۱/زن جوان، یک روز معمولی در مسیر قراری کاری بوده، یا اصلا به خانه بازمیگشته یا قرار ملاقاتی با دوستانش در کافه داشته است که زندگیاش ناگهان دگرگون میشود. او اکنون یک ماه است که در بازداشت به سر میبرد. من نه تابش را دارم و نه توانش را که تصور کنم بر او چه گذشته است.
همرزمانام و وامدار نویسندگانی مانند ماریانا الساندری، آدری لرد و آصف بیات است، پنجرهای رو به ذهنهای دیگری باز کند و بیشتر با هم درباره امروز، فردا و ارادهمان حرف بزنیم.
متن کامل:
https://t.co/mq7CIGOyA3
در هیاهوی شکاف و اختلاف، چه چیز میتواند نقطه اتصال باشد؟
نویسنده: میم
این متن در امتداد یادداشتی است با عنوان «نمیبایست اما میتوانیم» نوشته سوزان کریمی که بهتازگی در دیدهبان آزار منتشر شد. زیست و تجربه و موقعیت من با نویسنده آن متن متفاوت است؛ اما در لابلای خطوط آن چیزی/۱
در من جوشید؛ من این سر دنیا و او آن سر دنیا چطور همزمان داریم به چیزهای مشترکی فکر میکنیم؟ چطور در وضعیت فعلی ذهن هر دوی ما بیش از هر باور و ایدئولوژی، حول ضرورت اتحاد بر سر «زندگیخواهی» میچرخد؟ امیدوارم حرفهای من هم که حاصل گفتوگوی درونی با تجربههایم، گفتوگو با /۲
رقص سوگ؛ ایستادگی در برابر مرگ
نویسنده: الهام فتحی
در هفتهها و ماههای پس از کشتار معترضان در اعتراضات گسترده و سراسری دیماه ۱۴۰۴، تصاویری از مراسم تشییع و یادبود جوانان جانباخته در شهرهای مختلف ایران منتشر شد که نگاه بسیاری را متوقف کرد. در این تصاویر، خانوادههای درجه اول/۱
است که سیاست آغاز میشود. این شکل از سوگواری نه انکار فقدان، بلکه بازتعریف آن است؛ بازتعریفی که بدن را به زبان اعتراض بدل میکند و مرگ تحمیلی را از انحصار حکومت بیرون میکشد. رقص سوگ، در بستر سرکوب عریان، به کنشی سیاسی تبدیل میشود که همزمان حافظه، خشم و امید را در خود حمل /۳
سوگ نافرمان؛ بدنِ زخمی، نافرمانیِ آیینی، تصویرِ ناتمام
نویسنده: شیلان برهانی
سوگ را نمیتوان تنها بهمثابه یک آیین فرهنگی یا واکنشی عاطفی به مرگ فهمید. سوگ، پیش از هر چیز، تجربهای انسانی است که در آن اندوه، خشم، ناباوری و میل به ادامه پیوند با مردگان درهم تنیده میشوند. /۱
این تجربه، هرچند در قالبهای فرهنگی مختلف بروز می یابد، اما ذاتاً خطکشیپذیر، منظم و قابلکنترل نیست. در بسیاری از جوامع، به ویژه جوامعی که قدرت سیاسی و دینی میکوشد مرگ را معنا و مدیریت کند، سوگ به میدان منازعه بدل میشود. رقص در سوگ، در چنین بستری، نه انکار مرگ است و نه /۲
به چند بحث یا جلسه برای تجمیع نیرو و حرکت به سمت برنامهای عملی کمک کند، یا اندکی صداهای بلند کمپهای سیاسی را به چالش بکشد، منتهای مطلوبم است.
متن کامل:
https://t.co/qIzS36g9VI
مسئله یادداشت حاضر یکی ارتباط (به عنوان پیشنیازی برای همبستگی و قدرت جمعی) و دیگری حیات (به عنوان پیشنیازی برای برقراری هر نوعی از ارتباط) است. اکنون که مینویسم به خوبی میدانم که در هجوم تصاویر فاجعه کمتر کسی مجال چیزی خواندن دارد. با این همه اینها را مینویسم چون اتصال /۱
نیمبندی برقرار شده است. و چون چند مورد یادداشت دیدم که در توصیف وضعیت یا شرح «چه باید کرد» از داخل و خارج ایران منتشر شدهاند. این یادداشت تلاشی است برای آن که امکان اتصال جهانهای سیاسی متفاوت را به نفع حفظ و رهانیدن حیات در جغرافیای سیاسی ایران بررسی کنم. و همین که این نوشته/۲
🔴 کمیته پیگیری با همکاری سه تن از وکلای حقوق بشری خوشنام که سالها در ایران کار دفاع از متهمان با جرایم سیاسی و امنیتی را عهدهدار بودند، سه خط تلفن برای دریافت مشاوره حقوقی رایگان اعلام میکند. این وکلای داوطلب آماده هستند تا راهنماییهای حقوقی لازم را به شما ارائه دهند.
