. این وضعیت، رعیت را از دولت فاصله داده و دولت را نسبت به رعیت بدبین ساخته است.
همچنان نظام حاکم در افغانستان رسالت آینده خود را بر اساس عقیده اسلامی تعریف نکرد؛ رسالتی که رساندن اسلام به سایر جهان است. بلکه در عوض، بر اساس سیاست اقتصادمحور دروازههای دوستی را به روی همه گشود. نتیجه این شد که رعیت و حتی دولت بیمسیر باقی بمانند، قربانی رقابت قدرتهای بزرگ مانند امریکا و چین شوند و در دامهای ملی و قومی، با کشورهای همسایه درگیر بمانند. حتی شماری از مجاهدینی که تا دیروز تنها آرزوی شان جهاد برای حاکمیت کلمة الله بر جهان بود، امروز در نبود رسالت رساندن اسلام به جهان، چنین میاندیشند که پس از رسیدن به قدرت، هدف اصلی آرامش، آسایش، وظیفه، معاش بلند، کاروبار و پروژههاست.
پنج سال سپری شد، اما چون امت بر اساس عقیده اسلامی به عنوان هویت مشترک تعریف نشده و دوست، دشمن و رسالت آینده نیز بر مبنای امت روشن نگردیده است، فاصله میان دولت و مردم روز به روز بیشتر و اعتماد کمتر میشود. دولت و مردم هر دو در نوعی سرگردانی و بیمسیری گرفتار شده اند. هیچ کس به درستی نمیداند چه باید بکند و مسئولیتش چیست؟
دولت اسلامی تنها نام زور و قدرت نیست؛ بلکه زمانی ریشههای آن استوار میشود که به مرکز هویت مشترک برای تمام امت تبدیل گردد و همه مسلمانان بر اساس هویت امت، خود را در آن شریک، مسئول و بخشی از یک هدف بزرگ بدانند.
#پنځه_کاله_فرصتونه_او_عبرتونه
#پنج_سال_فرصت_ها_و_عبرت_ها
نظام جهانی در حال تحول عمیق است؛ تمرکز امریکا بهسوی چین معطوف شده و جنگهای اوکراین، غزه و ایران، ضعفهای قدرتهای بزرگ را آشکار ساختهاند. این برای افغانستان یک فرصت بزرگ بود.
#پنځه_کاله_فرصتونه_او_عبرتونه#پنج_سال_فرصت_ها_و_عبرت_ها
@ArianaNews_ در پنج سال گذشته فرصتی تاریخی برای تأسیس یک دولت واحد اسلامی و تبدیل افغانستان به محور وحدت امت فراهم شد اما این فرصت بهدرستی مدیریت نشد و امیدی که در میان مسلمانان گروههای اسلامی و جهادی منطقه شکل گرفته بود جدی گرفته نشد
#پنځه_کاله_فرصتونه_او_عبرتونه#پنج_سال_فرصت_ها_و_عبرت_ها