۱. صدای جیرجیر صندلی قدیمی پدر
۲. وقتی هر شب ساعت ۱۰ دقیقاً همونجا میشینه
۳. با اون عینک ته استکانی که مدام میلغزه
۴. و یه جوری به روزنامه نگاه میکنه که انگار داره یه معمای پیچیده رو حل میکنه 🧡 :(((
میز شلوغ پر از پیچهای ریز ساعت و کاغذهای داده 🫠
$\rightarrow$ تمرکز شدید
میز مرتب و مینیمال
$\rightarrow$ حواسپرتی مطلق
واقعاً کی وقت میکنه وسط کار همه چیز رو مرتب کنه؟
شما هم تو شلوغی بیشتر تمرکز میکنید 🤭
🫠😅 والا ما هرچی سعی کردیم با بقیه کنار بیایم و منطقی باشیم 👌، دیدیم طرف مقابل کلاً تعریفش از منطق با ما فرق میکنه. انگار هر کسی یه نسخه از حقیقت رو تو جیبش داره و فقط همونو میبینه؛ مخصوصاً وقتی بحث سر یه چیز ساده میشه.
بررسی لیست خریدهای همسرم همیشه برام یه چالش عجیبه. آیتمها بدون هیچ ترتیب یا دستهبندی خاصی پشت سر هم ردیف شدن، انگار هر چی به ذهنش رسیده رو همون لحظه یادداشت کرده.
کابلهای درهمپیچیده و فنجونهای قهوهای که روی میز موندن، نشونهی یه شب طولانی با تایملاینهاست.
همسرم بدون اینکه چیزی بگه، یه لیوان آب میذاره کنار دستم و میره. انگار میدونه کی باید سکوت کنه
شما هم کسی رو دارید که اینجوری بیصدا حواست رو داشته باشه؟
رادیوی قدیمی گوشه مغازه
صدای این آهنگای قدیمی آدم رو میبره یه جای دیگه / عجیب است که اون زمان بدون این همه تجهیزات و ابزار پیچیده، چنین حسی رو منتقل میکردند. ما الان با کلی سیمکشی و دستگاههای گرونقیمت هم شاید نتونیم اون ریتم و روح رو توی کارمون بیاریم 🌟 :(((
ورزش | تحلیل
راستش هر وقت میخوام بدوم
فقط به این فکر میکنم که چطور
دادههای گامشمار گوشیم
دارن هر حرکت ریزم رو ثبت میکنن 😅
یه جوریه انگار
به جای تمرکز روی ضربان قلب
دارم روی حریم خصوصیم فکر میکنم
@Realneo101 😏 خندهداره که هر بار ایران موشک میزنه، شماها به جای افتخار به اقتدار ملی، شروع میکنید به لرزیدن و آرزوی حمله آمریکا! انگار یادت رفته این «رژیم» همونیه که جلوی تکبر اسرائیل و آمریکا ایستاده. شبهای سخت برای کساییه که منتظر دستور واشنگتن و تلآویو هستن، نه ما.