🔴 شما میتوانید از طریق واتساپ، تلگرام و سیگنال با شمارههای تلفن اعلام شده تماس گرفته و مشاوره حقوقی دریافت کنید.
اکانت زاگاه بعد از آخرین توییت، به دلیل ریپورت، به مدت دوازده ساعت محدود شد و اون توییت هم پاک شد.
مخالفان پایان خودخواسته بارداری از همه طیفها دست بکارند تا شبکههای مستقل همراهی زنان رو از کار بندازند. اگر پست آخر مارو ریتوییت کرده بودید و حالا پاک شده، تقصیر از ما نیست.
با لایک و ریتوییت از زاگاه در مقابل گروههای ضد زن و مخالفان حق بر بدن، حمایت کنید.
#زاگاه
شیرین کریمی، مهسا اسداللهنژاد، محمد مالجو و هیمن رحیمی که وجه مشترکشان توجه به اقشار ضعیف بود، و قلمشان - یگانه سلاحشان- تنها به بهبود زندگی آنان متعهد بود. آنان منادی آزادی و عدالت بودهاند.
لینک متن کامل و امضای بیانیه:
https://t.co/c0vMCqDGBN
🔹بیانیه جمعی از فعالان سیاسی، اجتماعی و مدنی در محکومیت بازداشت های اخیر
در در تاریخ ما پژوهش، اندیشه و نقد مستقل همواره زیر فشار، سرکوب و تهدید قرار گرفته، و اکنون شاهد موجی از بازداشت، احضار و ارعاب پژوهشگران اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هستیم، نامهایی همچون پرویز صداقت، /۱
در این گزارش با شاکی پرونده «پژمان جمشیدی» و وکیل این بازیگر گفتوگو کردهام. به روند حقوقی پروندههای تجاوز و فرهنگ تجاوز هم در گفتگو با «زهرا مینویی» پرداخته شده.
زن جوانی که شاکی پرونده پژمان جمشیدی است و مادرش، برای نخستینبار جزئیات روند شکایتشان از او و اتفاقاتی را که افتاده، براساس مستندات موجود در پرونده، در گفتوگو با «هممیهن» اعلام کردهاند. شاکی پرونده که نمیخواهد ناماش در گزارش بیاید از روزی میگوید که برای امضای قرارداد همکاری با پژمان جمشیدی، از دفترش به خانه او رفته و آنجا مورد تجاوز قرار گرفته است، همچنین یک زن هم در این ماجرا دخیل بوده و شاکی بهواسطه اعتماد به او به خانه جمشیدی رفته است.
این زن جوان و مادرش میگویند همان شب با شکایت و گرفتن دستور قاضی، آزمایش پزشکی قانونی انجام داده و در گزارش این سازمان، تجاوز تایید شده است. به گفته آنها بعد از اینکه از او شکایت کردند، دوباره دادگاه از پزشکی قانونی استعلام خواست و اینبار از جمشیدی هم تست DNA گرفتند و وقتی با آزمایش قبلی تطابق دادند، باز هم تجاوز را تایید کردند.
آنها از همراهی خوب قضات دادگاه بدوی در روند رسیدگی به پرونده میگویند و حالا منتظر صدور رأی نهاییاند. زن جوان شاکی میگوید، بارها از سمت پژمان جمشیدی و اطرافیاناش به او پیشنهاد ۵۰ میلیارد تومانی داده شده تا از شکایت خود صرفنظر کند، اما قبول نکرده است.
«کامبیز برجاس»، یکی از وکلای پژمان جمشیدی اما به «هممیهن» میگوید، وکلا هنوز پرونده را نخواندهاند اما اتهام تجاوز را قبول ندارند.
گزارش جزییات زیادی دارد و میتوانید نسخه کامل را از لینک زیر بخوانید:
https://t.co/yIO0YPHEHd
ناامیدی بردند. او نهتنها علیه سرکوب دولتی که علیه نظام پدرسالار مبارزه کرد و بعد از مهاجرت اجباری، تصویرش از خانه و وطن، همچنان با وفاداری به گذشته و مبارزه در آمیخته است.
متن کامل:
https://t.co/M7eYwNQiWN
زهرا صالح در این کتاب، پنج روایت را به همراه روایت شخصی خودش لابهلای فصلها، پیش چشم ما مینشاند. فصل اول کتاب از زبان حنان روایت میشود؛ زنی که در جوانی فعالیتهایش حول باورهای سیاسی کمونیستی شکل گرفت و بعد از روی کار آمدن حزب بعث، شعلههای انقلابیاش کمکم خاموش و راه به /۱