رژیم نظامی پاکستان بار دیگر با حمله به خاک افغانستان، شماری از زنان و اطفال را به شهادت رساند.
پاکستان این جنگ را نه برای تأمین امنیت، بلکه برای حفظ جایگاه خود در معادلات منطقهای پیش میبرد. هر زمان که توجه امریکا به این کشور کاهش مییابد، پاکستان با تشدید تنش و ناامنسازی اوضاع میکوشد این پیام را منتقل کند که: «بدون پاکستان، مدیریت امنیت منطقه ممکن نیست.»
ادعای تأمین امنیت و مبارزه با گروههای جهادی، زمانی که قربانیان اصلی آن غیرنظامیان، بهویژه زنان و کودکان باشند، پروژه بودن این جنگ به نیابت از امریکا را ثابت میکند.
چرا؟
نزدیکی و دوستی با غرب و دشمنان، با هدف کسب مشروعیت، کاهش فشارهای اقتصادی، جذب سرمایهگذاری، تقویت قدرت و در نهایت تطبیق اسلام ـ آنگونه که برخی توجیه میکنند ـ روشی نادرست و تجربهای شکستخورده در یک قرن گذشته است. گروههای مختلفی که از این زاویه وارد تعامل با غرب شدند، نهتنها به اهداف خود نرسیدند، بلکه بهتدریج از اسلام ادعایی خود نیز فاصله گرفتند.
تعامل غرب هرگز بیطرفانه، صرفاً اقتصادی یا بر پایه خیرخواهی نبوده است. غرب میکوشد طالبان را بهصورت تدریجی، مشروط و مرحلهبهمرحله به نظم لیبرال جهانی نزدیک سازد. با طرح موضوعاتی مانند حقوق بشر، حقوق زنان، حکومت همهشمول، تعهدات بینالمللی و شروط مشابه، تلاش میشود طالبان به پذیرش ارزشهای سیاسی غرب و قواعد نظام بینالملل سوق داده شوند تا در نهایت در چارچوب نظم سکولار جهانی ادغام گردند.
این همان سیاست دیرینه استعماری است که بهجای اشغال مستقیم، حکومتها و جریانهای سیاسی سرزمینهای اسلامی را از طریق نهادهای بینالمللی، روابط دیپلماتیک و شروط سیاسی، در مدار نظم جهانی مورد نظر خود قرار میدهد. از این منظر، هرگونه تعاملی که بهجای استقرار نظام سیاسی مستقل اسلام، یعنی خلافت راشده، به پذیرش نظم جهانی بینجامد، گامی در جهت تضعیف استقلال سیاسی امت اسلامی تلقی میشود.
از وعده سود کلان تا فرار سازندگان؛ کلاهبرداری «راگ پول» چیست؟
تمام پسانداز خود را برای خرید رمزارزی دادهاید که مدام در حال رشد است. چند چهره سرشناس از آن حمایت کردهاند و همه از آیندهی درخشان پروژه صحبت میکنند. اما یک روز صبح که صرافی را باز میکنید، میبینید قیمت رمزارز به صفر رسیده، تیم پروژه ناپدید شده و شما ماندهاید و یک توکن بیارزش. این اتفاقی است که در دنیای ارز دیجیتال به آن «راگ پول» (Rug Pull) میگویند؛ کلاهبرداری رایجی که مالباختگان آن تقریباً هیچ شانسی برای پس گرفتن پولشان ندارند.
▪️ راگ پول؛ اصطلاحی جدید برای یک کلاهبرداری قدیمی
عبارت «راگ پول» (Rug Pull) در زبان انگلیسی به معنی «کشیدن فرش از زیر پای کسی» است. وقتی روی یک فرش زیبا ایستادهاید و کسی ناگهان آن را با قدرت میکشد، با سر به زمین میخورید. در بازار ارزهای دیجیتال، کلاهبرداران گاهی فرشِ «نقدینگی» را از زیر پای سرمایهگذاران میکشند.
