بعضيا دلشون مهربونه بي دليل بدون شناخت مثل همين دختري كه ديد كيفم سنگينه گرفت ازم نگه داشت چون نشسته بود
انقد مهربوني ادما كم شده كه وقتي به همچين ادمايي برميخورم تعجب ميكنم💖🥹
داشتم به اين فك ميكردم كه كاش ادما تنها به دنيا بيان بدون پدر و مادر بدون دلبستگي چون يه چيزي از اول نداشته باشي خيلي بهتر تا اينكه داشته باشي و بدوني كه يه روزي در نهايت از دستش ميدي يكي از غم هايي كه هميشه ته دلت ته نشين ميشه همينه تو باهاش بزرگ ميشي رشد ميكني هيچوقت عادي نميشه
همسايمون هروقت ميره سفر نانارو به من ميسپره وقتايي كه ميام پيش نانا انگار زندگي تو اون نقطه خوبه پاز ميشه و به قبل و بعدش فك نميكنم شايدم خونه هايي كه گربه دارن انقد ارامش داره چون خونه يكي از دوستامم هميشه اين حس داشتم شايد اينا اومدن به دنيا تا انرژي هاي منفي رو ازت بگيرن 🐈
يه پسري هست كه هرروز تو مسير برگشت به خونه ميبينمش بااينكه معلوله ولي سركار ميره هر پنج قدمي كه برميداره كنار مي ايسته بخاطر پاهاش و دوباره به سختي ادامه ميده 🚶🏻♀️➡️🥺كاش يه روزي دنيا جايي بشه كه هيچ ادمي اذيت نشه
خيلي ريسك بود درست كردنش چون اولين بار بود ميخواستم اين مدل چيز كيك درست كنم و براي تولد يه عزيزي بود پس اگر خوب نميشد كل زحمات ديشبم به فنا ميرفت ولي اين ريسك رو كردم چون به خودم اطمينان داشتم پس انجامش بده تو فقط يه بار زندگي ميكني پس ريسك كن German Cheesecake🇩🇪🍰
ولي چقد جالبه زندگي مثلا ادمايي كه تا ديروز پررنگ بودن الان كلا پاك شدن ادماي كمرنگ زندگيم كه حتي بعضي هاشونو٤ سال نديده بودم يهو پر رنگ شدن و خوشحالم اتفاقا اوني كه كمرنگ ميشه همون بهتر كه پاك شه
چرا بايد يهو احساساتم فوران كنه از اينكه بچه گربه از حياط افتاد تو كوچه و نميتونست بياد بالا مامانشم نميتونست كمكش كنه يه جوري مثل بتمن رفتم پايين كه اگه نجاتش نميدادم از غصه ميمردم همين امشب عمليات با موفقيت انجام شد پيشو برگشت تو بغل مامانش ولي من هنوز دارم گريه ميكنم😿
بهم گفت صداي موزيك كم كن من كلا خاموشش كردم نگام كرد گفت تو چقد صفر و صدي هستي !
من يا هستم يا كلا نيستم يا چيزي رو با تمام وجودم ميخوام يا أصلا نميخوام ماله من باشه يا تا تهش باهاتم يا همون اولش ميرم من ادم وسط نيستم خيلي هم راضيم از مدلم 🙂↔️