@SedayeParastoo وای خاله منم همینطور البته، امروز یه اتفاقای عجیب غریبی برام میافتاد اینجوری بودم که خدای کسکش؟ اما خب یک اسپارکهای کوچولویی برام اتفاق میافته که با همونا زندهام.🧚♀️
خاطرات سراسر دلیلِ دردِ بغضهای در گلو و زخمهای در سینهاند. در به در پابرهنه به دنبال نوری میدوم و اکنون که گذشته نمکِ بر زخم و آینده نامعلوم است، زمان حال از همه سختتر است. ریههای خالی از هوا، زندگی تاکنون آنچنان که میباید نبود و زخمها امروز تازهتر از همیشهاند.
از موقعی ک�� چشمام رو لیزیک و موهام رو کوتاه کردم احساس زنانگی بیشتری میکنم. من قبلا هم خیلی فمنین بودم البته، اما چطور بگم، انگار الان یک زنانگی سکسیتر و بالغانه دارم. بامزهست.
امسال اگه بودی پیشم ۳۴ سالت میشد، ولی ��یستی، من اینجام، من ۱۲ ساله موندم تو همون جاده، تو همون ماشین، تو همون قاب عکست که روبان مشکی گوشهش رو پوشونده بود، من همونجام اما دیگه نمیدونم تو کجایی، نمیدونم کی دوباره میبینمت.
تولدت مبارک باشه عزیزم.