آنها یک ارز دیجیتال یا توکن جدید میسازند، با تبلیغات فراوان اعتماد کاربران را جلب میکنند و سرمایه شما را به داخل پروژه میکشانند. به محض اینکه استخر نقدینگی (صندوقی که پولها در آن جمع میشود) پر شد، توسعهدهندگان تمام پولها را برمیدارند و فرار میکنند. در نتیجه ارزش آن توکن در یک چشم به هم زدن به صفر میرسد؛ شما میمانید و توکنی که یک ریال هم نمیارزد و هیچجا قابل معامله نیست.
این نوع کلاهبرداری بیشتر در فضای «دیفای» (DeFi) و هنگام عرضهی توکنهای جدید اتفاق میافتد؛ جایی که خبری از نظارت قانونی نیست و سازنده روی استخر نقدینگی و قرارداد هوشمند پروژه کنترل کامل دارد.
▪️ انواع راگ پول؛ یک کلاهبرداری با چند چهره
کلاهبرداران همیشه از یک در وارد نمیشوند. برای محافظت از دارایی خود، باید انواع تلهها را بشناسید:
• کلاهبرداری خروج (Exit Scams): این سناریو از همان روز اول یک نقشهی شوم است و سازندگان از اول به دنبال توسعهی یک پروژهی واقعی نیستند. آنها فقط یک ویترین زیبا میسازند، پول هنگفتی را جمعآوری میکنند و پیش از آنکه کسی متوجه شود، با کل نقدینگی ناپدید میشوند.
• سوءاستفاده از قراردادهای هوشمند: قرارداد هوشمند مغز متفکر یک پروژه رمزارزی است. گاهی توسعهدهندگان عمداً یک «درِ پشتی» در کدهای برنامهنویسی قرار میدهند. آنها از طریق همین درِ پشتی صندوق را خالی کرده و گناه را به گردن هکرها یا باگ سیستمی میاندازند.
• طرح پامپ و دامپ: قیمت توکن با خرید هماهنگ، تبلیغات گمراهکننده و هیاهوی شبکههای اجتماعی بهشکل مصنوعی بالا میرود (پامپ). وقتی قیمت به اوج رسید، سازندگان دارایی خودشان را یکجا میفروشند و قیمت سقوط میکند (دامپ). در نتیجه سود به جیب آنها میرود و خریداران با ضرری سنگین رها میشوند.
▪️ کالبدشکافی یک سرقت شیک: راگ پول چگونه اجرا میشود؟
راگ پول معمولاً یک شبه اتفاق نمیافتند. کلاهبرداران برای جذب اعتماد خریداران فرآیندی سیستماتیک و روانشناختی را پیاده میکنند:
۱. ایجاد توهم: کلاهبرداران توکنی جدید میسازند و آن را بهعنوان یک فرصت نوآورانه و پرسود جلوه میدهند. آنها شبکههای اجتماعی را پر از وعدههای جذاب میکنند.
۲. طعمهگذاری با پاداش: برای جلب توجه سریع، با همکاری اینفلوئنسرها ایردراپ، جایزه و قرعهکشی راه میاندازند. این کار باعث میشود افراد زیادی درباره پروژه صحبت کنند.
۳. تزریق ترس از جا ماندن (فومو): وقتی قیمت توکن کمی بالا میرود، سرمایهگذاران اولیه سود میکنند و خبرش در بازار میپیچد. بقیه افراد از ترس اینکه مبادا این فرصت طلایی را از دست بدهند، با عجله پولهای خود را وارد پروژه میکنند.
۴. ضربهی نهایی: وقتی نقدینگی به حد کافی رسید، پولها به والتهای غیرقابل ردیابی منتقل میشود، سایت پروژه از دسترس خارج شده و شبکههای اجتماعی حذف میشوند.
