مشکلم با سالنهای ماساژ اینه که بعد ماساژ یه اتاق بهت نمیدن که همونجا یک ساعت بخوابی. با اون نشئگی حاصل از ماساژ، پرتت میکنن بین خیابونهای وحشی و بیرحم.
شب آخری که با اکسم که ۳سال با هم بودیم همچین حسی بود تو ماشین،بعدش رفتیم غذا گرفتیم رفتیم بام گشنش بود من گفتم سیرم الکی و غذای خودمو دادم بهش،رسوندم خونه و کلی بایبای قشنگ کرد و صبح فرداش نوشت که از خودت و محبتات خسته شدم و باید کات کنیم،من از اون روز زنِ مهربون درونمو کشتم:)
دیدی با تک حزبی کردن کشور چه بلایی سرمون اومده؟ دیدی اگه به منتقدینت میدون میدادی الان مردم ایران اسیر آخوند و سپاه نبودن؟
دیدی این همه براشون مسجد ساختی و حرم اماماشون رو از آینه و طلا کردی و همونجا شد پایگاهشون علیه مردم؟
دیدی بدبختمون کردی؟
🚨 آکو رحیمی (اسماعیل)، پیشمرگه حزب کومله کردستان ایران و اهل سقز، شامگاه شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ (۷ مارس ۲۰۲۶) در پی حمله موشکی سپاه تروریستی پاسداران به اردوگاه «زرگویزهله» در نزدیکی سلیمانیه در اقلیم کردستان عراق جان باخت.
حزب کومله کردستان ایران از اعضای «ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران» به شمار میرود.
شەهید نامرێ
در پاسخ به اظهاراتی از این دست و به عنوان یک روزنامهنگار برایم مهم است که چند نکته را با مخاطبانی که سالهاست به من اعتماد داشتهاند در میان بگذارم:
علی جوانمردی، مشاور ناظر بر صدای آمریکا که مدیریت بخش فارسی این رسانه را عهدهدار شده طبیعتا مجریِ مستقیمِ سیاستهای دولت آمریکا در این رسانه است.
من هم به دعوت او، در رسانهای که پیش از مدیریت او هم در آن برنامه داشتم و تعطیل شد، حالا «میدان» را در کنار تیمی از معتبرترین چهرههای رسانهی فارسی تهیه، سردبیری و اجرا میکنم.
اجازه بدهید شهادت دهم که آقای جوانمردی تا این لحظه که تنها کمتر از یک ماه از آغاز برنامهی «میدان» در صدای آمریکا میگذرد، حتا یک بار، تأکید میکنم، حتا یک بار سوژه، مهمان، دیدگاه، رویکرد یا پرسشی را به این برنامه تحمیل نکرده.
هرگز از من نخواسته روی یک موضوع خاص تمرکز کنم یا نکنم! هرگز هیچ سانسوری در «میدان» اعمال نشده. در این برنامه هم شعار «جاوید شاه» پخش کردهایم، هم مهمان سلطنتطلب دعوت کردهایم، هم احزاب کُرد و هم چپ و جمهوریخواه و گذارطلب و ….آقای جوانمردی حتا یک بار به من نگفته این مهمان آری و آن یکی نه! یا این چرا و آن یکی چهگونه؟
بر خلاف انتظارِ خیلیها، وقتی به او اطلاع دادم که از نمایندگان احزاب کُرد دعوت کردهام، تنها حرفش این بود: «لطفا مثل همیشه پرسشگر و چالشی»!
باری؛ روزنامهنگار باتجربه که باشید لابد با مدیران متعدد کار کردهاید. همکار محترم ما آقای جوانمردی هم نه اولین مدیر رسانه است و نه آخرین!
آنها که مرا از نزدیک میشناسند میدانند که در کارِ خود بیتخفیف، سرسخت و سختگیرم. ممکن است رویکرد سیاسیام را ( که اتفاقا برخلاف بسیاری دیگر، نه ناگهان شکل گرفته، نه ناگهان تغییر کرده) بپسندید یا نپسندید اما اعتبار من از کارنامهای ۲۵ ساله میآید که به آن مفتخرم و مشکل بتوانید تحت تأثیر نسبتهای ناروا، شایعاتِ بیاساس، جوگیریها، جریانسازیهای مخالفان سیاسی و آلودگیِ ایام، مخدوشاش کنید.
شاید دقت نکرده باشید
ولی برای من اینطوریه که تقریبا ۴۸ ساعته هیچ کامنت فحشی دریافت نکردم
هییییچ
دقیقا همزمان با زدن پایگاههای بسیج و قرارگاههای احتمالا سایبری رژیم،
حتی هیچ سلطنتطلبی هم بهم گیر نداده،
زیبا نیست؟!
