جوخههای اعدام جمهوری اسلامی بیشتر از قبل فعال شدند، کافهها و رستورانها یکییکی دارند پلمپ میشن، کاربران مجازی دارند شناسایی و دستگیر میشن و گشتهای ارشاد دارند فعال میشن و...
حتی مواردی که این آخوندبکونها میخواستند به عنوان دستاورد توی پاچه مردم کنند هم از برکات جنگ بود.
نه فلسفه سادهفهمتری ندارند. کسی مثل نیچه یا کیرکگارد به دلیل شیوهٔ ادبی متون فلسفی و قصارنویسیشون محبوباند. (نیچه محبوبتره چون زودتر ترجمه شد). شوپنهاور به خاطر کتاب غیرفلسفیش که اون هم قصارنویسی فراوان داره معروفه (در باب حکمت زندگی) نه به خاطر کتاب اصلیش (جهان همچون اراده
بعدش هم سریع چمدون رو بست و از اون دیکتاتوری مذهبی که به نظرش در بدترین حالت بهتر از حکومت ملی بود فرار کرد.
هنوز بابت فعالیتش در شاهنامهپژوهی، اساطیر ایران و شعر حافظ بهش محبت دارم، اما حماقتش دلزدهم میکنه. با خودم میگم چه میشه کرد؟ مبتلا به طاعون منورالفکرهای زمانه بوده.
مشکل اساسی مارکس در رویکردش به حسابان از دو جا نشأت میگرفت: ۱. فقر دانش ریاضی ۲.تلاش ایدئولوژیک برای تفسیر حسابان مطابق ماتریالیسم تاریخی و دیالکتیک هگلی
مشکل مارکس با حسابان چی بود؟ حسابان نیوتنی/لایبنیتسی بر روی مفاهیمی مثل بینهایتهای کوچک (infinitesimals) شکل گرفته بود.