▪️ نشانههایی که باید بشناسید
پروژههای راگ پول نشانههای مشترکی دارند که آنها را از پروژههای معتبر متمایز میکند:
• تیم ناشناس و بیهویت: اگر در سایت پروژه هیچگونه نامونشان واقعی از توسعهدهندگان وجود ندارد و فقط با نامهای مستعار فعالیت میکنند، به شدت محتاط باشید. در پروژههای معتبر، اعضای تیم و سوابق آنها روشن و مشخص است.
• وعدههای غیرواقعی: هر جا حرف از سود تضمینی یا هنگفت شد، مشکوک شوید. سرمایهگذاری در رمزارز ذاتاً پرریسک است و هیچ پروژهی معتبری نمیتواند سود دائمی را تضمین کند.
• وایتپیپر مبهم: «وایتپیپر» نقشه راه یک پروژه است. اگر این سند پر از کلمات پیچیده و بیمعنی است و توضیح نمیدهد که توکن دقیقاً چه مشکلی را حل میکند، احتمالاً با یک کلاهبرداری روبهرو هستید.
• نبود ممیزی امنیتی: پروژههای سالم، کدهای برنامهنویسی را به شرکتهای امنیتی مستقل میسپارند تا آنها را بررسی کنند. اگر پروژهای هیچ گزارش ممیزی معتبری نداشت، یعنی چیزی برای پنهان کردن دارد.
• ساختار توکن غیرعادی: انحصار درصد زیادی از توکنها در چند کیف پول محدود یا قفل ماندن نقدینگی برای مدت طولانی، یک زنگ خطر جدی است چون به سازندگان اجازه میدهد با فروش ناگهانی، توکن را یکشبه نابود کنند.
▪️ چطور از دامها در امان بمانیم؟
پیشگیری از راگ پول چندان پیچیده نیست و با چند راهکار ساده از آن در امان خواهید ماند:
• تحقیق کنید: فقط به حرف یک یا چند کاربر ناشناس در شبکههای اجتماعی اعتماد نکنید. سوابق تیم، اهداف پروژه و نظرات جامعه کاربری را بررسی کنید.
• با صرافیهای معتبر کار کنید: پلتفرمهای معتبر پیش از لیست کردن یک توکن، حداقلهای امنیتی را دربارهی آن بررسی میکنند.
• وضعیت نقدینگی را بررسی کنید: در پروژههای معتبر، توسعهدهندگان بخش عمدهای از نقدینگی را برای مدت مشخصی (مثلاً یک تا دو سال) قفل میکنند تا به سرمایهگذاران ثابت کنند قصد سوءاستفاده ندارند.
• همه تخممرغها را در یک سبد نچینید: در پروژههای جدید و پرریسک، حداکثر ۲ درصد از کل سرمایه را سرمایهگذاری کنید تا در صورت بروز مشکل، کل دارایی از بین نرود.
▪️ ابزاری برای شکار پروژههای راگ پول
سایت Honeypot.is یک ابزار امنیتی پیشرفته برای شناسایی نوع خاصی از راگ پول به نام «تله عسل» (Honey Pot) در شبکههای «اتریوم»، «بایننس اسمارت چین» (BSC) و «بیس» (BASE) است. برای بررسی سریع توکنهای مشکوک با این ابزار مراحل زیر را دنبال کنید:
۱. کپی کردن آدرس: ابتدا آدرس دقیق قرارداد هوشمند (Contract Address) توکن مورد نظر را در سایت یا شبکههای اجتماعی سازنده کپی کنید.
۲. جستجو در پلتفرم: وارد سایت Honeypot.is شده و آدرس را در کادر جستجوی اصلی سایت جایگذاری کنید.
۳. شبیهسازی تراکنش: منتظر بمانید تا سایت به صورت خودکار عملیات خرید و فروش مجازی را روی آن توکن شبیهسازی و تحلیل کند.
