تنها چیزی که احتمالا بتونه کمی منو fix کنه پاییز، هوای بارونی و خنک و تا خرخره درگیر دانشگاه و کار بودنه.
خدایا این یه ترم دیگه عین آدم رنگ دانشگاه رو ببینم لطفا
یک آقایی هست هربار، تاکید میکنم هربار که من وارد مترو میشم تو متروی منیریه به سمت آزادگان سمت روبروم دقیقا یه جا نشسته و قیافه و حتی مدل نشستنش از دور واقعا عجیب بنظر میاد
و از شانس امروز دقیقا مجبورم منم یه تایم طولانی بشینم تو مترو
اندکی می هراسم حقیقتا
از وقتی که دارم تو کافه کار میکنم حس میکنم دفعات بعدی که برم یه کافه ای ناخوداگاه و برحسب عادت واقعا ممکنه پاشم شروع کنم کمک به ویتر و بردن آوردن غذا و سفارش
بچه ها جدی فکر کنم این قضیه ی ساجست شدن اکانتمون به کسایی که فالو نداریم ولی استاکشون میکنیم حقیقت داره
طی این یک هفته سه چهار بار اکانت کراشم که همو اصلا فالو نداریم رو چک کردم و صفحشو رفرش کردم الان دیدم اومده همه پستامو لایک کرده💅
چرا تازگیا همه دارن منو تو خیابون می کارن؟
یک ساعته به معنای واقعی تو خیابون علافم
اگه دفعه بعدی در کار باشه به احتمال زیاد قراره بزنم تو گوش کسی که معطلم کرده چون واقعا ادم مناسبی برای تابستون زیاد بیرون بودن نیستم و سیمام قاطی میکنه
تو خود تایمی که پسره بود از این کارا نمیکردم اصلا خودش حتی تو حرف زدنش لحجه نداشت ولی الان رندوم نشستم آهنگ مازندرانی گوش میدم و همینطور اکسپلورم هم پر شده از محتوای مازندرانی
حکم اعدام مهدی روشنی، از بازداشیهای دیماه صادر شد.
پدر و مادرش گوشی هوشمند ندارن که صدای بچهشون باشن.
ما همه پدر مادر و خواهر برادر توییم مهدی.
ما صدات میشیم.
#مهدی_روشنی
یکی از چیزایی که از توییتر قدیم خوب یادمه اینه که یه مدت هر پست کاپلی ای بود یه کاربری زیرش منشن میذاشت "سینگلا فشار دریافت شد؟"
و به طرز جالبی اونم چند وقت پیش با پارتنرش عکس گذاشته بود ولی ما هنوز هیچی به هیچی
فقط فشار دریافت میکنیم
اصفهان در آستانهی یک فاجعهی انسانیست.
چند جوان و نوجوان در پروندهی #میدان_شهدا با خطر اعدام روبهرو هستند.
نوید الیاسی/حامد مهرعلیان/علی بویری/مهرداد بویری/میلاد بویری/احمدرضا سعیدی/آرمین غلامی/ترانه رحیمی/رمینا رحیمی/سجاد عابدی شاورآبادی.
کاش تا وقتی امید برگشتت رو دارم و هرروز غصه میخورم و انتظار میکشم، برگردی
وقتی نبودنت رو یاد بگیرم و بخاطر بدی هایی که کردی ازت متنفر بشم دیگه فایده ای نداره بیای
علیرضا پس از به هوش آمدن مستقیم به زندان منتقل شد؛ حکم اعدامش قطعیست.
نمیدانم هشتگ زدن چقدر میتواند اثرگذار باشد، اما وقتی جان یک انسان در خطر است، سکوت هم انتخاب نیست...
#عليرضا_سپاهی
🚨 کمپین فوری برای نجات سه برادر بویری
میلاد، مهرداد و علی بویری، سه برادر از یک خانواده و از متهمان پرونده ۱۶ نفره میدان شهدای اصفهان هستند:
میلاد بویری، ۳۵ ساله
مهرداد بویری، ۳۲ ساله
علی بویری، ۲۸ ساله
اتهامهایی از جمله «محاربه» علیه متهمان این پرونده مطرح شده است؛ اتهامی که میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود. به همین دلیل، هر سه برادر در معرض خطر اعدام قرار دارند و سکوت میتواند جان یک خانواده را برای همیشه نابود کند.
طبق گزارشهای منتشرشده، دادگاه این پرونده در زندان دستگرد اصفهان برگزار شده و وکلای مدافع نیز پیش از جلسه دادگاه به تمام پرونده دسترسی کامل نداشتهاند. تا این لحظه حکم نهایی و قابل اتکایی درباره این سه برادر گزارش نشده است، اما وجود اتهامهای دارای مجازات اعدام، خطر را کاملاً جدی و فوری میکند.
🔗 ورود به بسته کامل کمپین:
https://t.co/1nBMv4Ohiv
📷در این بسته، ۱۰۰۰ متن آماده برای X قرار داده شده است:
🔷 ۴۰۰ پست مستقیم
🔷 ۳۰۰ ریپلای به پستها و حسابهای تأثیرگذار
🔷 ۳۰۰ کوتپست همراه با لینک منبع
📌 پوستر آماده برای انتشار که در ریپلای همین پست براتون قرار داده شده است.
📷 منشنهای چرخشی از رسانهها، نهادهای حقوق بشری و چهرههای اثرگذار
📌لطفاً ابتدا از بخش پستهای مستقیم استفاده کرده و یکی از پوستر ها رو در صورت تمایل به متن اضافه کنید. سپس ریپلایها را زیر پستهای مشخصشده منتشر کنید. در کوتپستها، لینک منبع از قبل داخل متن قرار گرفته است.
🔷متنها را با فاصله زمانی منتشر کنید تا حساب شما با محدودیت روبهرو نشود. نام هر سه برادر را تکرار کنیم و اجازه ندهیم پرونده آنان در سکوت دفن شود.
سه برادر از یک خانواده در خطرند.
صدای میلاد، مهرداد و علی باشیم، پیش از آنکه دیر شود.
#میلاد_بویری #MiladBoyeri
#مهرداد_بویری #MehrdadBoyeri
#علی_بویری #AliBoyeri
#StopExecutionsInIran
ترکیبی از یه روز بطور پیش فرض خسته کننده و سخت بعلاوه عادی ترین مقداری که سعی میکنم برای خودم سخت ترش کنم و از خودم کار بکشم تا وقتی میرسم خونه رسما پاهامو حس نکنم
حالم از این بهم میخوره که تمام این لایک و ریتوییت هایی که میکنیم به هیچ دردی نمیخوره و روز به روز آدمای بیشتری دارن اعدام میشن که هیچ گناهی ندارن
کاش خودمم یکیشون بودم اما اینقدر حس بدی نداشتم
دوباره دارم تو اون حالت فرو میرم که همش میرم محتواهای مربوط به هفت ماه پیش رو میبینم، غصه ی این جوونایی که از استرس دنبال کردن اینکه چه اتفاقی براشون میوفته شب خوابم نبرد رو میخورم و گریه میکنم بخاطر زندگی ای که اینهمه آدم نتونستن بمونن بکنن و آرزوها و هدف هایی که زیر خاک رفت