خب بابا مادر من حالا تو کلید بده تا ماشین به چوخ نرفته برم تو ۵۰ میلیون خرج حالا بعد جوابتو میدم!
عصبانی هم بشی بغض میکنه میگه اصلا من حق ندارم حرف بزنم پیش شما!
واقعا صبر ایوب لازم دارم ...
ولی اگه من دعوتتون کردم جایی نگید
«گفته 7 پس من 7 راه میافتم 8-7:30 برسم»
7 برسید.
7 اینجا باشید.
من از 6 آماده و از 7 منتظرم.
بزرگ شدیم دیگه یاد بگیریم به موقع برسیم.
منی که حس میکردم مسئولیت حل اختلافاتشون روی دوش منه چون میدیدم همسرم وقتی ارتباطش با خانوادش خوب میشه با منم بهتر رفتار میکنه و خوشحالتره!
در نهایت متوجه شدم فاصله بیشتر یعنی حفظ ارزش های خودت
من از اون عروس ها بودم که میگفتم خودم رو با خانواده همسرم گرم بگیرم فکر کنن مثل دخترشونم صمیمی باشم باهاشون که منو از خودشون بدونن،بزرگ ترین ظلم رو خودم در حق خودم کردم نه تنها صمیمیتی ایجاد نشد که توقعات هم بالا رفت که رابطه هامون هم خراب تر شد
از خانوادهاش فراری بود و حتی نمیتونست ۵دقیقه مکالمه باهاشون داشته باشه میگفت مادرم افسردگی حاد داره، بعدا مشخص شد از شدت ترومای مصرف مواد مادرش نمیتونه ارتباط بگیره باهاش، البته در نهایت چون عذاب وجدان داشت که با مادرش بد رفتاری کرده اجازه دخالت زیاد بهش میداد و باعث جدایی شد
مصریها فرعونهایشان را و نروژیها وایکینگهای وحشیشان را در زرورق افتخار میپیچند و به رخ دنیا میکشند.
اما اگر ما بخواهیم کوروش بزرگ و شاهان تمدنساز تاریخمان را ستایش کنیم، باید از دالان تحقیر و فحش و فضیحت چپ ایرانی عبور کنیم.
این آدم بعد از ریجکت شدن سعی داشت بگه من از اولم از رفیقت خوشم اومده بوده و بعدش منو جلو رفیقم خراب کرد که دیگه نتونه بهم اعتماد کنه و من رفیقی نداشته باشم !
بماند که یک ماه استاکر بازی در اورد و میومد در خونمون و زندگیمو سیاه کرده بود در حدی که از شدت استرس مدام بالا میاوردم!
ولی من جدا داره حسودیم میشه به لاو لایف بقیه! مگه چیکار میکنن که ما نمیکنیم ؟ اینجا پسره حاضر نیست ده دقیقه راه رو بیاد سمت تو برا دیدنت بعد یه سریا کوه هم براشون جا به جا میشه 🥲
هیچ هیچ هیچ چیزی مثل این حرف کلهی من را خراب نمیکنه: اون مرده، بلد نیست! مرد ها نمیتونن بچه نگه دارن، نمیتونن آشپزی کنن، توی تمیزکاری دقیق نیستن، توی فلانکار خوب نیستن.
چرا؟ فلجن؟ بیل خورده کمرشون؟؟ عقب مانده ذهنی ان؟ مردی که میره بیرون کار میکنه با ۱۰۰ نفر سر و کله میزنه