@Taheri_Movement جنگ نه تنها دردی ازما درمان نکرد مارا گرفتار هزاران مشکل دیگر هم کرد ما به هیچ وجه خواستار دخالت بیگانه نیستیم ما با وحدت و همدلی خودمان ایران عزیز را ازچنگال اهریمن جمهوری اسلامی نجات خواهیم داد
#نه_به_جنگ#رنسانس_ایران_آزاد
محکومیت جنگ و حمله بیگانگان؛
دفاع از جان، کرامت و آینده ملت ایران
در روزهایی که جامعه ایران بیش از هر زمان به امنیت، آرامش و حفاظت از جان انسانها نیاز دارد، هرگونه حمله نظامی خارجی به خاک ایران، از سوی آمریکا، اسرائیل یا هر قدرت دیگری، اقدامی مردود، خطرناک و عمیقاً غیرانسانی و محکوم است. چنین حملهای، پیش از هر توجیه سیاسی یا امنیتی، نقض مستقیم حق حیات، امنیت انسانی، مصونیت غیرنظامیان و حق مردم برای زیستن در محیطی امن است و پیامد آن صرفاً در لحظه انفجار پایان نمییابد؛ در بدن مجروحان، در روح و روان کودکان، در ویرانی خانهها، در تخریب زیرساختها و در ناامن شدن زندگی روزمره مردم باقی میماند.
همانند نمونههایی چون کشتار کودکان مدرسه شهر میناب، با روایتهای منتشرشده از پیکرهای غیرقابل شناسایی، مفقودالاثر شدن برخی کودکان و داغدار شدن خانوادهها، نشان میدهد حمله نظامی چگونه حق حیات و حق امنیت را نقض میکند. چنین وضعیتی برای بازماندگان، فقط فقدان عزیزانشان نیست؛ آغاز دورهای از بیپناهی و ترس، فشار روانی و ازهمگسیختگی زندگی خانوادگی است.
این زخمها بر جامعهای فرود آمده است که پیش از آن نیز از فشارهای اقتصادی، ناامنی معیشتی، داغداریهای اعتراضات و نارضایتیهای انباشته عبور نکرده بود؛ جامعهای که بسیاری از خانوادههایش پیشتر هم زیر بار گرانی، بیثباتی، فشار معیشت و نگرانی از آینده، توان خود را از دست داده بودند. تورم و گرانی پیش از این نیز کمر بسیاری از مردم را خم کرده بود، اما پس از حملات، جهش بیسابقه قیمتها، ناامنی بازار، افزایش هزینه مواد غذایی، دارو، درمان، حمل و نقل، اجارهخانه، تأمین مسکن و تحصیل، زندگی روزمره را برای بخش بزرگی از مردم ستمدیده ایران به مرز ناتوانی رساند.
در سطح اقتصادی و اجتماعی، پیامد حمله نظامی بیگانگان، مستقیماً به حق کار، حق مسکن، حق آموزش، حق سلامت و حق برخورداری از حداقل معیشت ضربه میزند. بسیاری از مردم، به ویژه کارگران، کارمندان، نیروهای روزمزد، صاحبان کسب و کارهای کوچک و خانوادههایی که تنها با یک منبع درآمد زندگی میکردند، با تعطیلی شرکتها، توقف فعالیت کارگاهها و کارخانهها، تعدیل نیروها، قطع یا کاهش درآمد و افزایش بیکاری روبرو شدند. برای خانوادهای که پیش از این هم با دشواری زندگی میکرد، بیکار شدن اعضای خانواده، چند برابر شدن هزینهها یا از دست رفتن خانه و سرمایه اندک، به معنای فرو ریختن همان حداقل امکان ادامه زندگی است.
ضمن اینکه، ایران میدان آزمایش قدرتها نیست. سرزمین، آسمان، منابع، خانهها و جان مردم ایران نباید به ابزار رقابت قدرتها تبدیل شود. هیچ تصمیم نظامی یا سیاسی نباید مردم ایران را به هزینه جانبی یک پروژه امنیتی بدل کند. اصل بنیادین در هر وضعیت بحرانی، تقدم جان انسانهای بیدفاع، حفظ زیرساختهای حیاتی، رعایت کرامت انسانی و جلوگیری از تحمیل تصمیمهایی است که مردم، خود در شکلگیری آن نقشی ندارند.
از این رو، موضع و مطالبه انسانی و ملی ما روشن است؛ نه به جنگ خارجی، نه به خشونت علیه مردم، نه به مصادره رنج ملت توسط قدرتطلبان و نه به هر نوع آیندهسازی پشت درهای بسته.
جنگ و حمله خارجی هرگز گرهی از رنجهای مردم را باز نمیکند؛ فشار بر جامعه را بیشتر، زندگی روزمره را بیثباتتر و مسیرهای مستقل و مردمی را دشوارتر میسازد.