۴. بررسی نتایج: ارزیابی نهایی سایت را بخوانید؛ اگر پلتفرم هشدار داد که توکن قابل فروش نیست یا خطرات امنیتی بالایی دارد، از خرید آن صرفنظر کنید.
💡 نکته مهم: این سایت تنها یکی از ابزارهای بررسی اعتبار پروژههای رمزارزی است و نتایج آن ممکن است دقیق نباشد. بنابراین فقط به نتایج آن بسنده نکرده و با راهکارهای دیگری که گفتیم، وضعیت پروژه را دقیقتر بررسی کنید.
▪️ جمعبندی
بازار کریپتو پر از فرصت است، اما قرار نیست با هر توکن جدیدی یکشبه ثروتمند شویم. همانطور که دیدیم، تیمهای ناشناس، وعدههای نجومی و وایتپیپرهای مبهم، نشانههایی هستند که نباید نادیده گرفته شوند. همیشه قبل از خرید درباره سازندگان و ماهیت پروژه تحقیق کنید، از صرافیهای معتبر خرید کرده و هرگز تمام سرمایهتان را روی یک ارز ناشناخته نگذارید. سود نکردن در یک پروژه مبهم، هزار بار بهتر از مواجه شدن با کیفپولِ خالی است.
✍️ یونس مرادی
#ارزهای_دیجیتال
#انواع_کلاهبرداری
ده نشانه از افول نفوذ امریکا در جهان
۱. به قدرت رسیدن ترامپ: در گذشته هیچ تصور نمیشد که چنین شخص مریض بتواند به ریاستجمهوری امریکا برسد.
۲. اختلافات و بحران اقتصادی: تشدید اختلافات داخلی و افزایش بیسابقه قرضههای سنگین دولت امریکا.
۳. ناکامی در مهار چین: امریکا نتوانست پیشرفت صنعتی، علمی، اقتصادی و نظامی چین را متوقف کند.
۴. برتری چین در برخی حوزهها: چین در چندین عرصه از امریکا پیشی گرفته و توانایی به چالش کشیدن جایگاه جهانی امریکا را دارد.
۵. شکست در تضعیف روسیه: امریکا با وجود جنگ اوکراین، نتوانست روسیه را تضعیف کند و حتی ممکن است این وضعیت به زیان امریکا و اروپا تمام شود.
۶. کاهش نفوذ در جهان اسلام: امریکا در حال از دست دادن نفوذ خود در اکثریت سرزمینهای اسلامی است که قبلاً حاکمان همسو با سیاستهای آن بودند.
۷. ناکامی در مقابله با «اسلام سیاسی»: امریکا نتوانست شریعت اسلامی و «اسلام سیاسی» را از میان بردارد، با وجود فشارها و اقدامات متعدد در طول سالهای اخیر.
۸. افزایش آگاهی عمومی نسبت به امریکا: آگاهی مردم از دشمنی امریکا و غرب افزایش یافته و این امر گرایش به وحدت اسلامی را تقویت کرده است.
۹ . تقویت فکر خلافت خواهی در جهان اسلام: فکر برپایی یک دولت واحد اسلامی (خلافت) در میان سرزمینهای اسلامی در حال گسترش است.
۱۰. شکلگیری چالش بزرگتر برای امریکا: روان عمومی به تدریج در برابر امریکا و تمدن غرب در حال شکلگیری است.
دسترسی به مدل جدید ChatGPT 5.6، فقط با اجازهی دولت آمریکا!
شرکت OpenAI قرار نیست نسخهی جدید هوش مصنوعی چت جیپیتی (یعنی ChatGPT 5.6) را بهمحض آماده شدن در اختیار عموم قرار دهد. بر اساس گزارشهای منتشر شده، این شرکت انتشار مدل جدید خود را بهصورت مرحلهبهمرحله پیش میبرد و در ابتدا، تنها مشتریانی دسترسی خواهند داشت که توسط دولت فدرال آمریکا تایید شده باشند.