تقریبا ۴ ساله هر روز فحش شنیدم و حالا زیروووو👌
با اینکه مردم ایران حق دارند برای هرکسی شعار بدهند اما خودمان را گول نزنیم، در نبود یک اپوزیسیون درست و حسابی، رضا پهلوی را به مردم قالب کردند.
آیا مردم درباره او کتاب خوانده بودند که بتوانند ارزیابی مستدل و مستقلی از او بهدست آورده باشند؟
آیا رضا پهلوی به سوالات چالشی خبرنگاران پاسخ داده بود یا با رقبای سیاسی مناظره انجام داده بود تا مردم ببینند چه در چنته دارد؟
آیا پروژههای موفقیتآمیزی اجرا یا مدیریت کرده بود که مردم بتوانند به کارنامه او رجوع کنند؟
آنها حتی دفترچه اضطراری او را هم نخوانده بودند که اگر خوانده بودند میدیدند عملا مانیفست چگونگی شکلگیری یک دیکتاتوری دیگر در ایران است.
بنابراین مردم آگاه نبودند، آشنایی آنها با رضا پهلوی عمدتا تحت تأثیر تبلیغات من و تو تحت عنوان "مستند" بود و پوشش شبانهروزی ایران اینترنشنال از صبح که شاهزاده مسواک میزد تا وقتی شب به تختخواب میرفت.
بسیاری از مردم در جریان دنیای ایکس و گلفشانیهای مشاوران و هواداراناش و درفشانیهای "ملکهاش" هم نبودند.
خونهایی که ریخته شد برای آزادی و رهایی از دیکتاتوری بود نه رضا پهلوی. برای ادای دِین به قربانیان و احترام بازماندگان به جای تکرار شعارهای پوسیده و واپسگرایانه و ترسناک برای جامعه بینالملل وظیفه داریم گزینههای بهتری در اختیار مردممان بگذاریم. بهدلیل انشقاق زیاد بین ایرانیان بهترین گزینه هم ائتلافی از شخصیتها و احزاب است، همان ایدهای که در جنبش مهسا/ژینا در حال شکلگیری بود تا اینکه رضا پهلوی زیرش زد.
بسیاری از مردم از همین هم آگاه نیستند.
آقای پهلوی دیگر با چه زبانی باید بگوید آشکارا مخالفِ به هم پیوستنِ صفوف متنوع و متکثرِ مخالفان جمهوری اسلامی است و تنها و تنها صدایی که میخواهد بشنود صدایی است که مسیر او برای در اختیار گرفتنِ قدرت را هموار میسازد.
آنچه امروز ایشان علیه ائتلاف احزاب کردستان منتشر کرد؛ نهایت تباهی سیاسی و اخلاقی، خودمرکزپنداری و جاهطلبیِ پیش از موعد بود.
ایشان با چه حقی ائتلاف احزابی را که خود در بیانیه ائتلافشان بر تمامیت ارضی ایران تأکید کردهاند «تجزیهطلب» خطاب میکند؟ با کدام پشتوانه، ارتشِ خیالیِ خود را موظف به سرکوب مردم کردستان میکند؟
ایشان زمانی کوشید خود را «وکیل» ملت معرفی کند؛ نشد! بعد خود را «پدر» ملت خواند، کم مانده بود کار به عموی ملت بکشد! حالا هم که پادشاهِ دیجیتال و فرمانده ارتشِ خیالی است و قدرتِ نداشته را خرجِ فرمانِ سرکوبِ کردستان میکند!
آن هم به چه جرمی و چرا؟ چون پنج حزب جمع شدهاند دور هم و میگویند ائتلاف کنیم، ائتلاف را به تمام ایران بگسترانیم و همه با هم برای سرنگونی جمهوری اسلامی کار کنیم!
آقای پهلوی با تکرار ادبیاتِ مستهلک و سرکوبگر ج.ا، این احزاب را فقط به خاطر کُرد بودن، «تجزیهطلب» میخواند و با آویزان شدن به مفهوم «تمامیت ارضی»، بیشرمانه از هر گروه و جریانی جز خود، دیگری میسازد.
بیانیه امروز آقای پهلوی علیه ائتلاف احزاب کُرد را بخوانید، در آن دقیق شوید و از آن بهراسید!
این بیانیه کسی است که هنوز نه قدرت دارد، نه حتا یک عضو ارتش!