مداخلهای که با بمب، تهدید، تخریب، تجاوز به خاک وطن و کشتار انسانهای بیگناه همراه باشد، نمیتواند نام رهایی، صلح یا حمایت از مردم به خود بگیرد و این به قطع، فریبی بیش نبوده و نیست.
بر همین اساس، توقف همیشگی و فوری جنگ، حفاظت از جان انسانهای ستمدیده ایران، رسیدگی بیقید و شرط به آسیبدیدگان، حمایت از کودکان بیسرپرست و خانوادههای داغدار، صیانت از زیرساختهای حیاتی، جلوگیری از گسترش فقر و بیکاری ناشی از جنگ و ممانعت از هرگونه مداخلهای که آینده ایران را بیرون از اراده مردم تعریف کند، باید در صدر هر اقدام مسئولانه قرار گیرد.
ایران به صلح، امنیت و بازسازی توان زندگی نیاز دارد؛ نه جنگ، نه اشغال، نه تحمیل و نه سلطهای تازه بر رنجهای پیشین.
در کنار توقف جنگ و خشونت، پایان اعدامها، کاهش فشار بر مردم، برخورداری عادلانه ملت از ثروت ملی و جلوگیری از رانت، دزدی و غارت منابع کشور، از حداقلهایی است که برای کاستن از آسیبهای جاری نمیتوان نادیده گرفت؛ اما هیچکدام از این ضرورتها جای رنج خانوادههای داغدار و مسئولیت اخلاقی در برابر جانهای ازدسترفته را نمیگیرد.
#نه_به_جنگ
#نفی_مداخله_بیگانگان
ثبت رسمی نام cosmointel در ایالات متحده آمریکا
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه، آکادمی طاهری، موسسه تحقیقات علمی کازمواینتل و سازمان صلح طاهری
لینک اطلاعیه در سایت ⏬
https://t.co/lyr2hVwYez
لینک اطلاعیه در تلگرام ⏬
https://t.co/ul4Pd0TkCW
@TaheriOfficial
#کازمواینتل
#حوزه_شعور
اهمیت حفظ تمامیت ارضی
ملت بتواند برای خودش تصمیم بگیرد و حافظ منافع خودش باشد و به هر حال یکپارچگی را هم داشته باشد، چرا؟ اگر یکپارچگی نباشد چه اتفاقی میافتد؟
چون ما منابع نفت و آن چیزها که اشتراک بوده از دست میدهیم، ما نیاز به نیروی هوایی پیدا میکنیم، دسترسیمان را به دریا از دست میدهیم، دسترسیمان را به آب از دست میدهیم و در واقع اقتصاد ما کوبیده میشود به شدت، ما کلی امکانات را از دست خواهیم داد و به اصطلاح این یک موضوعی نیست که به نفع ما باشد.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
#حفظ_تمامیت_ارضی
#ثروت_ملی
تبدیل ارزشها به ضد ارزشها
همه ارزشها تبدیل به ضد ارزش شده است. دوست عاقل یک چیزی شده که همه از دوست عاقل فرار کنند، به خاطر خرابکاریهایی که شده است. هیچ کدام از این مفاهیم، مفاهیم بدی نیستند ولی کاری کردهاند که شاید به زودی هم اسم عرفان بیاید، همه فرار کنند. همانطور که اسم مذهب بیاید همه فرار میکنند، اسم علم هم به زودی بیاید همه فرار بکنند.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
#هویت_انسانی
#اینتریونیورسالیزم
#هویت_انسانی با
#اینتریونیورسالیزم
معنا می یابد، علم بدون معرفت فاقد ارزش و نابود کننده بشریت است.
با دکترین اینتریونیورسالیزم استاد #محمدعلی_طاهری می توان به معنای حقیقی هویت انسانی پی برد.
روز جهانی زندگی صلحآمیز در کنار هم
در سالی که بسیاری از جوامع با شکافهای فکری، خشمهای فروخورده و فاصله گرفتن انسانها از یکدیگر روبهرو هستند، سازمان ملل بر پیامی اساسی تأکید میکند: صلح، از یکسان بودن انسانها به وجود نمیآید؛ بلکه زمانی معنا پیدا میکند که انسانها یاد بگیرند صدای یکدیگر را بشنوند، برای حضور هم جا باز کنند و کرامت کسانی را که باورها، تجربهها و مسیرهای متفاوتی دارند، محترم بشمارند.
