این راستی راستی واقعیه من هنوز یادش میفتم پشمام میریزه
با یه گوشی از یه کوه دو تا عکس گرفتم به فاصله یه ساعت دو طرف مرز ایران و ترکیه
زمین سبزتر بود، آسمون آبی تر بود، آسفالت کاملا صاف و هیچ صدایی تو جاده نمیومد
من تا حالا از کشور خارج نشده بودم و پشمام ریخت اینا رو دیدم
تومشهداقایی که میبینید صد میلیون چک رمز دار نذر کرده انداخته تو ضریح امام رضا واسه شفای زنش؛
حالا بعد یه مدت اومده رفته بالای ضریح میگه زنم مرده تاپولمو پس ندید پایین نمیام.
خادماهم با هرچی که دم دستشونه دارن میزنن بهش که بیادپایین از اونورم چند تاشون سعی دارن برن بالا تا بگیرنش
دیشب عمو قناد رو اتفاقی سمت انقلاب دیدم و سوار موتورم شد. موقع پیاده شدن بهم گفت چون کلاه نمیذاری فردا ساعت یک بیا برای جبران لطفت بهت کلاه کاسکت بدم. خیلی جدی شمارم رو گرفت و گفت حتماً بیایا.
خلاصه که امروز رفتم دم خونشون و عمو بهم کلاه کاسکت داد=)))))