سم آلتمن، مدیرعامل این شرکت، در یادداشتی داخلی به کارکنان خود اعلام کرده است که در «دورهی پیشنمایشِ» مدل جدید، مقامات دولتی دسترسیها را «مشتری به مشتری» بررسی و تأیید میکنند. او ابراز امیدواری کرده است که چند هفته پس از این روند، انتشار عمومیتر صورت بگیرد و تأکید کرده که این رویه، استراتژی بلندمدت شرکت نیست؛ بلکه در حال همکاری با دولت است تا مسیری پایدار برای ارائه مدلهای جدید پیدا شود.
اما ماجرا فراتر از یک تاخیر ساده است. چندی پیش دولت دونالد ترامپ فرمان اجرایی جدیدی صادر کرد که از شرکتهای هوش مصنوعی میخواهد پیش از انتشار عمومی مدلهای قدرتمند خود، در یک ارزیابی داوطلبانهی دولتی شرکت کنند. با این حال، اتفاقات اخیر نشان میدهد که این روند چندان هم داوطلبانه نیست. برای مثال، شرکت آنتروپیک که رقیب اوپنایآی محسوب میشود، اخیراً دسترسی به دو مدل جدید خود را به دستور دولت آمریکا برای تمام «اتباع خارجی» مسدود کرد؛ دستوری که جزئیات امنیتی آن نامشخص بود و تنها بر مسدودسازی دسترسی غیرآمریکاییها تاکید داشت.
وقتی دولت آمریکا میتواند با یک دستور، دسترسی بسیاری از کاربران را به ابزارهای شرکت آنتروپیک مسدود کند، بعید نیست محدودیتهای مشابهی برای نسخههای جدید چت جیپیتی و سایر پلتفرمها نیز اعمال شود. اگر در کار روزمره، برنامهنویسی، تولید محتوا یا تحصیل خود وابستگی شدیدی به یک ابزار هوش مصنوعی خاص دارید، باید بدانید که احتمال دارد دسترسیتان به نسخههای جدید یا حتی فعلی، یکشبه قطع شود!
#خبر_و_تحلیل
آموزش در سیستم مدرنیتهٔ کاپیتالیستی نه ابزاری برای آگاهی و جستجوی حقیقت، بلکه ابزاری برای «اهلی کردن» جامعه و تبدیل انسانها به پیچومهرههای چرخدندههای سرمایهداری است. این سیستم در این راستا چندین راهکار را به کار میبرد:
تکهتکه کردن دانش: علم به رشتههای بیشمار تقسیم شده است. این تکهتکه شدن (Fragmentation) باعث میشود وحدت درونی دانش و قدرت معنابخش آن از بین برود؛ در نتیجه، هدف دانش دیگر کشف «معنای زندگی» نیست، بلکه تبدیل شدن به تکنولوژی سودآور است.
جدا کردن سوژه از ابژه: این نگاه باعث میشود انسان (سوژه) به جامعه و طبیعت بهعنوان یک «شیء» (ابژه) برای استثمار بنگرد. این امر خلاقیت واقعی و پیوند با حقیقت زندگی را از بین میبرد.
صنعتیسازی علم: در مدرنیتهٔ کاپیتالیستی، آموزش به یک «بخش صنعتی» عظیم تبدیل شده است که هدف آن تولید «فرد ضداجتماعی» است. این سیستم، افراد را ۲۴ ساعته بمباران ذهنی و معنوی میکند تا آنها را از ماهیت «اخلاقی و سیاسی» خود تهی گرداند.
ماه نامه بیداری؛ آغاز تاریخ امت
سال اسلامی با یک ماه خاص آغاز میشود…
ماه محرم؛ ماه خدا، ماه حرام، ماه هشدار.
در همین ماه بود، که حضرت عمر رضیاللهعنه
هجرت پیامبر را، آغاز تاریخ امت قرار داد.