از همین نگاه، زندگی مسالمتآمیز در سال ۲۰۲۶ دیگر صرفاً یک آرزو یا شعار نیست، بلکه انتخابی روزمره است که در شیوه سخن گفتن، شنیدن، قضاوت نکردن و کنار آمدن با تفاوتها شکل میگیرد؛ زیرا گفتوگو و درک متقابل، بستر همزیستی و صلح پایدار را فراهم میکند و این مسیر، از خانواده، مدرسه، محله و سادهترین روابط انسانی آغاز شده و تا فضای عمومی جامعه ادامه پیدا میکند.
اما نکته مهم اینجاست که آنچه امروز سازمانهای بینالمللی از آن به عنوان یک ضرورت جهانی سخن میگویند، چهار دهه پیش از سوی بنیانگذار سازمان صلح طاهری، در قالب «دکترین اینتریونیورسال» مطرح شده بود.
#روز_جهانی_زندگی_صلح_آمیز
#اینتریونیورسالیزم
#InternationalDayOfLivingTogetherInPeace
هيج جنبشی در مقابل دیگری نبوده، هيچ آزادىخواهى در مقابل دیگری نيست.
هر نوع ايستادگی در مقابل ديكتاتورى و هر قدمى در راه آزادى و عدالت قابل ستايش است.
مسيرى كه خواسته يا ناخواسته در آن قدم گذاشتهايم يک پيست مسابقه نيست، اين یک رقابت نيست، مقاومت است، از خودگذشتگی است، اختلاف نظرها به معناى دشمنی نيستند، ما «گشتاپو» و «کاگب» نيستيم كه همديگر را تفتيش عقيده كنيم، براى «اتحاد» كافيست وطن و هموطنهايمان را دوست بداريم.
اولين گامهاى اين مسير، متفاوت بودنِ رفتار خودمان با ديكتاتور است، «تماميت خواهى» از ويژگیهاى آزادىخواهان نيست، «ترور شخصيتی، تهمت و فحاشی» رفتارِ مبارزِ آزادى خواه نیست.
زیباترین نمودِ آزادیخواهی، رفتار متفاوت با استبداد است.
قطعاً هیچکدام از ما نمیخواهیم یک چرخهی بیپایان را هزاران بار دیگر طى كنيم، اشتباهات تكرارى، هزينههاى تكرارى، لحظهی آزادى را به وضوح ديدنهای تكرارى، و باز هم نرسيدنهای تكرارى.
مردم عادى تا ابد حق اشتباه دارند، اما پرچمدارها نه، چرا که جان دیگران وسیلهی «آزمون و خطا» هیچکس نیست.
بیایید یک بار برای همیشه، فقط یک قدم که مهمترین گام است را با هم برداریم، راهِ آزادی از تفاوتِ ما با استبداد آغاز میشود.
مهمترین پیروزی، شبیه نشدن به همان چیزیست که با آن میجنگیم.
آیا حذف پلورالیسم سیاسی، ما را به سمت انتخاب یک نظام تک حزبی و دیکتاتور دیگری سوق نمیدهد؟
وقتی احزاب سیاسی با برچسب «تجزیهطلب» امنیتی میشوند و طبل مداخله ارتش به صدا درمیآید، این دیگر اختلاف سیاسی نیست، عبور از دموکراسی و ورود به منطق سرکوب است. رضا پهلوی پیش از رأی ملت، برای جامعه تعیین تکلیف میکند، نگاهی قیممآبانه که ایران بارها هزینهاش را پرداخته است.
در همین چارچوب باید به واقعیت استانهای مرزی کشور توجه کرد، استانهایی از کردستان و سیستان و بلوچستان تا خوزستان، آذربایجان غربی، کرمانشاه، ایلام، هرمزگان، لرستان و گلستان که سالهاست «مناطق محروم» خوانده میشوند، نتیجه تمرکز قدرت و توزیع ناعادلانه منابع در دو نظام گذشته. مردمی که دههها با فقر، تبعیض ساختاری، دسترسی نابرابر به آموزش و درمان، بیکاری گسترده و ضعف زیرساختهای حیاتی مواجه بودهاند، تجزیهطلب نیستند، مطالبهگر سهم برابر از ثروت ملیاند، ثروتی که همه اقوام در آن شریکاند و نباید در هیچ نظامی محروم باقی میماندند.
برچسب «تجزیهطلبی» در چنین بستری، ابزار مشترک در دست هر دو نظام فعلی و سابق، برای شکاف انداختن و سرکوب مخالفان این نظامهای مادام العمر بوده است. نیروهایی که علیه استبداد مبارزه کردهاند، نه علیه ایران و سالها با همین برچسبها به حاشیه رانده شدهاند.
رضا پهلوی با به صدا درآوردن طبل جنگ داخلی و دعوت به تقابل با بخشی از جامعه، همان سناریویی را فعال میکند که ایران را به آتش درگیری قومی میکشاند، سوختن ترکها، حمله به کردها و بلوچها و لرها همان تجزیه عملی است که ادعای مقابله با آن میشود.
