“I want to talk about what happened
without mentioning how much it hurt.
There has to be a way.
To care for the wounds
without reopening them.
To name the pain
without inviting it back
into me.”
Lora Mathis
ما عادت کرده بودیم رنجهایمان را مثل نشانهای افتخار به سینه بیاویزیم و بر کسانی که معنی مدالهایمان را نمیفهمند، خرده بگیریم.
تا اینکه یک روز پرندهای خسته روی شانهیمان نشست و در گوشمان پرسید: «برندهی بازی نامرئی رنج کشیدن چه کسیست؟»
و روح خستهی ما پاسخ داد: «هیچکس».
@Hana1994124 فارغ از درست غلط بودن این جور حرفا ، چرا زن رو فقط به سکس تقلیل میدن؟؟ فقط ده درصد رابطه سکس و اینجور چیزاست ، فک کن دختری داشته باشی که تموم حرفاتو میفهمه ، ظاهرش اونطوریه که تو میخوای در حالی که بقیه دوسش ندارن
@YsnaPrf خودت میگی اتهام ، اتهام معنیش وقوع جرم نیست ، حتی شروع به جرم هم خود جرم نیست ، نمیدونم ما ایرانیا چه اصراری داریم یه سوراخی پیدا کنیم هرچی نفرت و خشم داریم تو اون بکنیم ، هوففف ، ما علاقه داریم به اتهام زدن ، ما قاضی بودنو به ارث بردیم ،خیلی خوب بلدیم قضاوت کنیم و حکم صادر کنیم
بهرحال ، دیده شدن توسط چشمان معشوق ، گویا دادن نوعی زندگی جدید به عاشق است ، زندگی در دنیای فانتزی هایی که فرد عاشق هیچ وقت نداشته است ، به همین علت از دست دادن معشوق ، معادل نوعی مرگ است ، نوعی از دست دادن زندگی که میخواست توسط آن چشمان آفریده شود .
ما وقتی با فردی ، ارتباط عمیقی داریم ، حال چه معشوقه مان باشد ، یا در کودکی مادرمان ، گویا دوست داریم در دنیای او زندگی کنیم ، دوست داریم توسط چشمان مورد علاقه مان " دیده شویم " این دیده شدن برایمان به معنای زیستن در دنیایی است که توسط خودمان آفریده شده است و چقدر لذت بخش است .
توهم زیستن در دنیایی خودمان آفریده ایم و فکر میکنیم توسط آن چشمان خاص ، آنگونه دیده میشویم ، و گویا فقط چشمان آن فرد خاص برایمان آن دنیا را بوجود می آورد ، شاید به همین علت تعریف لکان از عشق همین باشد: دادن چیزی که فرد ندارد به کسی که آن را نمیخواهد ،