نه تولد، نه پیروزی نظامی… بلکه هجرت.
هجرت از ظلمت به نور، از ضعف به قدرت، از پراکندگی به دولت.
#وحدتامت
از یزید چه میآموزیم؟
یوسف ارسلان
تاریخ سیاسی اسلام در سدهٔ نخست هجری شاهد یک گذار سرنوشتساز بود: گذار از خلافت بر منهج نبوت به ملک عاض و خلافت خانوادهها. این تحول تنها جابهجایی اشخاص در رأس قدرت نبود؛ بلکه تغییر در معیار مشروعیت، شیوهٔ بیعت، نحو نگرش به قدرت، جایگاه امت و حدود محاسبهٔ حاکم بود. از همینجا پرسش اصلی پدید میآید: آیا حفظ نظم و قدرت، هرچند به بهای خاموشکردن حق، میتواند معیار سیاست اسلامی باشد؟
در خلافت راشده، مشروعیت بر بیعت، محاسبه و مسؤولیت حاکم در برابر امت استوار بود. عصر حضرت علی رضیالله عنه، با وجود جنگ جمل، صفین، نهروان و آشفتگیهای شدید سیاسی، هنوز بخشی از خلافت راشده دانسته میشود. چرا؟ زیرا معیار راشدبودن، صرف آرامش ظاهری و تمرکز قدرت نبود، بلکه رضایت الله متعال، تطبیق همهجانبه اسلام، پایبندی به حق، عدالت و عدم تبدیل حکومت به میراث خانوادگی بود. در مقابل، دوران اموی با آنکه از نظر اداری و نظامی به ثبات بیشتری رسید، خلافت راشده خوانده نشد؛ زیرا نظم در آن دوره بر پایهٔ تغییر ماهیت حکومت از خلافت راشده به خلافت خانوادگی و تقلب در بیعت استوار شد. این تفاوت، اصل بحث را روشن میسازد: هر نظمی مطلوب نیست؛ نظمی مطلوب است که خادم حق باشد، نه جانشین حق.
نقطهٔ مهم این تحول، گرفتن بیعت برای یزید در زمان حیات حضرت معاویه (رض) بود. این اقدام بیعت را از عهد آزاد سیاسی به تشریفات تحمیلی نزدیک ساخت و اصل «قدرت از آن امت است» را به حاشیه برد. شعار «دفع فتنه» و «حفظ جماعت» در ظاهر جذاب بود، اما در عمل به ابزاری برای مهار مخالفت، محدودساختن نصیحت سیاسی و تقدیس قدرت تبدیل شد. همین منطق را برخی حکام امروز نیز تکرار میکنند: تحزب مبتنی بر عقیده اسلامی را ممنوع میکنند، هر نصیحت علنی را فتنه مینامند، هر امر به معروفی را تهدید امنیتی میشمارند و هر مطالبهٔ مشروع را اخلال در نظم معرفی میکنند.
حضرت معاویه (رض) دوران حکومت خود را با شعار پایان دادن به فتنهها آغاز کرد و سال رسیدن به قدرت مطلق را «عام الجماعة» (سال وحدت) نامید. او هرگونه مخالفت را «شق عصای مسلمین» (شکستن اتحاد امت) توصیف میکرد. همچنان وی قتل حجر بن عدی، صحابی پیامبر (ص)، را چنین توجیه کرد که او با اعتراض علنی در مسجد، به دنبال ایجاد فتنه و تفرقه در میان مردم کوفه بوده است.
یزید نیز بلافاصله پس از مرگ پدرش، هرگونه امتناع از بیعت را مقدمهای برای فتنه دانست و دستور داد از مخالفان با شدت بیعت گرفته شود. یزید در مجلس خود در دمشق، در پاسخ به اعتراضات اهل بیت پیامبر (ص)، به آیات قرآن (مانند آیه ۲۶ سوره آلعمران) متوسل شد تا بگوید خداوند ملک را به هر که بخواهد میدهد و از هر که بخواهد میگیرد؛ بنابراین مخالفت با او، مخالفت با اراده الهی است. مثال دیگر آن عمرو بن حجاج است که در میدان جنگ کربلا تحت نام اطاعت از امیر و بودن با جماعت، به سربازان کوفه فریاد میزد تا نواسه پیامبر (ص) را به قتل برسانند: «ای اهل کوفه! بر اطاعت خود پایبند باشید و از جماعت جدا نشوید؛ در کشتن کسی که از دین خارج شده و با امام [یزید] مخالفت کرده، تردید نکنید.
در چنین فضایی، امر به معروف و نهی از منکر، بهویژه در برابر حاکمان، به تدریج محدود شد که حتی محدودیت آن در سدههای بعدی به یک رای فقهی نیز مبدل شد که امت تا امروز از آن متاثر است. حادثهٔ کربلا در همین بستر قابل فهم است. حسین بن علی (رض) در برابر وضعی ایستاد که در آن حدود الهی، عدالت مالی، مسؤولیت سیاسی و حق امت در محاسبهٔ حاکم آسیب دیده بود. او خروج برای آشوب کور نکرد؛ بلکه در برابر سیاستی ایستاد که میخواست سکوت را به نام دفع فتنه تحمیل کند. جنایت کربلا نشان داد وقتی نظم از حق جدا شود، امنیت ظاهری میتواند به خون اهل بیت رسول الله (ص) نیز آلوده گردد.
این سیاست نظمگرایی برای حفظ قدرت، در درازمدت ضربهای عمیقتر بر امت وارد کرد. نخست، جرئت محاسبهٔ حاکمان ضعیف شد؛ سپس استقلال عالمان زیر فشار رفت؛ و در مرحلهٔ بعد، حتی فضای اجتهاد، تدبر در قرآن و تعقل در واقعیتها محدود گردید. روح اجتهاد مستقل، محاسبه سیاسی و تولیدات فکری، در بسیاری از دورهها زیر سایهٔ سلطنت و مصلحت قدرت تضعیف شد. وقتی معیار سیاست، حفظ وضع موجود باشد، اندیشه نیز محافظهکار، ترسان و تکراری میشود.
از همینجا ریشهٔ بخشی از انحطاط امروز امت را باید در تصمیمهای دیروز جستوجو کرد. حاکمانی که تنها «واقعیت زمان خود» را معیار میگرفتند، گمان میکردند با سرکوب امر بالمعروف و نهی عن المنکر، امت را از فتنه و هرج و مرج نجات میدهند؛ اما در حقیقت، عقل سیاسی امت را فرسوده ساختند. جامعهای که حاکم را محاسبه نکند، دیر یا زود عالم مستقل، مجتهد شجاع و اتباع بیدار را نیز از دست میدهد. از این جهت، تاریخ اسلام فقط روایت گذشته نیست؛ آینهای است که نشان میدهد چگونه یک مصلحت کوتاهمدت سیاسی میتواند به عادت فکری چندصدساله تبدیل شود.
بنابراین، بازخوانی کربلا و نزاع میان خلافت راشده و ملک عاض نباید به سوگواری احساسی یا نزاع فرقهای محدود شود. ما از یزید میآموزیم که نظم بدون حق، ثبات نیست؛ به تأخیر انداختن انفجار است. خلافت راشده حتی در آشوب و بینظمی، راشده ماند؛ زیرا حق را معیار میگرفت، نه قدرت را. خلافت یزید و غیره حتی با نظم، راشده نشد؛ زیرا قدرت را بر حق مقدم ساخت. امروز اگر میخواهیم خلافت را احیا کنیم پس باید از تفکر ملک عاض رهایی یافته و به راشده (مبتنی بر منهج نبوت) بودن آن بیندیشیم، و راشده بودن این خلافت ممکن نیست مگر با ترویج تفکر امر به معروفِ حکام توسط تمام امت، تحزب مبتنی بر عقیده اسلامی، اجتهاد زنده، ترویج تعقل بر واقعیتها، شیوع تدبر همه مسلمانان در قرآن و سنت، بیعت امت و بازگرداندن حاکم از مقام سلطانِ مقدس به جایگاه مسؤولِ قابل محاسبه؛ چون خلیفه نایب امت است که تنها توسط بیعت شرعی امت انتخاب میشود تا تنها دین الله متعال را قائم و آن را با دعوت و جهاد بر ادیان، ایدویولوژیها و سرزمینهای دیگر ظاهر و غالب سازد.