این رویکرد نه تنها شکاف را تعمیق میکند، بلکه همان روایت «خطر تجزیه» را بازتولید میکند که جمهوری اسلامی سالها برای توجیه سرکوب اقوام به کار برده است. این مسیر مبارزه با استبداد نیست، تکرار همان منطق امنیتی است، با چهرهای دیگر.
در برابر این چرخه خطرناک، «صدای سوم » ایستاده است، صدای دموکراسی، جمهوریخواهی و حاکمیت مردم. این صدا نه استمرار استبداد موجود را میپذیرد و نه بازگشت به الگوی فردمحور را.
پلورالیسم سیاسی تهدید نیست، ضامن بقای ایران واحد است. حذف آن، کشور را به «استبداد موجود یا ناجی فردی» سوق میدهد، چرخهای که همیشه به تمرکز قدرت در یک فرد ختم شده است.
با این حال، خطر تنها در سطح داخلی متوقف نمیشود. در ادامه، رضا پهلوی با استقبال از فشار حداکثری و حتی حمله نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، کشور را در معرض سناریویی قرار میدهد که مستقیماً جان و معیشت مردم را هدف میگیرد. هرگونه حمله نظامی پیش از هر چیز زیرساختهای حیاتی را نابود میکند، برق، آب، بیمارستان، شبکه سوخت، حمل و نقل و تولید، یعنی قطعیهای طولانی مدت، بحران آب، صفهای نان، فروپاشی خدمات درمانی و سالها عقبماندگی.
وقتی از یک سو طبل جنگ داخلی کوبیده میشود و از سوی دیگر دعوت به حمله خارجی صورت میگیرد، ایران عملاً میان دو آتش قرار میگیرد، شکاف درون و تخریب بیرون. جنگ داخلی و جنگ خارجی هر دو یک پیامد مشترک دارند، قربانی شدن مردم، فرسایش اقتصادی، اجتماعی و تضعیف زیرساختهای کشور.
در چنین آشوبی، غارت ثروت ملی نه تنها متوقف نمیشود، بلکه آسانتر میشود، نفت و گاز میتوانند خارج شوند و مردم محرومتر باقی بمانند. حمله خارجی نه آزادی میآورد و نه دموکراسی، تنها ویرانی، بیثباتی و فقر عمیقتر به جا میگذارد. هرگونه اقدام برای جلوگیری از حمله نظامی به ایران باید مورد استقبال قرار گیرد، زیرا دفاع از جان و معیشت مردم اولویت نخست هر مسئولیت سیاسی است.
در نهایت، ایران نه ملک شخصی هیچ فردی است و نه میدان تحقق جاهطلبی موروثی. نه جنگ داخلی راه نجات است و نه جنگ خارجی. راه نجات، پایان دادن به چرخه تهدید و تمرکز قدرت، خروج استانهای محروم از تبعیض عمیق، به رسمیت شناختن تکثر سیاسی و استقرار جمهوری مبتنی بر رأی آزاد مردم است.
و اگر کشور به میدان جنگ تبدیل شود، نخستین قربانی آن همان مردمی خواهند بود که نامشان بهانه قدرتطلبی شده است.
آقای رضا پهلوی، ایران میدان آزمون پروژههای جنگی نیست؛ دعوت به تقابل داخلی و خارجی قمار با جان ملت است، نه شجاعت سیاسی.
تمامیت ارضی با حذف تکثر سیاسی حفظ نمیشود، وحدت با سکوت اجباری ساخته نمیشود و خط قرمز واقعی نفی هرگونه استبداد است.
احزاب سیاسی در استانهای مرزی، بخشی جداییناپذیر از بافت سیاسی و اجتماعی ایراناند و دفاع از حقوق آنان دفاع از تمامیت ایران است. هیچ قومی در این سرزمین «حاشیه» نیست، همه شریک ثروت ملی، شریک آینده ایران هستند.
#اتحاد_جمهوری_خواهان
#از_دموکراسی_بگو
#صدای_سوم
اگر ملتی به این بلوغ برسد که خود را «صاحب کشور و ثروت ملی» خود بداند، دیگر به دنبال «فرد» یا «سایه خدا» و… نخواهد گشت. نیاز امروز ایران بیش از آنکه به یک «شخص» باشد، به یک میثاق ملی (قانون اساسی مدرن) است که حقوق فردی همه آحاد ملت را تضمین و قدرت را برای ملت حفظ کند. در غیر اینصورت این ملت همواره بیچاره و درمانده باقی خواهد ماند و اسیر دست هوا و هوس های مشتی انسانهای عیاش، اهل ضیافت و تشریفات، به باد دهنده ثروت ملی، دزد و غارتگر و…
#ثروت_ملی
#قانون_اساسی_مدرن
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد