سالها پیش نزدیک محل کارم، پیرمردی ژندهپوش، خمیده و ژولیده را میدیدم که در کوچههای اطراف میگشت تا بطریهای پلاستیکی خالی را که اینجا حدودا ۲۵ سنت قیمت دارد، جمع کند تا بعدا در سوپرمارکتها بتواند آنها را نقد کند. هر روز کارش همین بود. ⬇️
سالها پیش نزدیک محل کارم، پیرمردی ژندهپوش، خمیده و ژولیده را میدیدم که در کوچههای اطراف میگشت تا بطریهای پلاستیکی خالی را که اینجا حدودا ۲۵ سنت قیمت دارد، جمع کند تا بعدا در سوپرمارکتها بتواند آنها را نقد کند. هر روز کارش همین بود. ⬇️
@cna2024 ممنون دوست من. شرمندهام نکن. راستش من اصلا نویسنده نیستم. گاهی بهطور فیالبداهه چیزی در ذهن میجوشه و همون رو مینویسم. اون که پدوفیل از آب دراومد رو هم فکر کنم فهمیدم کیو میگی 😂
@GeorgeOhwell2 چون ثروت و پول، درد نیست دیگه. شما فقط وقتی درد رو مسخره و قضاوت کنی بهش مبتلا میشی. ثروت و چیزهای خوب رو هر چه بیشتر مسخره کنی، از تو دورتر میشن 😉
این هوش مصنوعی، اعم از چت جیپیتی و کلاد و هر جفنگ دیگهای، اگه دو تا دشمن داشته باشه، اولیش منم، دومیش هم خودمم. نفرین ابدی بر آفرینندگانش!
امیدوارم تمام تیم سازندگانش روزی آرزوی مرگ کنند ولی مرگ سراغشان نیاید.
@Ac_Qorashi من هنوز هم نفهمیدم آخه :))
هر روز دارم به اطرافیانم فحش و فضیحت میدم. پس فرداش میشم مثال زنده همون فحش.
واقعا دیگه این دنیا به درد نمیخوره.
چرا من باید در ذهنم از او بخواهم که به زندگیاش خاتمه دهد؟ شاید تنها امید او زنده ماندن برای یک روز دیگر بوده باشد تا شاید معجزهای شود. آری رئیس، حتما همین بوده. تنها دلیلی که من هم به این نکبت بیپایان خاتمه نمیدهم همین است. شاید کسی پیدا شود و دست مرا بگیرد و معجزهای شود⬇️