رسول الله (ص) فرمودند: « در میان شما نبوت خواهد بود تا هر زمانی که خدا بخواهد باشد؛ سپس هرگاه خدا بخواهد آن را برمیدارد. سپس خلافت به منهج نبوت (راشده) خواهد بود؛ و تا هر زمانی که خدا بخواهد خواهد بود؛ سپس هرگاه خدا بخواهد آن را برمیدارد. سپس حکومت به دندان گرفته (اموی، عباسی و عثمانی) خواهد آمد؛ و تا هر زمانی که خدا بخواهد خواهد بود؛ سپس هرگاه خدا بخواهد آن را برمیدارد. سپس حکومت جبری (حکومتهای امروزی) خواهد آمد؛ و تا هر زمانی که خدا بخواهد خواهد بود؛ سپس هرگاه خدا بخواهد آن را برمیدارد. سپس دوباره خلافت به منهج نبوت (راشده) خواهد بود.» (مسند احمد)
حمله خشونت آمیز نیروهای دولت لبنان به مردم معترض!
رژیم اشغالگر اسرائیل وقتی خاک لبنان را اشغال کرد و ارتش لبنان که در ویدیو میبینید، حتی یک دمپایی هم به سمت صهیونیست های اشغال کننده سرزمینشان پرتاب نکردند، اما امشب به محض شروع اعتراضات لبنانیها علیه مذاکرات دولت لبنان با رژیم صهیونیستی، به میدان آمده و درحال سرکوب معترضانهستند!
عاشورا یعنی فرعون زمان خود را شناختن است!
یهودیها روز عاشورا را روزه میگرفتند؛ زیرا این روز، روزی بود که در آن حضرت موسی علیهالسلام همراه با بنیاسرائیل از چنگ فرعون نجات یافتند. اما رسولالله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند که ما مسلمانان نسبت به هر کسی به حضرت موسی علیهالسلام نزدیکتریم و از هر کسی سزاوارتریم که روز عاشورا را زنده نگه داریم و آن را روزه بگیریم.
ما مسلمانان کسانی هستیم که در امتداد راه حضرت موسی علیهالسلام حرکت میکنیم و پس از خاتمالانبیا، رسالت پیامبران را به دوش میکشیم و ادامه میدهیم. ما فرعون زمان خویش را میشناسیم، در برابر او میایستیم، با او صلح نمیکنیم و با وجود اینکه طغیان کرده، دعوای خدایی دارد، نظام خویش را بدیل نظام الله متعال میداند و فکر میکند بر زمان و مکان حاکم است، بر او پیروز میشویم؛ چون ما به وعدههای همان خدایی ایمان داریم که فرعون را آفرید، به او فرصت داد، اما او طغیان کرد و سرانجام خداوند او را با تمام لشکرش در دریا غرق نمود.
بلی، ما به حضرت موسی علیهالسلام از همه نزدیکتریم، چون برای خلافت راشده به منهج نبوت مبارزه میکنیم و آن را بدیل نظم جهانی و فرعونی دولت-ملت میدانیم!
قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنتَ الْأَعْلَىٰ
ترجمه: به موسی گفتیم: مترس! بیگمان تو برتر هستی (و بر فرعونیان پیروز خواهی شد). طه: ۶۸